jamejamonline
صفحه نخست عمومی کد خبر: ۲۸۶۰۹۳   ۱۶ مهر ۱۳۸۸  |  ۰۰:۰۷

روایت ناکامی تیم ملی از زبان مرد آلمانی

روته مولر: مربیگری تیم ملی برای دایی زود بود

گروه ورزش: مصاحبه با مرد آلمانی نیمکت استقلال شرایط سختی ندارد. او می‌آید و می‌نشیند و حرف‌هایش را مزه‌مزه می‌کند و خیلی صادقانه هر چه به نظر درست بیاید، می‌گوید. روته مولر در مصاحبه با سایت گل در پاسخ به این سوال که چرا تیم ملی به جام جهانی نرفت، می‌گوید: به نظر من آنچه باعث شد تا به جام جهانی نرویم، بدشانسی بود و یک نکته بسیار مهم در مورد ذهنیت بازیکنان ایرانی. ما از کره جنوبی یک بر صفر جلو افتادیم، اما بازی مساوی شد. از عربستان یک بر صفر جلو افتادیم اما باختیم. از کره جنوبی در سئول یک بر صفر جلو افتادیم اما باز هم مساوی شد. ایراد این است. ذهنیت بازیکنان ایرانی این است که گل اول را که زدی، برگرد عقب. این غلط است. این فاجعه است. از آنها می‌خواستیم عقب نیایند و بروند جلو و دومی را بزنند اما این اتفاق نیفتاد. آنها عقب می‌آمدند، حرف گوش نمی‌کردند. استرس بازی را داشتند.

اجازه بدهید یک چیزی را صادقانه بگویم. صعود به جام جهانی برای هر مربی یک رویاست. باختن به عربستان در تهران، دومین شکست تلخ زندگی من بود. دومین شکست بزرگ زندگی مربیگری‌ام. اولین آن در کلن بود. در سال اول مربیگری‌ام. ما به فینال جام حذفی رسیدیم و اگر قهرمان می‌شدیم من به یک مربی افسانه‌ای تبدیل می‌شدم. اما در پنالتی باختیم. جوان بودم و مثل بچه‌ها گریه کردم. به وردربرمن باختیم. این اولین شکست بزرگ زندگی من بود. دومی هم عربستان بود. متاسفم شب تلخی بود.

روته‌مولر درباره ویژگی‌های یک مربی می‌گوید: یک مربی خوب باید چند خصوصیت داشته باشد؛ شخصیت بالا، تجربه خوب، دانش خوب و از همه مهم‌تر، قدرت انتقال. بلد بودن، کافی نیست باید بتوانی اطلاعاتت را یاد بدهی. دایی برخی فاکتورها را نداشت مثلا تجربه. من فکر می‌کنم او قدم بزرگی برداشت که تیم ملی را قبول کرد؛ اما باید بیشتر صبر می‌کرد. مربیگری تیم ملی برای او کمی زود بود. علی شخصیت خاصی داشت. او هیچ‌وقت دنبال این نبود که کسی نظری بدهد. با او در مورد مسائل مختلف حرف می‌زدیم، سرفصل‌ها را مشخص می‌کرد و کار را جلو می‌بردیم. من عادت دارم اگر کسی کمک خواست یا نظر خواست، حرف بزنم. علی هم نمی‌خواست. او چیزهای مشخصی می‌خواست و من کمک می‌کردم. البته کار کردن من با دایی اشتباه نبود و اگر دوباره تاریخ به عقب برمی‌گشت و ما از نو شروع می‌کردیم باز هم همکاری با او را می‌پذیرفتم. این بار اما نقش بیشتری را برعهده می‌گرفتم، با دایی حرف می‌زدم. قانعش می‌کردم. رفتارش را تا آن حدی که می‌توانستم تغییر می‌دادم. او روی انتخاب‌هایش پافشاری می‌کرد و من مخالفتی نداشتم اما اگر یک بار دیگر این اتفاق تکرار بشود، این بار با او بیشتر و بیشتر حرف می‌زنم. او در مربیگری خیلی پیشرفت می‌کند اما قبلش نیاز به اندکی تجربه بیشتر دارد.

وی درباره همکاری با صمد مرفاوی در استقلال هم می‌گوید: من صمد را در کلاس شناختم. خودش را نشان نمی‌داد و بیشتر گوش می‌کرد. تلاش می‌کرد یاد بگیرد. از این روحیه خوشم می‌آید. البته صمد یک مشکل بزرگ دارد. او در کلاس هم همین مشکل را داشت؛ مشکل زبان. صمد و بقیه مربیان که می‌خواهند در سطح بالا کار کنند، باید زبانشان را تقویت کنند. حیف است. او استعداد دارد. از این‌ که با کمک او و دیگر مربیان تیم خوبی ساخته‌ایم، خوشحالم. این استقلال می‌تواند به موفقیت‌های زیادی برسد.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
شنبه ساعت 4 اتفاق افتاد

شنبه ساعت 4 اتفاق افتاد

ساعت چهار بار نواخت.../به مادرم گفتم: «دیگر تمام شد»/گفتم: «همیشه پیش از آن‌که فکر کنی اتفاق می‌افتد/باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم...»

محتوای موفق را در اوج تمام کنیم

محتوای موفق را در اوج تمام کنیم

موفق‌ترین محتواها را باید در اوج تمام کرد و نباید این‌طور باشد که آن‌قدر یک برنامه را ادامه دهند که بیننده یا شنونده، زده شود.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
وضعیت قرمز گیشه

سینما سال جدید را هم با بحران شروع کرده و ظاهرا مردم هنوز رغبتی به فیلم دیدن ندارند

وضعیت قرمز گیشه

پیشخوان

بیشتر