در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
و این فرصت مناسبی را فراهم کرده است که درباره این موضوع به اختصار مطالبی گفته شود؛ ضمن این که دولت دهم نیز در آغاز راه است.
رابطه رسانهها با دولتها و بالعکس، موضوعی است مهم که به موازات نقش و تاثیرگذاری مردم در اداره کشور اهمیت آن کاهش یا افزایش مییابد؛ چرا که بخش مهمی از افکار عمومی را رسانهها مدیریت میکنند.
موضوعاتی مانند جریان آزاد اطلاعات، مالکیت رسانه، تبلیغات و آگهی، یارانهها، کنترل رسانهای و ... از جمله موضوعاتی است که ذیل همین سرفصل قابل طرح است، اما این نوشتار فعلا در مقام پرداختن به آنها نیست.
آنچه در این یادداشت به آن توجه شده است، ارزیابی رابطه رسانهها با دولت نهم و راهکارهایی برای بهبود آن در دولت دهم است.
در دولتهای پس از انقلاب اسلامی، نقش رسانهها هیچگاه به اندازه مقطعی که «دولت نهم» پا به عرصه خدمتگزاری گذاشت، پررنگ نبوده است.
تعدد مطبوعات، تعدد خبرگزاریها، ورود و گسترش رسانههای جدید مانند SMS ، وبلاگها، سایتهای خبری، شبکههای اجتماعی و وبهای مختلف، بتدریج و همپای پیشرفت فناوری ارتباطات شرایط جدیدی را به لحاظ رسانهای برای دولت نهم فراهم کرد.
علاوه بر اتفاقاتی که در حوزه فناوری ارتباطات افتاد، گسترش فضای نقد و حتی تخریب علیه دولت نهم نیز با همه دولتهای قبلی متفاوت بود.
در دولت هفتم و هشتم، اگرچه تعداد مطبوعات و خبرگزاریها افزایش یافته بود و فضای نقد هم به نسبت گذشته به مراتب بازتر شده بود، اما اولا رسانههای جدید یا نبودند یا در این حد گسترش نداشتند و ثانیا در آرایش رسانهای کشور به تبع آرامش سیاسی، دو جبهه کاملا تفکیک شده را شاهد بودیم. جبهه «اصلاحات» که رسانههای آن یکپارچه از دولت حمایت میکردند و جبهه «اصولگرا» که رسانههای آن یکپارچه و البته با شدت و ضعف منتقد دولت بودند.
اما در دولت نهم به دلیل تغییراتی که در آرایش سیاسی کشور در جریان رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری نهم رخ داد، آرایش رسانهای نیز به هم ریخت و علاوه بر رسانههای وابسته به جبهه مخالف دولت که بیمحابا علیه دولت میتاختند برخی رسانههای وابسته یا مایل به رقبای اصولگرای احمدینژاد نیز نه تنها با دولت و رئیسجمهور همراهی قابل ملاحظهای نداشتند، بلکه به اشکال مختلف علاوه بر نقد دولت بعضا در تخریبهای ویرانگر آن هم نقش فعال داشتند.
به این مجموعه باید حملات و فضاسازی بیرحمانه و سنگین رسانهها و شبکههای متعدد بیگانه را اضافه کرد که در حجم و کیفیت بیسابقهای علیه دولت نهم و شخص رئیسجمهور تلاش میکردند.
این شرایط و مظلومیت بیسابقه، در کنار ضعف دولت نهم در سامان دادن تعامل با رسانهها که حداقل دو بار از سوی ولی امر مسلمین مورد تذکر قرار گرفت، موجب شد دولت ضمن استفاده افراطی و غیرحرفهای از رسانههای رسمی خود به شکل غیررسمی به فکر تاسیس رسانههای جدید بیفتد، هر چند این اقدامات نیز نتوانست تاثیر بسزایی در فضای رسانهای ایفا کند.
مجموع این شرایط بعلاوه جهتگیریهای اصولی رئیسجمهور و تلاش خستگیناپذیر وی موجب شد رهبری نظام و تا حدودی رسانه ملی پررنگتر از گذشته به دفاع از دولت نهم و دکتر احمدینژاد بپردازند. اقدامی که علل آن بدرستی فهم نشد و خود همین موجب طرح سوالاتی در ذهن برخی شد.
اکنون دولت دهم در آستانه شکلگیری است و پیشنهاد میشود با استفاده از تجربیات 4 سال گذشته در حوزه رسانه نیز، تجدیدنظرهایی صورت گیرد.
آنچه مسلم است، رفتار مخالفان و منتقدان داخلی و خارجی دولت اگر افزایش نیابد، کاهش نخواهد یافت لذا دولت باید ضعفهای مربوط به خود را بدرستی بازشناسی کرده و به رفع آنها بپردازد.
تغییر نگاه و ادبیات در مواجهه با رسانهها، تقویت روابط عمومی دستگاههای دولت، کارآمد کردن رسانههای رسمی و غیررسمی دولت، تعامل سازنده با رسانههای مخالف و منتقد اعم از اصولگرا و غیر آن و بازنگری در محتوای آموزشی رشتههای علوم ارتباطات و روزنامهنگاری از جمله مهمترین اقداماتی است که دولت دهم باید به آنها اهتمام ورزد.
حضور رسانهای در صحنه بینالملل نیز یکی دیگر از نیازهای غیرقابل تردید است که مجموعه نظام باید برای آن چارهاندیشی کند. نشستن و نقد رسانههای بیگانه و عصبانی شدن از اقدامات آنها، راهکار مناسبی نیست. دشمن راه خود را میرود و گوشش به اعتراضات و نقدهای ما نیست. او میداند برای چه آمده و ماموریتش چیست. ما باید تصمیم بگیریم و عمل کنیم؛ عملی متناسب با اقتضائات این عرصه.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: