تلگرافخانه!

کد خبر: ۲۸۷۰۱۹

فرشته ح. 18 ساله- من، تو، پاییز- سلاله (قانون اول ما اینه: حاصل فکر و قلم خودتون رو بفرستید، نه اشعار و نوشته‌های دیگران رو. شرمنده! با این حال خوبه که خودت اشاره کردی متن از یه نویسنده یا شاعر دیگه‌س. باباااااا صداااااقت! دمت گرم و ممنون-) سمانه مالمیر از قم- غزل شیدایی- زمانه از گلستان- جوجه تیغی (خواهش چرا؟ بگو وظیفه‌ای ناقابل، ناقابل و هزاران وظیفه-)!! آبی بیکران از افقی نزدیک- شبزده عاشق (به‌به... از این طرفا؟ راه گم کردین؟ بگم شب جنگلبان یه نقشه از خیابونای اطراف جام‌جم هم واسه سرکار بفرسته؟!! حداقل از شر کاپیتان لیچ که راحت می‌شم-)! حسین عابدی از امره- جعفر دردمندی از سلماس (با خودم گفتم تو همراه همیشگی صفحه‌ای و صاحب درک بالا، حالا یه جایی هم فراهم بشه واسه دیگران، عیب داره؟-) مهدی از تهران (حالا ببین‌هااااا، آدم رو سردرگم می‌کنن که با نامه‌هاشون باس چی‌کار کرد-)!! سیاوش منصور- رز سیاه (دم در بده عزیز مادر، بفرما تو. نگران گرمی و سردی احوالپرسی هم نباش. هستیم در خدمتگزاری و خوشحالم از این‌که می‌بینیم خودت هم می‌دونی بعضی دلتنگیها و نوشته‌ها رو فقط می‌شه خوند-)! س. ع از تهران (بفرما... سردبیر یه نگاه چپ‌چپی انداخت و شانس آوردم که تا اومد یه حرف راس‌راسی هم بزنه، زودی گفتم: «کی من؟ کی این؟ اصلا بیا باباجون... نه خانی اومده و نه خانی هم رد شده!! خووووبی؟ چه خبر؟!! این‌جای لباستم خاکیه، بذار بتکونمش!» سردبیره دیگه، گفت: «این خاک نیست، بهش می‌گن گلدوزی»! دِ...بیا!! ما رو باش! پس گلدوزی اینه! گفتم آشنا می‌زنه-)!! مهتاب 17 ساله از ابهر (هه‌هه‌هه... طنز باحال و بامزه‌ای بود. البته یه نمه هم شیرینی پاچه‌خواریش زیاد بود اگه چاپ می‌کردم واسه قند خونم ضرر داشت! اون‌وخ کی جواب ننه‌بابام رو می‌داد؟ نه... کی؟ هااااااان؟-)! شبزده عاشق- مهسا 18 ساله از همدان (برقرار باشی جوون! لطفت هم پاینده... قرار نبود چوبکاری بفرمایی دیگه. چَشم، منتظر به قول خودت: تماسهای بعدی هستیم-)! سربه‌زیر از مریوان (هه‌هه‌هه! این شایعه رو خودت ساختی؟! نه عزیز دل برادر، همچی چیزی نیس-) عسل از همدان (بیا و منو ببخش و بذار منتظر خوندن یا چاپ موضوعات دیگه‌ت بمونم. باشه؟ ایول به تو-) خورشید یخی- بدون نام از تهران-

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها