در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش «جامجم» روز 15 مهرماه امسال، دختر جوانی با مراجعه به شعبه یازدهم دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 5 تهران، از مرد جوانی به اتهام آزار و اذیت شکایت کرد.
شاکی در اظهاراتش به بازپرس حسنی گفت: روز حادثه در منزلمان در یکی از محلههای غرب تهران تنها بودم که دختر عمهام با من تماس گرفت و وقتی متوجه شد در خانه تنها هستم، از من خواست در خانه بمانم تا به ملاقاتم بیاید که پذیرفتم. پس از نیم ساعت دخترعمهام همراه مرد جوانی به خانهمان آمد و گفت که مرد همراهش، پسر مورد علاقهاش است.
چارهای جز پذیرایی نداشتم. برای آنها نوشیدنی آوردم و پس از دقایقی مکالمه تلفنی، نزد آنها بازگشته و یکی از لیوانهای آبمیوه را نوشیدم که بدحال شدم.
از دخترعمهام خواستم مرا به یک مرکز درمانی انتقال دهد که او بدون توجه به حرفهایم، از مرد مورد علاقهاش خواست مرا مورد آزار و اذیت قرار دهد.
ردپای یک آشنا در اتهام سیاه
شاکی ادامه داد: به گمان این که شوخی میکند، دوباره از او خواستم مرا به مرکز درمانی انتقال دهد، اما پاسخی به من نداد و پس از چند لحظه مرد مهمان به سوی من حملهور شد و با زور و تهدید چاقو مرا مورد آزار و اذیت قرار داد که بیهوش شدم و پس از چند ساعت روی تخت بیمارستان به هوش آمدم.
پس از شکایت این دختر جوان پروندهای تشکیل و به پایگاه دوم پلیس آگاهی تهران ارسال شد و کارآگاهان به جستجوی مرد شرور و همراهش پرداختند تا این که در ادامه تحقیقات معلوم شد دختر عمه شاکی پس از روز حادثه به طرز مرموزی ناپدید شده و جستجوی خانوادهاش برای یافتن وی بینتیجه مانده است. با مشخص شدن این موضوع، رسیدگی به پرونده وارد مرحله جدیدی شد تا این که دختر جوان پس از چند روز فرار، شامگاه 17 مهر امسال در خانه یکی از اقوامش شناسایی و دستگیر شد. تحقیق در این زمینه ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: