به گزارش ایرنا ، مهندس اسفندیار رحیم مشایی روز شنبه در پایان مراسم اختتامیه سومین جشنواره بینالمللی فارابی اظهار داشت: علوم انسانی حوزه گسترده و وسیعی است و هر روز که بشریت در پهنه این جهان ، زندگی در عرصههای مختلف را تجربه میکند، به این علوم افزوده میشود.
علوم انسانی با تبیین جایگاه فاخر و شریف انسان، دامنه انتظارات از او و نیز ظرفیتها و منابع هستی را افزایش میدهد.
وی با اشاره به ارتباط میان علوم انسانی و چگونگی زندگی انسان گفت: اینکه انسان چگونه از ظرفیتها و منابع استفاده میکند، با نوع نگاهی که در علوم انسانی به انسان میشود، ارتباط مستقیم دارد.
مشایی در بخش دیگری از سخنان خود به فراز و فرودهای موجود در تاریخ اشاره کرد و افزود: فرازهای تاریخ با فرازهای هویت ، شخصیت و اصالت انسان در ارتباط است و فرود تاریخ ، حدود و منحصر به تلقی ناصحیح و انحطاطی نسبت به نگاه انسان است.هرگاه اندیشه انسانگرا فرصت یافته است که دقایق و ظرائف وجود انسان را تفسیر کند و به اقتضای آن در صحنه سیاست، اجتماع و اقتصاد بوجود بیاید، راه برای تعالی انسان باز شده است.
مشاور رییس جمهور با تاکید بر جدایی انسان از مرتبه حیوانی خاطرنشان کرد: انسان، هویت و شخصیت خود را وامدار مرتبه الوهیت است و زمانی که مرتبه انسانی تا مرتبه حیوانی سقوط میکند، راه برای پرواز او بسته میشود.
رییس دفتر رییس جمهوری در بخش دیگری از سخنان خود، حقیقت خداوند را یک حقیقت بی انتها دانست و تصریح کرد: خدا بینهایت است؛ انسان نیز بینهایت است؛ جهان مادی هم بینهایت است.
از هر سو که برویم پایانی وجود ندارد. این بینهایت محاط در برابر انسان، و انسان در برابر خدا و خود خداوند، هر سه بینهایت هستند.
وی با عنوان این جمله که علوم انسانی در ابتدا باید بفهمد که انسان کیست گفت: تعاریف مربوط به انسان، ناظر به یک بعد از ظرفیت وجودی او است، به طوری که برخی در تعریف انسان گفتهاند که انسان، حیوان ناطق است؛ برخی میگویند انسان، موجودی است که فکر میکندو دهها تعریف دیگر درباره انسان وجود دارد.
مشایی به تلاش انسان برای جدایی از مرتبه حیوانی اشاره کرد و افزود: انسان تلاش دارد تا خودش را از مرتبه و موقعیت حیوانی ممتاز کند. نگاه حیوانی بدترین و نازلترین نوع نگاه به انسان است که انسان را در خط فصل با حیوان نگاه میکند.
رییس دفتر رییس جمهوری در بخش دیگری از سخنان خود به بحث «اومانیسم» پرداخت و گفت: یک بعد «اومانیسم» انسانگرایی است که محور این بحث، انسان است.
چالش ما با اومانیسم غربی در این است که تعریفی که آنها از انسان ارائه میدهند نمیتواند بگوید که انسان چه کسی است. آنها از انسان، یک موجود کوچک، منفصل، پرتاب شده، متحیر و سرگشته ارائه میدهند که اول و پایان او مشخص نیست.
وی با اشاره به اینکه انسان غربی یعنی مکتب غربی گفت: انسان در اومانیسم غربی ، مبدا و مقصد ندارد بنابراین مسیر هم ندارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم