در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سریالهای تلویزیونی «منظومه آتش»، «برای آخرین بار» و «مهمانی از بهشت» را هم ممکن است با بازی او به یاد داشته باشید.
شیرینترین خاطره کاریاش مربوط میشود به روز کلید خوردن یک پروژه: در15سالی که بازی میکنم، همیشه روز اول آغاز یک پروژه جزو روزهای شیرین زندگیام بوده.
روز اول مثل تولد دوباره است، مثل آغاز زندگی است. مثل بهار است. مثل تولد یک فرزند است.اگر این فرزند خوشبخت بشود من هم خوشحال میشوم.
با این حساب احتمالا تلخترینش هم میشود روز آخر پروژه و خداحافظی و گریه و اینجور حرفها. حدسمان درست است اما امینیخواه تلخی را طور دیگری توضیح میدهد: «تلخترین روز پایان کار است، اما تلخی وقتی بیشتر است که پروژه شکست بخورد و مورد استقبال قرار نگیرد یا فیلم خوب نفروشد. حال این شکست به هر دلیل که میخواهد باشد.»
از او میپرسیم در زندگی شخصیاش چه تلخی و شیرینی داشته؟ خاطرهاش با خاطره بسیاری از جوانها مشابه است؛ روز ورود به دانشگاه و تحصیل در رشته مورد علاقهاش: «من در دانشکده هنر و معماری دانشگاه تهران، رشته بازیگری خواندم. بهترین روز زندگیام روزی بود که وارد دانشگاه شدم. احساس کردم از پس کار بزرگی برآمدهام.»
تلخترین خاطره شخصی مهدی امینیخواه برمیگردد به 5 ماه پیش که پدرش را از دست داد. خاطرهای که بازگو کردنش او را دوباره ناراحت میکند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: