در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
می گوید (با خنده): خب شاید که الباقی شبانهروز را از طریق تلفن همراه با همدیگر صحبت میکنند. اگر کل شبانه روز را زوجین محترم بکوب کار کنند تا مشکلات اقتصادیشان حل و فصل شود؛ پس کی با هم بلوتوثبازی کنند؟!
می گویم(با خنده متقابل): اولاً که مشکلات اقتصادی خاصی در کار نیست. سوءاستفاده نکن! اتفاقاً همین دیروز صبح داشتم با میوهفروش سرکوچهمان همین بحث را میکردم. ایشان هم عرایض بنده را تأیید میکرد. درثانی، وقتی که یک محقق و استاد دانشگاه برمیدارد این مطلب را میگوید؛ خب حتماً یک چیزی دیده که میگوید. برای یک نفر محقق، سیاستبازی و جناحبندی هم مطرح نیست. مگر نه که سعدی علیهالرحمه فرموده است: محقق همان بیند اندر ابل/که در خوبرویان چین و چگل. شتر که دیدی؟ ندیدی؟..خب ابل همان مدل عربی آن است که رقصش هم معروف است: رقص شتری!
میگوید(با ذوقزدگی): راستی، شنیدی که یک زوج جوان عضو گروه کوهنوردی کوهسار، چند روز پیش، مراسم ازدواج خود را بر فراز بلندیهای قله توچال تهران جشن گرفتند؟ ازدواج یک چیز خیلی خوبی است. فلذا هرچقدر که خاطرهانگیزتر، بهتر و جالبتر. خیلی از زوجهای ما در نیمههای زندگی مشترکشان سر به کوه میگذارند، در صورتی که اگر در همان آغاز کار، دست به این عمل بزنند، خیلی بهتر است.
می گویم (با اخم و تخم لازم): باز تو مزاح میفرمایی؟.... ازدواج بر فراز کوه، به خاطر همان وجه خیالانگیزیاش بوده است؛ ولاغیر. این کار از سابق هم معمول بوده است و مال الان نیست. شاعر آماده به ازدواج دیگری به نامزد عزیز خود پیشنهاد کرده است که: «بیا بریم کوه.» و چون با سؤال خانواده نامزدش مواجه میشود که: «کدوم کوه؟»؛ در ادامه توضیح میدهد که:«همون کوهی که آهو ناز داره.آی بله»! و چون انتخاب حق همه است، علاوه بر کوه، رفتن به دشت را هم به وی پیشنهاد میدهد و در ترسیم این دشت، میگوید:«همون دشتی که خرگوش خواب داره.آی بله»! و پیشنهادهای دیگری از این دست!
رضا رفیع
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: