در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بوتیک قصه جوانی به نام جهانگیر را روایت میکرد که فروشنده یک بوتیک بود و در همین بوتیک با دختری فراری از خانه به نام «اتی» آشنا میشد. اتی تصمیم داشت برای تغییر شرایط زندگیاش به خارج از کشور برود اما برای این کار به پول نیاز داشت و از جهانگیر میخواست تا برای به دست آوردن این پول به او کمک کند، اما جهانگیر خودش با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکرد.
بوتیک قصهای تلخ داشت؛ قصهای که هنرمندانه دلیل فرار دختران از خانه را به نمایش میگذاشت و میگفت آنها بعد از این اقدام با چه مشکلاتی روبهرو میشوند. بوتیک در سالهایی ساخته شد که مساله دختران فراری در جامعه داغ بود و سینماگران هم این موضوع را در فیلمهایشان به نمایش میگذاشتند، اما بوتیک در کنار همه این آثار این امتیاز را داشت که با نگاهی انسانی به این قضیه رودرو شده بود. نعمتالله در بوتیک نشان داد که تصمیم ندارد با استفاده از هر شرایطی برای فیلم خود مخاطب فراگیر دست و پا کند بلکه نگاه او به سینما بسیار هنرمندانه است و سینما را هنری برای طرح معضلات جامعه میداند. در فیلم بوتیک با فرجام تلخ جهانگیر و اتی به پایان رسید، اما این تلخی نشان داد در وانفسایی که شاید نباید به هیچکس اعتماد کرد، گاهی دریچهای باز میشود و صدایی به آدمی ناامید میگوید: «به من اعتماد کن.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: