در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بدون تردید در هر طایفهای کسانی پیدا میشوند که شرافتمندانه زندگی میکنند و در زندگی جز مسیر مستقیم راهی خلاف نمیروند و کسانی هم هستند که زندگی از راه تبهکاری را پیشه کردهاند و بر مسیر اشتباه خود هم پای میفشرند.
این گزارش به بررسی نقش باندهای خلافکاری میپردازد که وابسته به طایفهای هستند که به «فیوج»ها معروفند و قطعا همه افراد متعلق به این قشر را دربرنمیگیرد.
ایستگاه اول: «دستتو بده فالت بگم، خانمجان اقبالت بلنده، ستارهات روشنه، خواهان زیادی داشتی، حالا هم خدا رو شکر کن، شوهر خوبی داری، نان راحت میخوری و خوب میخوابی، یه پدر خوب داری نصیحتت میکنه، بعضی وقتها گوش میکنی و بعضی وقتها نه، اما نصیحت پدر رو گوش کن بد نمیبینی.»
ایستگاه دوم: «عزیزم پایه عمرت 120 ساله، انشاءالله به کربلا میری و به همین زودیها زائر خونه خدا میشی، خانمجان اگه خدا بخواد مادر 12تا اولاد میشی، یه بچه هم تو شکم داری، انشاءالله پسره، شب چهارشنبه لباستو عوض نکن، تو این روز طالع نداری.»
ایستگاه سوم: «ای آقاجان، دستتو بکش به صورتت و بگو یا سیدالشهدا، آقای گل، طالع به پیشونی داری، دستت دهنده است، دلت بخشنده است، 100 سال پایه عمرته، اما حالا به خاطر 2 نفر کلهشق زحمت میکشی، نه مزد داری نه منت، کارت دعایی شده، یه نذر داری، نذرتو ادا کن، نیتت رو به خدا کن.»
ایستگاه آخر: «ای آقاجان یه مادر و دختر در فراقت میسوزند، اما تو دیگه قصد عروسی نداری، میگی من سوار اسب شدم و دیگه سوار خر نمیشم، اما دلت هر دو جا بنده، همین طور حیرونی و دلپریشون، ولی ناراحت نباش، بختت بلنده، درجهت بالا میره، بگو انشاءالله.»
چه جملههای آشنایی! انگار اینها را وقتی از خیابان یا کوچهای میگذشتهای، بارها شنیدهای اما شاید خودت بودی که روزی ناامید از همه جا برای اینکه کمی خیالت راحت بشود در یک پیادهروی پررفت وآمد دستت را به دست یکی از این پیشگوهای دروغی دادی تا از آیندهات بگویند. شاید هم حرفهایشان را باور کردهای. آخر آنها شگردشان امید دادن به مردم است ولی باور کن اینها راست نمیگویند. اینها مردمانی از یک طایفه معروفند که بیشترشان از راه جرم و جنایت و دروغ روزگار میگذرانند.
فیوجها از کجا آمدهاند
به آنها فیوج میگویند اما به کولی هم معروفند. البته برای اینکه آنها به کشور ما برسند راه درازی آمدهاند و کل دنیا را زیر پا گذاشتهاند، اما هنوز درست مشخص نیست سروکلهشان از کجا پیدا شده و دقیقا از چه سرزمینی آمدهاند. با این حال 4 روایت از اسناد تاریخی برمیآید که به تاریخچه طایفه فیوج اشاره دارد.
در روایت نخست که سرهنگ جمشیدی در پایاننامه دوره کارشناسی ارشد خود به آن اشاره کرده اینگونه آمده است که کولیان قرن 9 میلادی در ایران بودهاند و از آنجا به غرب رفته و سال 1418 میلادی عده زیادی از آنها از مجارستان و آلمان گذشتند و به سواحل بالتیک رسیدند. آنان در طول مسافرت خود در گذشتن از چندین کشور، اماننامههایی از امپراتورها دریافت میکردند که برای آنها حکم مجوز عبور را داشت تا اینکه در ادامه مسیر به فرانسه رسیدند، اما اماننامههای آنها در این کشور اعتبار نداشت.
به همین جهت آنها برای دریافت مجوزی که از لحاظ جهانی معتبر باشد به دیدار پاپ رفتند. چنانکه گفته میشود پاپ با دلگرمی از آنان استقبال کرد و نامههایی به آنها داد تا آزادی سفر برای آنها فراهم شود. سال 1427 میلادی کولیها برای نخستینبار مقابل دروازه پاریس که آن زمان در اشغال انگلیسیها بود ظاهر شدند و به مدت 3 هفته در آنجا چادر زدند، به طوری که جمعیت انبوهی با کنجکاوی به دیدن آنها آمدند، اما در آن زمان رویدادهای نامطلوبی رخ داد، یعنی هنگامی که کولیهای جادوگر و تردست مشغول کفبینی بودند، چند کیف ناپدید شد و اسقف پاریس مردم را به خاطر سستاعتقادی و خرافی بودن بشدت سرزنش کرد.
همین شد تا کولیها مجبور شدند آنجا را ترک کرده و در بسیاری از نواحی اروپا پراکنده شوند. اما دستهای دیگر از اسناد وجود دارد که نشان میدهد کولیها تیرهای از مردم هند شمالی بودهاند که در مهاجرت خود از هند به آسیای غربی و اروپا به دو دسته تقسیم شدهاند؛ به طوری که دستهای از آنها از داخل سرزمینهای مختلف عبور کرده و در مرحله نخست در مجارستان، سوئیس، آلمان و ایتالیا اقامت گزیدند و پیشقراولان آنها وارد فرانسه شدند، ولی به خاطر سوء رفتارشان از این کشور اخراج شدند.
با این حال، گفته میشود دسته دیگری از این افراد از بلوچستان به جنوب ایران، صحرای عربستان و ساحل دریای سرخ وارد شدند و صحرای سوریه را برای اقامت انتخاب کردند و مدتی هم در ارمنستان ماندند.
این در حالی است که دستهای دیگر از اسناد نشان میدهد این طایفهها از نژاد آریایی هستند که یک شعبه بزرگ از آن نزدیک به 7 هزار سال پیش از ساحل رود جیحون به ایران آمده، سپس به هندوستان مهاجرت کردهاند.
فیوجهای چند اسمه
اما زیاد فرقی نمیکند که این فیوجها از کجا آمده باشند، چرا که امروز شناخت اعمال و رفتار برخی از آنها و هشداری در مقابلشان بیشتر از خاستگاه آنها اهمیت دارد. ولی از آنجا که این طایفه در طول تاریخ، همواره از نقطهای به نقطهای دیگر کوچ کرده است، در کشورهای مختلف با نامهای گوناگونی شناخته میشوند، به طوری که جیپسی، بوهمین، هایدن، زیگومر، جیتانو و زینگاری از اسامی این طایفه در کشورهای انگلیس، فرانسه، هلند، آلمان، اسپانیا و ایتالیاست.
البته این طایفه با اسامی مانوش، کالو، سنت ولوت، چنگاله، حرامی، کولی و قرشمال در کشورهای هند، ترکیه، کشورهای عربی، افغانستان و ترکمنستان نیز شناخته میشوند؛ در حالی که در کشور ما نیز این طایفه اسامی مختلفی دارند، به طوری که به آنها در آذربایجان قراچی، در مازندران و گرگان جوکی، کردستان و کرمانشاه سوزمانی، شیراز لولی و غربتو و در اصفهان فیوج گفته میشود.
جالب است بدانید طبق پژوهشی که روی این طایفه انجام شده، اعضای آن اسامی منحصر به فردی دارند؛ به طوری که صد تومانی، مدهوبالا، اشرافی، هیرا، رسمیه و گیلا از پرکاربردترین اسامی زنان و دختران و جمیل، عظیمه، اصیل، فداحسین و صاحبعلی از کاربردیترین اسامی مردانه بین آنان است.
کسب درآمد از چه راهی؟
اما اعضای این طایفه را در مشاغل گوناگونی میتوان دید؛ به طوری که مردان فیوج بیشتر در شغلهای آهنگری، مسگری، نجاری، ساخت دستبند، انبر، تیشه، کارد، میخ و... مشغول به کارند؛ ولی بنا بر پژوهشهای سرهنگ جمشیدی کفزنی، کشوزنی و جعل اسناد نیز پیشه برخی از مردان این طایفه است. در این میان، گدایی جزو صفات بارز زنان کولی است که از دوران کودکی تا پیری انجام میشود. البته کار این گدایان و دورهگردان به 4 شیوه انجام میشود که یک گروه از آنها کسانی هستند که در چهارراهها تجمع میکنند و با در دست داشتن اسپند و زغالگردانی، گدایی میکنند. گروه دیگر آنهایی هستند که به صورت گروهی و مشترک اعم از زن و مرد و کودک به کوچهها و محلهها میآیند و به عنوان افرادی نیازمند تقاضای دریافت مواد خوراکی از خانوادهها را مطرح میکنند.
دسته دیگری از این فیوجها به صورت ثابت و در مسیر پررفت و آمد با حالتی رقتبار و التماسگونه اقدام به گدایی میکنند. این گروه معمولا کودکان شیرخواری را به حال لخت یا نیمهلخت کنار خود نگهداری میکنند که گفته میشود به خاطر این نوع گدایی به وسیله کودکان، بچهدزدی میان کولیها نیز رواج دارد، اما گروه چهارم این طایفه افراد سادهلوح را هدف قرار میدهند، طوری که با مراجعه به منازل و با استفاده از بیانی شیرین و شیوا افراد زودباور را میفریبند و با دادن موی خرس، پنجه گرگ، مهره مار و علفهای طبی اقدام به جادوگری و فالگیری میکنند و برای بختگشایی دختران و خوشبختی زنان طلسم و جادو یا باطلالسحر میدهند.
فیوجها را بشناسید
با این اوصاف البته ممکن است عدهای توان شناسایی فیوجها را از سایر اقشاری که گدایی یا کفبینی و... میکنند نداشته باشند ولی آن گونه که پژوهشها نشان میدهد، اعضای این طایفه 5 ویژگی بارز دارند.
این افراد اندام، دست و صورت خود را خالکوبی میکنند و زنان آنها از چادر و روسریهای حاشیهدار با رنگ طلایی استفاده میکنند. رنگ پوست آنها نیز بیشتر سبزه و تیره است و زنان گوشهایشان را سوراخ کرده و حلقههای نقرهای از آن میآویزند. مردان این طایفه معمولا تصویر شیر را بر دو بازوی خود خالکوبی میکنند.
جرایم از نوع فیوجی
البته همان طور که مشاغل و شیوههای کسب درآمد فیوجها با هم متفاوت است، جرایمی نیز که برخی از افراد این طایفه انجام میدهند دامنه گستردهای دارد، ولی در عین حال در یک چارچوب مشخص انجام میشود. بررسی سوابق و پروندههای این طایفه در محاکم نشان میدهد که سرقت، کلاهبرداری، جعل اسناد، تکدیگری، جعل عنوان، خروج غیرمجاز از مرز، ایراد ضرب، مالخری، اعتیاد، عرضه کالاهای قاچاق، اقدام به آتشسوزی، قمار، نزاع دستهجمعی، کیفزنی، کیفقاپی، گردنبندقاپی، بدلفروشی، دخلزنی، یقهگیری، دستمالاندازی، ساکبری و در بسیاری موارد سرقت هنگام فالگیری و کفبینی از عمدهترین جرایم این افراد است.
این در حالی است که این مجرمان شگردهای مختلفی نیز برای انجام اعمال مجرمانه خود دارند. بررسیها نشان میدهد بیشتر افراد این طایفه با فریب دادن افراد سادهلوح به شناسنامه آنان دسترسی پیدا کرده و از طریق خلافکاران سابقهدار مبادرت به جعل شناسنامه کرده و به همین منظور بیشتر دارای دو یا سه شناسنامه با مشخصات غیرواقعی هستند.
همچنین این افراد ضمن مراجعه به بانکها و فروشگاههای پررفت و آمد با عنوان تبدیل و خردکردن پولهای درشت و هنگام شمارش پول اقدام به کفزنی کرده و با عنوان کسری پول مقداری را از صندوقدار مطالبه میکنند.
این افراد با توجه به تسلطی که به زبان برخی کشورها بویژه کرهای، اسپانیولی و ایتالیایی پیدا کردهاند، ضمن پوشیدن لباسهای نظامی و انتظامی در مکانهای عمومی در پوشش بازرسی بدنی اقدام به کفزنی و سرقت میکنند.
همچنین این افراد با مراجعه به افراد بظاهر ثروتمند با نشان دادن یک نمونه اسکناس از کشوری که به آنجا مسافرت کردهاند، خواستار یک سری اسکناس برای کلکسیون میشوند و از طرف مقابل میخواهند پولهایش را چک کرده و اسکناس مشابه را عرضه کند. در این فاصله پول فرد مقابل را گرفته و نگاه میکنند و مبلغ قابلتوجهی را کف زده و به طرف میگویند که پول موردنظرش را نیافتهاند.
همچنین آنها با ارائه یک اسکناس درشت مانند 1000 تومانی یک جنس پنجاه تومانی خریداری و فروشنده بقیه پول را به وی میدهد، خریدار موقعی که پول را پس گرفته میشمارد، بخشی از آن را کف زده و به فروشنده اعلام میدارد پولی را که به وی داده کم است؛ لذا مقدار کسری کفزده را مجددا از فروشنده میگیرد.
این در حالی است که برخی از آنها با کرایه خودرو و قرار دادن آن خارج از یک فروشگاه بزرگ به صورت گروهی وارد فروشگاه شده و اجناس ریز را در لباس خود مخفی و به بیرون فروشگاه مراجعه میکنند و در خودرو میگذارند، سپس همگی از فروشگاه خارج و اجناس را به صورت بساط یا در فروشگاهها به فروش میرسانند.
همچنین آنها در اطراف هتلها، مسافرخانهها و پایانههای مسافربری کمین کرده و در فرصتهای مناسب افراد خارجی را شناسایی و تحت عنوان ماموران وسایل آنها را بازرسی میکنند و با توجه به آشنایی با زبان انگلیسی از میزان موجودی آنان بااطلاع و ضمن شمارش مارک، دلار یا ارزهای دیگر مبادرت به کفزنی و سرقت میکنند.
البته جرایم ارتکابی این گروه به این حد خلاصه نمیشود و طیف گستردهای را در برمیگیرد. به همین دلیل به نظر میرسد تلاش برای به خاطر سپردن شگردهای این افراد و بالا بردن سطح هشیاری و آگاهی اعضای خانواده در کنار پرهیز از زودباوری و حل مشکلات از طریق پیشگوییهای شیادانه میتواند راهی مناسب جهت مقابله با این شگردها و در نتیجه تحمل خسارات حاصل آن باشد.
ضمن آنکه مجدد تاکید میکنیم درج این گزارش به منظور اطلاعرسانی از نحوه عملکرد کسانی است که با عنوان باند فیوجها همیشه در حوادث ردپایی از آنها میبینیم و قطعا به معنای نادیدهگرفتن برخی از اعضای این طایفه که از شرارت و تبهکاری نفرت دارند،نیست.
مریم خباز
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: