درد امروزی‌ ما

خبر دیگر تازه نیست اما هنوز دردناک است. درد امروز، داغ دل زمین «سینه نمک» دناست، همان نقطه بکر زاگرس که خیلی‌ها به خاطر تابلویی که نشان می‌داد این منطقه حفاظت شده است، سال‌ها باد به غبغب می‌انداختند.
کد خبر: ۲۸۶۱۶۸

2 روز بیشتر طول نکشید؛ همان چهارشنبه و پنجشنبه‌ای که تیغ‌های تیز اره‌های برقی بدون این که کسی صدایشان را بشنود، 13 هزار و 500 درخت بلوط را از کمر شکسته تا یک بار دیگر عریانی زمین، سرنوشت طبیعت ایران باشد.

می‌گویند کارگرها، دست به دست هم داده‌‌اند و آخر هفته تا جان داشته‌اند به جان بلوط‌ها افتاده‌اند تا خط دهم لوله گاز عسلویه، مایه زندگی‌بخش را راحت‌تر به سرزمین‌های همیشه سرد شمال و شمال غرب ببرد. می‌‌گویند وقتی بلوط‌ها از نفس می‌‌افتادند کسی صدای زنگ فاجعه را نشنیده و محیط‌بانان وقتی سررسیده‌اند که کار از کار گذشته است. اما حالا اره‌ها از کار افتاده‌‌اند و زمین «سینه نمک» لخت شده است و جنازه‌های خشکیده بلوط‌ها زیر پای پروژه‌ای افتاده که می‌گویند توسعه می‌آورد ولی انگار دوباره مرده‌ها عزیز شده‌‌اند و سووشون مسوولان تازه شروع شده است. حالا ماجرا آن‌قدر بالا گرفته که کار به دادستان کل کشور رسیده و دستور قاطع برخورد با متخلفان از بالا صادر شده است. سازمان حفاظت محیط زیست هم دوباره آخر ماجرا سررسیده و دست به قلم شکایت شده و اعلام کرده تا آخرین لحظه پای شکایتش می‌ایستد. البته اینها که تهدید نیست. این حرف‌‌ها و شکایت‌ها که متخلفی را نمی‌ترساند، اصلا درد امروز دنا شدت مجازات مجرمان نیست. درد دنا و دماوند و علم‌کوه و ناهارخوران و هزار جای دیگر طبیعت ایران خواب غفلت مسوولان پاسداری از محیط زیست است که معلوم نیست چرا همیشه شست‌شان دیر خبردار می‌شود. درد امروز دنا جسارت پیمانکار اجرای طرح انتقال خط لوله گاز است که قرار بود از گردونه میمند بیاید ولی یکباره عهد می‌شکند و از خط‌الراس تپه‌ها و در حاشیه رودخانه بشار میان‌بر می‌زند و سر راه 3 کیلومتری‌اش هزاران بلوط را لگدمال می‌کند. درد ما این است که چرا وقتی دوباره پای فاجعه‌ای زیست‌محیطی به رسانه‌ها کشیده شده، خبر انحراف پیمانکار از مسیر مطرح می‌شود و چرا حالا که صدای ناله بلوط‌ها گوش دوستداران طبیعت را آزرده، از مجازات متخلفان گفته می‌شود.

درد ما چیزهای دیگری هم هست، همان کمبود محیط‌بان، همان نبود گشت‌های هوایی که سال‌هاست حسرتش را خورده‌ایم، همان جلوتر بودن متخلفان از ناظران، همان توجیه نشدن پیمانکاران برای حفاظت از محیط زیست، همان غیبت مسوولان سازمان حفاظت محیط زیست در کنار پروژه‌ها و همان مجازات‌های اندکی که دست هیچ متخلفی را در انجام تخلفش نمی‌لرزاند. اما درست است که سینه نمک دنا هم مرگ را با گوشت و پوستش لمس کرد و از میان صدای واویلای مرگ درختان، هیچ کس شمارش معکوس مرگ حیوانات ساکن بلوط‌ها را نشنید، اما این‌بار قتل عام در دنا بوته آزمایش دوباره‌ای شد برای مدعیانی که می‌گویند خوب کار می‌کنند و همه چیز تحت کنترل آنهاست.

مریم خباز

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها