jamejamonline
صفحه نخست عمومی کد خبر: ۲۸۸۶۸۸ ۲۸ مهر ۱۳۸۸  |  ۱۹:۰۲

مردی چینی، مدتی پیش، در حالی که در خیابان با موتورسیکلتش در حال حرکت بود تصادف کرد. او بلافاصله به بیمارستان منتقل شد و پزشکان اعلام کردند که حافظه‌اش آسیب‌دیده، اما به تدریج بهبود می‌یابد. حالا با گذشت زمان در حالی که او کم‌کم حافظه خود را به دست می‌آورد و همه اسامی ملاقات‌کننده‌هایش را نیز به درستی به خاطر می‌آورد، فقط همسرش را فراموش کرده است.

به گزارش ایسنا و به نقل از چاینادیلی، این مرد همواره از دخترش که با آنها زندگی می‌‌کند می‌پرسد که این زن کیست و نشان دادن عکس‌های مراسم ازدواج نیز کمکی به او نکرده است. این در حالی است که پزشکان این نوع فراموشی را بسیار نادر توصیف می‌کنند.

به گفته آنها، درصد بسیار پایینی از افراد پس از درمان فراموشی قادر نیستند کسی را که سالیان طولانی با او زندگی کرده‌اند به خاطر بیاورند. همسر این مرد هم تلاش می‌کند تا به هر نحو ممکن به حافظه شوهرش راه یابد.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
سوختن درخت طبیعی نیست!

سوختن درخت طبیعی نیست!

در ده روز گذشته، حدود 300 نقطه از اراضی جنگلی آتش گرفته است. شاید بسیاری بگویند این آتش‎سوزی‌ها عمدی است.

محدودیت بهداشتی باید اعمال شود

محدودیت بهداشتی باید اعمال شود

آن زمانی که ستاد ملی مبارزه با بیماری کرونا، محدودیت‎های کسب‌وکار را برداشت و به آنها اجازه بازگشایی داد، نکته‎ مهمی در دستور کار قرار گرفت، اجرایی شدن فاز دوم. بعد از بازگشایی برخی از کسب‏وکارها، کشور وارد فاز دوم شد؛ اعمال محدودیت‌های بهداشتی. محدودیت‎های بهداشتی شامل رعایت فاصله‏گذاری اجتماعی، استفاده از ماسک و شستن مرتب دست‎هاست.

ظرفیت بازار سرمایه برای تامین منابع مالی دولت

ظرفیت بازار سرمایه برای تامین منابع مالی دولت

شیوع ویروس کرونا طی شش ماه اخیر باعث شده حدود 80 درصد مشاغل و کسب و کارها تحت تاثیر قرار گیرند و با مسائلی چون تعدیل نیرو، کاهش تولید یا افزایش هزینه‌ها مواجه شوند و گاهی میزان موجودی آنها در انبار افزایش یابد.

حوزه هنری و تحول دیجیتال

حوزه هنری و تحول دیجیتال

با آن کاپشن خاکی رنگ و شال گردنی که همیشه روی صورتش می‌کشد، سوار بر موتور وارد حیاط می‌شود، چرخی دور حوضچه خوشرنگ حوزه می‌زند و کنار دیوار آینه‌کاری شده، موتورش را تکیه می‌دهد، عینک ته استکانی اش را با انگشت بالا می‌دهد و دستی به سبیل سیاهش می‌کشد و می‌رود گوشه پله‌ها کنار قیصر می‌نشیند و با سیگار و چاق سلامتی، صحبت‌شان گل می‌اندازد.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر