در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
عامل اصلی تشکیل این پرونده هولناک مردی عراقی اصل بود که از سالها قبل در منطقه ورامین زندگی میکرد. این مرد بعد از اینکه متوجه رابطه همسرش با مرد دیگری شده بود به جای اینکه تصمیم عاقلانه بگیرد، دست به انتقامگیری هولناکی زد. او خودش را به عنوان دایی همسرش به مرد مورد علاقه همسرش معرفی کرد و برای همسرش مراسم عروسی برگزار کرد و او را به عقد آن مرد درآورد.
نام این مرد 50 ساله اسماعیل بود. هر چه در پرونده جلو میرفتم بیشتر احساس میکردم این مرد از انسانیت خارج شده است. او بعد از اینکه همسرش را شوهر داد خواهر شوهر همسرش را هم برای دوستش خواستگاری کرده و او زمانی که دختر جوان را به بهانه دیدار خواستگارش به خانه کشانده بود او را به قتل رسانده و تکه تکه کرده بود. این مرد چند روز بعد از این حادثه شوهر همسرش را هم در بیابانی به قتل رسانده بود. اماجنایات به همینجا ختم نمیشد. چرا که اسماعیل بعد از دومین قتل به سراغ دو پسر کوچکش رفت و از انجایی که میدانست آنها شاهدان این قتلها هستند آن دو را هم در حمام خانه سر بریده بود. این درحالی بود که همسرش در جریان تمامی این جنایات بود.
پرونده روی من خیلی تاثیر گذاشته بود. این همه خشونت و شیطان صفتی را یک جا در هیچ انسانی ندیده بودم. از طرفی این جنایت تاثیر بسیار بدی هم در روان مردم ورامین گذاشته بود. باتوجه به اینکه 4 فقره قتل و رابطه نامشروع درحد زنای محصنه و روابط و تجاوز اسماعیل به خواهر شوهر همسرش در این پرونده مطرح بود به پیشنهاد رئیس وقت دادگاه کیفری استان تهران وقت ویژهای برای این پرونده درنظرگرفته شد.

روز محاکمه همه خبرنگاران حوادث در دادگاه حاضر شدند. کارآموزان وکالت هم بودند دادگاه خیلی شلوغ شده بود. حتی خبرنگاران صدا و سیما هم حضور داشتند. متهمان یعنی اسماعیل، همسرش فاطمه و دو همدست دیگرش که دردفن اجساد او را یاری کرده بودند راس ساعت مقرر در دادگاه حاضر شدند. به دلیل اهمیت پرونده دادستان ورامین و رئیس دادگاه کیفری استان تهران نیز شخصا در جلسه دادگاه حاضر شدند. جمعیت آنقدر زیاد بود که مجبور شدیم در سالن انتظار هم برای حاضران صندلی بچینیم. به هر حال دادگاه شروع شد و من و چهار همکارم در جایگاه قرار گرفتیم. نماینده دادستان کیفر خواست را خواند. بعد از اولیای دم مقتولان، متهم ردیف اول یعنی اسماعیل در جایگاه حاضر شد قتل 4 نفر از جمله 2 فرزندش به او تفهیم شد تا از خود دفاع کند. او خیلی سعی میکرد دادگاه را با حرفهای دروغش منحرف کند. مرتب گریه میکرد و میخندید اما گزارش پزشکی قانونی نشان داده بود سالم است و بیماری روانی ندارد. به هر حال وقتی دید موفق به این کار نمیشود توضیح درمورد آنچه اتفاق افتاده بود را شروع کرد. زمانی که داشت نحوه قتل دو پسر کوچکش را تعریف میکرد من یکباره متوجه شدم منشی دادگاه که زنی جوان بود و داشت گفتههای حضار را مینوشت از حال رفت. مجبور شدم اعلام تنفس کنم. خانم منشی به دفتر منتقل شد و بعد ازکمی استراحت و به کمک همکاران بهتر شد اما دیگر نتوانست به دادگاه برگردد. او آنقدر تحت تاثیر خشونت اسماعیل قرار گرفته بود که بعد از یک هفته، کار در شعبه قتل را برای همیشه رها کرد.
ما مجبور شدیم از وسط محاکمه منشی دیگری به دادگاه بیاوریم و دادگاه را ادامه دهیم. بعد از پایان جلسه محاکمه، اسماعیل در 4 فقره قتل مجرم شناخته شد. طبق قانون او به خاطر قتل دو فرزندش به مرگ محکوم شد اما در دو قتل دیگر به قصاص و همسرش فاطمه هم که در اجرای این نقشه شیطانی او را یاری کرده بود به جرم زنای محصنه به اعدام محکوم شد. علاوه بر این همدستان اسماعیل که در دفن اجساد و قتل به او کمک کرده بودند به 15 سال حبس محکوم شدند. احکام متهمان چند ماه بعد از گذراندن مراحل قانونی و تایید آن در دیوان عالی کشور به اجرا درآمد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: