راز پشت درهای بسته

میرعلایی، مدیرعامل جدید بنیاد سینمایی فارابی، در مراسم معارفه خود حرفی زد که به اصطلاح باید آن را آب طلا گرفت و در همه اداره‌هایی که ارباب رجوع دارد نصب کرد. میرعلایی گفت: «من تاکنون خیلی پشت درهای بسته فارابی نشسته‌ام و به زودی به شما خواهم گفت پشت این درهای بسته چه می‌گذرد»! اصلا وقتی درها بسته می‌شوند، ماجرا بانمک می‌شود چون کسی که پشت در نشسته و منتظر است در باز شود و او داخل برود، برای خودش هزار جور فکر می‌کند و هزار جور تصمیم می‌گیرد.
کد خبر: ۲۹۱۱۷۳

 اولین فکر این است که ما را گذاشته‌اند سر کار. بعد می‌گوید پس تکریم ارباب رجوع چه می‌شود و بعد که زمان نشستن طولانی ‌شد، در ذهن طرح و توطئه را شکل می‌دهد و می‌گوید نوبت ما هم می‌شود... فکرهای دیگر هم می‌کند که نوع این فکرها بستگی به آدمش دارد. اما می‌توان خود را جای آدمی هم که آن‌ور دیوار و در نشسته و باید ارباب رجوع را تکریم کند و به کارش رسیدگی کند گذاشت. این آدم می‌تواند آدم خوبی باشد، وظیفه‌شناس باشد و عدالت‌محور، اما شاید دست و بالش بسته باشد؛ یعنی این‌که بخواهد کمک کند اما بودجه نداشته باشد. آدم آن‌ور دیوار می‌تواند مدیرعامل فارابی باشد که می‌داند باید به ارباب رجوع پول یا قول بدهد یا وسیله بدهد ... اما گاهی نمی‌تواند از عهده اینها بربیاید، به همین دلیل ارباب رجوع را تکریم می‌کند و با او رودررو نمی‌شود!! و ترجیح می‌دهد پشت در بنشیند و گاهی چای بخورد تا وقتی ناامید شد، برود. این باعث می‌شود ارباب رجوع فکر کند که آدم آن‌ور دیوار آدم خیلی بدی است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها