با تورج مهرزادیان و سال‌های حضورش در دوبله

هراس از ویروس توهم

نظریه‌پردازان مباحث هنری همواره بر این نکته تاکید داشته‌اند که شناخته شدن هر فرد در عرصه هنر، علاوه بر قابلیت و استعداد، وابسته به ممارست بسیار در آن شاخه هنری هم است تا هم موجب دیده شدن حاصل کار شود و هم حس همدلی مخاطب را با خود همراه کند. حرفه دوبلاژ نیز که گاهی به هنر نزدیک می‌شود، از این قاعده مستثنا نیست. ثبت شدن خاطره صداهای ماندگار در ذهن و حافظه خیل عظیمی از دوستدارانشان در طول چند دهه، نشاندهنده استعداد، علاقه و کوشش آنها در این عرصه بوده که توانسته‌اند لحظاتی خاطره‌انگیز برای مخاطب آثارشان به وجود آورند.
کد خبر: ۲۸۸۰۱۲

تورج مهرزادیان (متولد 1329 در تهران)‌، صاحب یکی از همان صداهای ماندگار است. با این که فعالیتش را به عنوان گوینده فیلم از اواسط دهه 1350 آغاز کرد، اما با اشتیاق و تلاشی که از خود نشان داد، خیلی زود توانست نظر بسیاری از صاحبان استودیوها و مدیران دوبلاژ باسابقه را به خود جلب کند.

او برخلاف بسیاری از همکاران پیشکسوتش که در مرحله مردی‌گویی یا اجرای نقش‌های کوتاه می‌ماندند، نمی‌خواست در همین مرتبه باقی بماند، بلکه با دقت و تمرکز بر شیوه کار بزرگان نقش اول‌گوی دوبلاژ، مسیری را طی کرد که تبدیل به یکی از پرکارترین دوبلورها شد و توانست اجراهای تاثیرگذاری را ارائه کند. این نکته از همان سال 1355 در مهرزادیان مشهود بود: «هنگام تماشای فیلم‌ها و سریال‌ها به دوبله‌شان دقت می‌کردم.

یک روز که با دوستانم در یک آتلیه عکاسی قرار داشتم، صاحب آن آتلیه به من گفت که می‌خواهد آنجا را به مکانی برای دوبله فیلم‌های مستند صنعتی 8‌‌میلی‌متری تبدیل کند و چون با جنس صدای من آشنایی داشت، درخواست کرد نریشن آن فیلم‌ها را بگویم. آن زمان بود که توانایی‌هایم محک خورد. پس از پایان تحصیلاتم در رشته مخابرات، در شرکت نفت استخدام شدم و همچنان کار تئاتر را ادامه می‌دادم. یک روز موقع تمرین، یکی از مدیران دوبلاژ معروف آمد آنجا و درباره وضعیت دوبله حرف زد که چقدر رونق و درآمد دارد.»

ورود مهرزادیان به حرفه دوبلاژ مصادف شد با اعتصاب انجمن گویندگان و سرپرستان گفتار فیلم که همین عامل، استودیوها را نیازمند دوبلور کرده بود. او تست داد و پذیرفته شد. مشهورترین فیلمی که در اعتصاب آن زمان دوبله شد، «طالع نحس» بود که مهرزادیان در نقش یکی از کشیش‌های فیلم صحبت کرد. گوینده نقش اصلی این فیلم همایون ایران‌پوی (به جای گریگوری پک)‌ بود.

در آن سال‌ها مهرزادیان در کنار زنده‌یادان خسرو شکیبایی، مرتضی حنانه و... کار خود را ادامه داد و خلاف همدوره‌‌ای‌هایش، پس از اعتصاب نیز کارش را با جدیت پیش گرفت. پس از اعتصاب، مدیران انجمن گویندگان از او و تازه‌واردهای دیگر دعوت کردند تا در آزمون‌ ورودی شرکت کنند و مهرزادیان از قبول‌شدگان آن آزمون بود: «در آن زمان منوچهر زمانی، زنده‌یاد ایرج ناظریان، جلال مقامی و زهره شکوفنده از من حمایت کردند و حمایت این پیشکسوت‌ها، تاثیر زیادی در تثبیت من داشت.

هنوز هم الگویم در کار دوبله منوچهر زمانی است؛ با آن اجراهای قوی و مسلطش. کار با این بزرگان به من بسیاری چیزها آموخت و تازه فهمیدم که همکاری با دوبلورهای باتجربه و حرفه‌ای چه فرقی با کار کردن در زمان اعتصاب با تعدادی غیرحرفه‌ای دارد. آن زمان دوبله فضای خوبی داشت و دقت و کیفیت حرف اول را می‌زد؛ اما آشنایی ابتدایی علاقه‌مندان دوبلاژ به صدای مهرزادیان برمی‌گشت به دوبله به‌یادماندنی فیلم محمد رسول‌الله(ص)‌ به مدیریت دوبلاژ منوچهر اسماعیلی که نقش‌گویی‌های درخشان دوبله فیلم، با صدای مهرزادیان به جای پیک حامل پیام حضرت رسول‌(ص)‌ در دربار روم آغاز می‌شد:

«به نام خداوند بخشنده مهربان. از طرف محمد فرستاده پروردگار به هراکلیوس امپراتور روم. سلام بر آن کس که پیرو راستی و هدایت است. از شما می‌خواهم که دعوت به حقیقت را بپذیرید. من پیام‌آور خداوند برای مردم هستم. اسلام بیاورید تا رستگار شوید.»

بعد از آن، او در بسیاری از دوبله سریال‌های مشهور تلویزیونی و دوبله فیلم‌های موسسه‌های خصوصی حضور پیدا می‌کند. آثاری چون پروفسور کیو.ای.دبری (همان پروفسور انگلیسی که دست به اختراعات عجیب و غریبی می‌زد و مهرزادیان به جای او نقش‌گویی کرد)‌، پزشک دهکده، مارکوپولو، جنگجویان کوهستان، شینگن، خانم مارپل، شرلوک هولمز، سریال کارتونی افسانه سه برادر (صدای پرسوناژ کوانگ‌یو)‌ و...‌‌‌‌.

مهرزادیان دراین باره گفته‌های جالبی دارد و از وضعیت کنونی دوبلاژ گله‌مند است: «اگر انتخاب عوامل دوبله یک فیلم درست و بجا باشد و فیلمی را نخواهند با رقمی ناچیز و ارزان دوبله کنند، باز هم شاهد دوران اوج دوبله خواهیم بود. صنعت دوبله، بیشترین آسیب را از دوبله‌‌های ارزان می‌خورد. البته برخورد غیرحرفه‌ای برخی از همکاران نیز مزید بر علت است.

دوبله بد، بازی یک بازیگر را حرام می‌کند. این نکته را بارها به همکارانم گفته‌ام که در دوبله باید دقت زیادی کرد؛ چون هر بازیگری برای گفتن دیالوگ‌ها و درآوردن نقش، زحمت زیادی کشیده و نباید سرسری کار کرد.»

اینها همه نشانگر تجربه‌های مختلفی است که یک دوبلور دارد. حساسیت مهرزادیان درباره بازی‌ها و تاثیر دوبله به سابقه بازیگری‌اش در تئاتر و سینما برمی‌گردد که صلابت، اقتدار و بیان محکمی که دارد، به همین موضوع برمی‌گردد. مهرزادیان در دهه 40، 2 اثر از بهرام بیضایی به نام‌های مترسک‌ها در شهر و در حضور باد را روی صحنه برد و در نمایش‌های پهلوان اکبر می‌میرد و فاوست بازی کند و حتی مورد تقدیر قرار گرفت.

او بعدها در سال‌های ابتدایی دهه 60، بازیگری در سینما را نیز تجربه کرد؛ آثاری چون خون‌آباد (فیلم کوتاه)‌، از فریاد تا ترور (اثر منصور تهرانی)‌، موز (جمشید حیدری)‌، تفنگدار و صبحگاه خونین (تلویزیونی)‌. در زمینه صداپیشگی، مهرزادیان تا به حال به جای هنرپیشه‌های مشهور، اجرای باکیفیت و شایسته‌ای داشته که برای مخاطبانش نیز قابل قبول بوده است. هاروی کایتل در دوبله فیلم پالپ فیکشن، کیفرساترلند (چشم در برابر چشم)‌، دنی دویتو (انگیزه مضاعف)‌، والترماتائو (شیطان دریایی)‌، امید جلیلی (پرسوناژ پابلو پیکاسو در فیلم مودیلیانی)،‌ جیسن استاتام (در فیلم‌های آدرنالین و موبایل)‌ از آن بازیگران هستند، اما در این بین، 2 نقطه عطف در کارنامه مهرزادیان دیده می‌شود؛ نقش‌گویی‌هایش به جای لیام نیسن (در فیلم سرآغاز بتمن به مدیریت محمود قنبری)‌ و ساموئل ال. جکسن در فیلم بازگشت قهرمان (به کارگردانی رادلوری، محصول 2007)‌، مهرزادیان در نقش‌گویی‌اش به جای لیام نیسن (که استاد شخصیت بتمن است)‌ کاملا با تحکم و اقتدار عمل کرده و تاثیرگذاری خاصی دارد و در نقطه مقابل به جای شخصیت قهرمان (با بازی درخشان ساموئل ال جکسن که حسین عرفانی به عنوان دوبلور ثابت وی، نقش‌گویی‌های خوبی داشته به مانند فیلم‌های 1408، پالپ فیکشن و ...) صدایی خسته و لرزان و به تعبیری ویران شده را ارائه می‌کند که به طرز عجیبی با صدای نسخه اصلی بازیگر و حالاتش تناسب دارد که در کنار صداپیشگی مناسب شروین قطعه‌ای (به جای جاش هارتنت)‌ از لحظه‌های به یادماندنی این دوبله تلویزیونی بودند: «علاقه خاصی به نقش‌های پیچیده و معماگونه دارم، مثل نقش بیماران روانی؛ چرا که این نوسان صدایی را دوست دارم و همه را از خود بازی هنرپیشه الهام می‌گیرم، اما نکته‌ای که چه در محیط دوبله و به طور کل عرصه هنر آزارم می‌دهد، عاملی است به نام ویروس توهم! این ویروس بدترین نوع بیماری است که می‌تواند یک هنرمند را مبتلا کند و این تصور را داشته باشد که از همه بهتر است و بهترین بودنش را با صدای بلند فریاد بزند.

به نظرم این ویروس هرگاه وارد روح و روان هنرمندی شود، دقایق پایانی کار اوست و چیزی ازش باقی نمی‌ماند، حتی اگر بهترین باشد، شما به عنوان مخاطب دیگر آن بهتر بودن را در او نمی‌بینید باید اجازه داد که دیگران تعریف و تمجید کنند. زمانی یک ستاره در هنر هستی که دیگران این موضوع را قضاوت کنند و آنهایی که مدام بر ستاره بودنشان تاکید می‌کنند بتدریج نابودی را در فعالیت‌هایشان می‌بینند. چنین شخصی در اوج سقوط می‌کند. همیشه از این ویروس توهم هراس داشته‌ام.»

نیروان غنی‌پور

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها