در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مهندس رحمان طاها (پرویز پرستویی) در کنار چند «مهندس» دیگر، نمایندگان ما برای معرفی فرهنگ و سنت ما به بیگانگان هستند. نمایندگان ما، چند مهندس هستند؛ زیرا ما نگاه کمیت محور را نهتنها در عرصههای علمی و فنی؛ بلکه بر عرصه فرهنگی نیز حاکم کردهایم.
فرهنگ و سنت بومی ما دارای ابعاد و وجوه متعددی است. فقه، عرفان، فلسفه و هنر هر یک وجوهی از این فرهنگ محسوب میشوند. مطالعه در عرصه فرهنگ بدون در نظر گرفتن این وجوه مختلف، مطالعهای ناقص است؛ اما به نظر میرسد برخی از این وجوه در زندگی روزمره ما به مرور در معرض فراموشی قرار میگیرند، علیالخصوص وجهی از سنت که اصل و جوهره آن محسوب میشود؛ عرفان. نگرش عرفانی که در کلام منظوم و منثور عرفای اسلامی بدان اشارت شده است، درون و جوهره و «بیت الغزل» سنت ایرانی اسلامی است. این وجه از فرهنگ، در میان توده مردم فراموش و دین و فرهنگ، به موازین و قواعد شرعی فروکاسته شده است؛ اما از آنجا که عرفان، مغز و جوهره سنت اسلامی است که قوامبخش پوسته و رویه این سنت =(شرع) است، با فراموشی و حذف جوهره این فرهنگ، رویه و سطح آن نیز متزلزل خواهد بود.
نگاه کمیتمحوری که امروز در میان برخی متشرعین ما به امور دینی حاکم شده، معلول همین فقدان بینش عرفانی است. بدینسان، دین را به وجه شرعی آن فروکاستیم و با ابداع معیارهای کمی (صلوات شمار) به سنجش دینداری خود میپردازیم.
آنقدر هنر نداریم که معرفی سنت خود را از معرفی عرفان اسلامی آغاز کنیم؛ چراکه اصلا شناختی از آن نداریم. برای معرفی این فرهنگ، مهندسانی را به نمایندگی از خود نزد بیگانگان میفرستیم که حتی توان خواندن یک بیت از شعر حافظ را ندارند و اگر احیانا بیگانگان، خود از روی علاقه به مطالعه فرهنگ ما پرداختند و شیفته بینش عرفانی آن شدند و به آن گرایش یافتند، از همان آغاز کتاب قانون خود را به او میدهیم و تقید او را به همه موازین عرفی و شرعی خواهانیم؛ اما از آنجا که اصل و جوهر این سنت و این موازین را از دست دادیم، خودمان هم به این کتاب قانون پایبند نیستیم.
«کتاب قانون» توصیفی از وضعیت اسفبار فرهنگی امروز جامعه ماست. جامعهای که فرهنگ خود را هر روز بیشتر از پیش به اموری سطحی و پیش پا افتاده فرو میکاهد و از بینش و نگرش عمیق، تهی میشود. جامعهای که به جای سنجش اشخاص با معیار حق، حق را با اشخاص میشناسد و حرف حق را از یک تازه مسلمان نمیپذیرد. جامعهای که بیتالغزل معرفت خود (حافظ) را فراموش کرده و معیار دینداری خود را به دستگاه صلوات شمار مادر مهندس طاها تقلیل داده است.
ژولیت (آمنه) فیلم «کتاب قانون»، تذکری است برای جامعه ما، به عنوان بیگانهای که شیفته فرهنگ عرفانی اسلامی ماست، ولی با مشاهده جامعه امروز ما، نسبتی را بین این جامعه و آن فرهنگ نمیبیند و آزمون بخت خود را در شهر بیقانون، سوخته دیده و رخت خود را از این عرصه تهی شده از فرهنگ بیرون میکشد.
حسین شقاقی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: