در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کتاب قانون در واقع یک طنز اجتماعی انتقادی است که قرار است از نگاه آشنای غریبه یعنی فردی که تازه مسلمان شده، به رفتار و عادتهای مذهبی ما بنگرد و آن را در نسبت و با میزان کتاب قانون که در اینجا میتواند قرآن و کل دستورات و احکام دینی باشد مورد محک و سنجش قرار دهد تا معلوم شود چند مرده حلاجیم. به عبارت دیگر در این داستان، موقعیت پارادوکسیکالی خلق میشود که به واسطه تقابل و قیاس اسلام شناختی و مسلمانی شناسنامهای به وجود آمده است. در واقع، اسلام معرفت اندیش،با آیینهای که در برابر اسلام مورثی و شناسنامهای ما قرار میدهد دینورزی امروز ما را به چالش میکشد. همین تضاد و دوگانگی، ساختار طنز فیلم را هم شکل میدهد و این با پسزمینه روانی و تجربه عاطفی که مخاطب ایرانی نسبت به سوژه فیلم دارد مطابقت داشته و اساسا از همین روست که سویه کمیک آن پر رنگ میشود والا اگر همین فیلم برای تماشاگر غیر ایرانی نمایش داده شود، شاید هیچگونه کارکرد طنزی نداشته باشد.
کتاب قانون به لحاظ ساختار روایی و تقسیمبندی لوکیشن به 2 بخش عمده تقسیم میشود که نیمه اول آن در کشور لبنان میگذرد و ژولیت هنوز مسلمان نشده است و در نیمه دوم که او به اسلام مشرف شده و به آمنه تغییر نام داده است و قصه در ایران میگذرد. این دو نیمه تنها تفاوت در لوکیشن نیست، بلکه به لحاظ مفهومی نیز با موضوع فیلم نسبت معناداری دارد؛ مثلا مخاطب در نیمه اول قهرمان اصلی داستان را در کشور خودش و با مناسبات اجتماعی و اعتقادی آنجا میبیند فرضا ژولیت در این بخش بیحجاب ظاهر میشود و در بخش دوم او را محجبه و در درون مناسبات ایرانی میبینیم که به دلیل اختلاف فرهنگی، تضادهای شیرینی خلق میکند. ضمن اینکه در بخش اول تماشاگر ایرانی تصاویر زیبایی از کشور لبنان و پیشرفت مدرنیته را نظاره میکند که شاید تاکنون در تلویزیون و رسانههای دیگر ندیده باشد و با تصویر ذهنی او از لبنان متفاوت باشد. انتخاب لوکیشنهای زیبا و چشمنواز در این سکانسها، زیبایی بصری فیلم را تامین میکند و تصاویر جذابی از لبنان به تصویر میکشد. کتاب قانون اما نقد خود را صرفا به رفتارهای دینی محدود نمیکند و فرهنگ عرفی و ایرانیت را نیز از منظر نگرشی انتقادی بازنمایی میکند که البته در برخی از قسمتها بیشتر جنبه شوخی دارد تا ساختاری طنز. مثلا دیالوگهایی که درباره مفهوم رند، بچهها (منظور دوستان) یا تعارف کردن ایرانی و... میان رحمان و آمنه رد و بدل میشود، بیشتر به شوخی شبیه است که به تلطیف قصه کمک میکند. شاید این برای اولین بار است که یک فیلم ایرانی به مدیران دولتی نگاهی طنزآمیز دارد و با زبان طنز برخی از خرده فرهنگهایی مربوط به این طبقه را مورد انتقاد قرار میدهد. مهندس رحمان توانا، کارشناس یک مرکز تحقیقاتی علوم انسانی در ایران است که به همراه مدیران ارشد خود برای مذاکرات و قرادادهای علمی به لبنان میرود. مازیار میری حتی خود این مذاکرات و ماموریتهای اداری را نیز به نقد میکشد و از تکراری بودن و بیثمره بودن آنها سخن میگوید. اساسا کتاب قانون را میتوان یک نقد سینمایی و اجتماعی به فرهنگ و رفتار رسمی در کشور دانست که در محافل سیاسی و آسیبشناسیهای اجتماعی نیز راه برونرفت آن را قانون میدانند. نام فیلم به طور تلویحی اشاره به فقدان همین کیمیای قانون است که در جامعه ایرانی و هنوز بر آن تاکید میشود. در واقع عنوان فیلم علاوه بر نسبت دراماتیکی که با موضوع فیلم دارد نسبت استراتژیکی هم با پسزمینه تاریخی و مولفههای فرامتنی اثر دارد، اما ساحت انتقادی اصلی کتاب قانون به فصلهایی مربوط میشود که آمنه یا همان ژولیت در رابطه با خانواده رحمان دچار مشکل میشود این مشکلات دارای دو زمینه است. یکی به اختلاف آنها با ازدواج رحمان با آمنه برمیگردد و آنها از داشتن یک عروس خارجی ناراضی هستند در این بخش در واقع فیلم به شناسایی، بررسی و آسیبشناسی فرهنگ ازدواج و مسائل خانوادگی در ایران میپردازد و ازجمله داستان عروس و مادرشوهر یا خواهرشوهر را برجسته میکند در عین اینکه ریشههای مذهبی به عبارت بهتر باورهای مذهبی را مورد بررسی قرار میدهد. باورها و رفتارهای غلطی که از شدت حضور و فراوانی، زشتی و قبح خود را از دست داده است و گناه بودن آن فراموش شده است. مهمترین آنها غیبت و قضاوتهای عجولانه درباره یکدیگر است. در حقیقت، کتاب قانون از طریق قرار دادن خویشتن فرهنگی و دینی ما در برابر آیینه دیگری میخواهد به مخاطب تلنگری بزند تا کژیها و ناراستیهای خود را در آن ببیند و به خود آید.
این خاصیت سینماست که در عین اینکه واقعیتهای اجتماعی را بازتاب میدهد، به اصلاح آن نیز یاری میرساند. این اتفاق برای شخصیتهای فیلم رخ میدهد آنها پس از اینکه آمنه به دلیل باردار نشدن مورد تمسخر و تحقیر خانواده همسرش قرار میگیرد به لبنان برمیگردد و جای خالی او به تدریج برای خانواده رحمان حس میشود بویژه خواهر کوچک او کوکب که از ابتدا با آمنه رابطه خوبی داشته است و با نظر او درباره ظاهرسازی و شکلگرایی دینی موافق است و تنها کسی است که همواره از او حمایت میکند، اما تعارض دراماتیک و روانشناختی قضیه به این برمیگردد که چرا رحمان که در سن بالا دست به ازدواج آگاهانهای زده و عاشق ژولیت بوده است، بعد از آمنه شدن و در واقع همسر شدن او هم ارتباط عاطفی حتی کمرنگی با او دارد و از یک جایی به بعد به مبارزه با عقاید و رفتارهای او میپردازد.
کتاب قانون یک کلاس بازیگری و جلوهگری نمایشی برای پرویز پرستویی هم حساب میشود، چراکه او در این فیلم به شکل کوتاه در چند نقش بازی میکند و در قالب شخصیتهای یک قصاب، بقال، میوهفروش و راننده تاکسی قرار میگیرد که البته این هم خود یک کارکرد نمادین دارد. به این معنی که میخواهد شباهت باطنی همه مردهای ایرانی را نشان دهد. کتاب قانون اشاره ضمنی به تغییر انسانها در طول زندگی هم دارد و به دفاع منطقی از آدمهایی میپردازد که گذشته چندان خوبی نداشتند و امروز انسان دیگری شدهاند. در واقع این فیلم با تکیه بر منطق میزان، حال افراد است نشان میدهد که تغییر ژولیت به آمنه به دگردیسی پروانه از کرم ابریشم به پروانگی است. این فیلم همچنین «عشق» را همچون اکسیر تحول اخلاقی مطرح میکند و اینکه چگونه عشق در دوره جاهلیت به ایمان آوردن در زمان پس از آن منجر میشود. تجربهای که ژولیت تا آمنه شدن طی میکند.
سید رضا صائمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: