jamejamonline
صفحه نخست عمومی کد خبر: ۲۸۶۵۶۲   ۱۸ مهر ۱۳۸۸  |  ۱۹:۰۰

قاب خوانندگان

پزشکان در جنگ

پخش مجموعه‌های تلویزیونی با رویکرد دفاع مقدس نشان از نوعی دقت و تیزهوشی خاص دارد. معمولا این مجموعه‌های تلویزیونی یا روایتگر تاریخ دفاع مقدس هستند یا براساس نوع نگاه خاصی ساخته می‌شوند. چندی است که شبکه اول سیما سریالی را پخش می‌کند که توانسته با انبوه مخاطب همراه شود. سریال تلویزیونی شب هزار و یکم محصول گروه حماسه و دفاع شبکه اول سیما، به سرعت در دل مخاطبان جای گرفت و اینک داستان به جایی رسیده که توانسته با تعلیق‌های منطقی، فضایی خاص را به مخاطب القا کند.

این مجموعه تلویزیونی نقطه آغاز متفاوتی داشت. نقطه‌ای که شاید هیچ‌کس تصور نمی‌کرد که قصه آن به این جا برسد و البته پیوند میان بخش ابتدایی و گروه‌های جنگی خود از تبحر کارگردان کار حکایت دارد. داستان پزشکی که در خانواده‌ای معتدل و آرام در تهران در حال زندگی است؛ روانپزشکی که خود از بیماری «آسم» رنج می‌برد و روابط بسیار نزدیکی با خانواده‌اش دارد. گرچه او مدام در حال طبابت است اما به دلایلی نگاهی خاص به گذشته دارد، نگاهی که شروع قصه را با یک نوشته و یک تلنگر ساده آغاز می‌کند. این روایت ابتدایی مجموعه را به سمت و سویی خاص هدایت کرده است. ورود مادر و دختری به مطب این پزشک به همراه نگاه‌های بغض‌آلود سبب می‌شود تا قصه روند تندتری به خود گیرد، روندی که این پزشک را به گذشته نه‌چندان دور می‌کشاند و او را با خاطرات قدیمی‌اش همراه می‌کند. از همین جاست که داستان کلید می‌خورد و روایت تصویری از گذشته کمک می‌کند تا همه ابعاد تلخ و شیرین مطرح شود. اما نباید از خاطر دور داشت که چنین بستری نیز اگرچه دامنه قصه را با نوسان روبه‌رو می‌کند، اما چون محور داستان به نوعی از همین جا شکل گرفته، سبب می‌شود تا نکات مهمی در داستان مطرح شود که هر یک دامنه تعلیق محتوایی و موضوعی را دوچندان می‌کند. از این روست که «شب هزار و یکم» در آیین‌ها نمی‌ماند و روش‌ها را هم بیان می‌کند. قصه جنگ و دفاع مقدس با فضایی خاص در این داستان قرار می‌شود حول چند پزشک بگردد که خود در آن دوران به دلایل گوناگون وارد این عرصه شده بودند؛ پزشکانی که خیلی از روند برخی از امور جاریه‌ای که در داستان به آن اشاره می‌شود، آشنا نیستند اما با این وجود هیچ گاه دست از وظیفه حرفه‌ای خود برنمی‌دارند و با دقت همه کارهای لازم را انجام می‌دهند. ترسیم چنین فضایی و سپس اتفاقاتی که برای این پزشک بعد از گذشت 20 سال رخ می‌دهد، سبب می‌شود خشکی و یکنواختی در داستان به وجود نیاید. تنوع بصری با فضاسازی‌های مکرر سبب می‌شود تا مخاطب با دقت و بسیار راحت و روان، بدون آن که در فضاهای مبهم قرار گیرد، سریال را تعقیب کند. با این وجود هیچ گاه حاشیه جایگزین متن قرار نمی‌گیرد و در عین بیان شاخ و برگ که سبب دیدنی‌تر شدن ماجراها شده، نتوانسته نقطه پررنگی در کل داستان شود. قطعا با ظرفیت خاصی که برای این سریال ترسیم شده تا پایان این مجموعه دیدنی‌تر نیز خواهد شد.

محسن علیخانی

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
شنبه ساعت 4 اتفاق افتاد

شنبه ساعت 4 اتفاق افتاد

ساعت چهار بار نواخت.../به مادرم گفتم: «دیگر تمام شد»/گفتم: «همیشه پیش از آن‌که فکر کنی اتفاق می‌افتد/باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم...»

محتوای موفق را در اوج تمام کنیم

محتوای موفق را در اوج تمام کنیم

موفق‌ترین محتواها را باید در اوج تمام کرد و نباید این‌طور باشد که آن‌قدر یک برنامه را ادامه دهند که بیننده یا شنونده، زده شود.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
وضعیت قرمز گیشه

سینما سال جدید را هم با بحران شروع کرده و ظاهرا مردم هنوز رغبتی به فیلم دیدن ندارند

وضعیت قرمز گیشه

پیشخوان

بیشتر