در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خیلیها پاییز که میآید، حال و هوای خوبی دارند، حتی اگر دل شان بگیرد و نمنم باران هم اندوهشان را بیشتر کند.
این که میشود زیر آسمان گرفته پاییز قدم زد و قدم زد و... گاهی زیر نم نم باران ایستاد و دوباره به راه افتاد خودش دوای هزار درد بی درمان است.
اصلا میشود کنار پنجره ایستاد و به بازی و باد و برگ چشم دوخت، بازی که زیباست،گاهی مثل یک فیلم تعلیق دارد و تو را مجبور میکند که همراه برگها شوی و دغدغه ماندن یا جدا شدن از ساقه تمام وجودت را فرا بگیرد.
یا اگر هیچکدام از این کارها را هم آدم نکند، کافی است صبح از خانه بیرون بزند و روزش را زیر باران برگهایی شروع کند که همینطور یک ریز میبارند. پاییز انصافا فصل قشنگی است، فصلی که با بهانه یا بیبهانه تو را وصل میکند به طبیعت، تو را پیوند میزند به دنیایی که گاهی فراموشش میکنی و نمیبینیاش. مثل همین چنار شرقی که پشت پنجره ماست. چناری که حالا برگهای زردش زیاد و زیادتر میشود.
از همه اینها که بگذریم باز هم پاییز زیباست، حتی اگر نخواهیم قدم بزنیم، یا پشت پنجره بنشینیم یا به طبیعت نزدیکتر شویم. کافی است دل آسمان بگیرد و آدم موسیقی ای را که دوست دارد بگذارد و بعد بنشیند یا دراز بکشد و گوش بسپارد به نوای دو تاری که نور محمد در پور مینوازد. گوش بسپارد به صدای دونلی شیر محمد اسفندار یا...
اصلا میشود به جای همه اینها بنشیند یک گوشهای و شعر بخواند. پاییزجان میدهد برای شعر خواندن. حافظ و سعدی و کلاسیک و مدرن و نیماییاش فرقی نمیکند، مهم شعری است که میخوانی. حتی ترجمه شعرهای شاعران کشورهای مختلف هم در این روزها میچسبد مثل شعرهای لورکا یا نه نرودا یا حتی شل سیلور استاین، یا همین خیام خودمان
این کوزه چو من عاشق زاری بوده است
در بند سر زلف نگاری بوده است
این دسته که برگردن او میبینی
دستی است که بر گردن یاری بوده است
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: