در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شاید مقصود آن است که با انتصاب سخنگوی جدید:
1- خبرنگاران وقتی سوالی طرح میکنند جوابش را هم بگیرند نه این که همه چیز بشنوند جز پاسخ سوالشان را.
2- سخنگو از حوزه کاریاش برای مردم و خبرنگاران خبر و اطلاعات تازه داشته باشد نه سخن( !سخنگو در واقع همان تغییر شکل یافته مخبر است)
3- سخنگو و تیم مشاورانش به جای این که به دنبال راههای فرار از سوالات باشند، درصدد ارائه بهترین پاسخ برآیند.
4- شاید قرار است سخنگو شجاع باشد و به جای جوابهای به اصطلاح نه سیخ بسوزد نه کباب، پاسخهای دقیق به خبرنگاران و افکار عمومی بدهد یا این که سخنگو فرد حاذق و باهوشی باشد که پاسخ بدهد، ولی تنشزایی نکند.
5- شاید قرار است دیگر سخنگویی خبری را تکذیب نکند که کمتر از 24 ساعت بعد تایید شود.
6- یا این که سخنگویان حرفهای تکراری را تکرار نکنند.
7- شاید قرار است سخنگویان همیشه در دسترس و پاسخگو باشند و حداقل به تلفنهای خبرنگاران پاسخ دهند، نه این که چند هفته بعد از یک اتفاق مهم سرگذشت تاریخی آن را به نقل از روزنامهها برای خبرنگاران تعریف کنند.
8- احتمالا بناست جلسات سخنگویی مداوم و مرتب برگزار شود.
9- یا اینکه سخنگو قبل از اینکه یک اتفاق ساده به یک توپ خطرناک شایعه تبدیل شود، میخواهد پاسخ بدهد.
10- شاید قرار است سخنگو نفع دستگاهش را در پاسخگویی به افکار عمومی بداند و با دنبال کردن مطالبات مردم در دستگاهش، تحرک و بهرهوری آن را مدنظر داشته باشد.
11- در نهایت شاید برنامهریزی شده علاوه بر دولت، قوه قضاییه، وزارت خارجه و شورای نگهبان، وزارتخانهها و سازمانهای دیگر هم سخنگو داشته باشند تا به جای اینکه وزرا و مسوولان چند ماهی یکبار (و البته بسته به میلشان) با اصحاب رسانه گفتگو داشته باشند، خبرنگاران پاسخهایشان را بموقع دریافت کنند.
در پایان باید گفت، هر چند دو صد گفته چون نیم کردار نیست، ولی خالی بودن تریبون سخنگویان ممکن است به انسداد خبری در دستگاهها و خدای نکرده ضعف عملکرد آنها بینجامد!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: