مکث

درباره آرزوی بزرگ شمقدری

دیروز مراسم معارفه جواد شمقدری به صورت رسمی انجام شد و وی برکرسی معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تکیه زد تا سینمای ایران چند صباحی با مدیریت او مسیرش را ادامه بدهد. معمولا همه کسانی که مدیریت بخشی از امور جامعه را به عهده می‌گیرند، در ابتدای راه، اهداف بزرگی دارند، چون اگر این اهداف را نداشته باشند، نمی‌توانند به عنوان مدیر ارشد به‌درستی کار خود را انجام دهند. شمقدری دیروز در ابتدای کارش در معاونت سینمایی، یکی از اهدافش را با صراحت اعلام کرد؛ او گفت: سینمای ایران باید بیش از 100 میلیون مخاطب در سال داشته باشد! او گفت که مملکتی که 70 میلیون جمعیت دارد، نباید به 20 میلیون تماشاچی در سال بسنده کند. جذب 100 میلیون تماشاگر برای سینمای ایران، آرزویی است که همه اهالی فرهنگ، هنر و سینما در دل دارند. تحقق این آرزو یعنی این‌که تمام مردم ایران از بزرگ و کوچک، روستایی و شهری، کم سواد و تحصیلکرده، سینما را بشناسند، رفتن به سینما در برنامه‌های آنها باشد و همه آنها حداقل سالی 2 بار به سینما بروند.
کد خبر: ۲۸۵۶۴۲

اما همه آنهایی که دست اندرکارسینما هستند یا از دور دستی بر آتش دارند می‌دانند زمانی جمعیتی میلیونی مخاطب سینما می‌شوند که ابتدا زیرساخت‌های سینما درست شود. چون سینمای ایران با شکل و شمایلی که اکنون دارد، بیشتر از این نمی‌تواند مخاطب جذب کند هرچند حالا هم تعداد مخاطبان سینمای ایران نسبت به امکاناتی که دارد و در قیاس با چند سال پیش، مناسب است و فیلم‌های در حال اکران، حداقل نیم میلیون تومان می‌فروشند ‌ سینمایی می‌تواند همه اقشار جامعه را به سالن‌های سینما بکشاند که بتواند برای همه سلایق، فیلم تولید و اکران کند. راضی کردن همه سلایق منوط به این است که همه جور فیلم تولید شود و ژانرهای مختلف مورد توجه سینماگران قرار گیرد. وقتی سینمایی ژانر پلیسی، ترسناک، عاطفی، روستایی، کودک، حادثه‌ای و... ندارد چگونه می‌تواند همه مردم را راضی کند.

وقتی بیشتر فیلم‌های خانوادگی با موضوعات دختر و پسری ساخته می‌شود و سینماگران علاقه یا امکان این را ندارند که همه وجوه یک خانواده را به نمایش بگذارند چگونه می‌توانند همه اعضای یک خانواده را به سینما بکشانند.

وقتی هیچ نشانی از شهرهای مختلف ایران در فیلم‌ها نیست و بومی‌نگری در سینمای ایران از بین رفته است چگونه می‌توان مردم شهرهای مختلف را به سینماها کشاند، چون آنها دیگر از دیدن تجملات کذایی کلانشهرهایی مانند تهران و آدم‌های به اصطلاح نوگرایش خسته شده‌اند.

وقتی بیشتر شهرهای کوچک ایران، سالن سینما ندارند و شهرهای نسبتا بزرگتر یک سالن با امکانات ابتدایی دارند، چگونه باید توقع داشت مردم این شهرها سینما رفتن را به برنامه‌های روزانه خود اضافه کنند؟ از این قبیل چراها زیاد است.

چه باید کردهایی که سال‌هاست ذهن مدیران را به خود مشغول کرده و گاهی آنها را وادار به کلی‌گویی کرده است.

همه می‌دانند چرخ سینمای ایران سال‌هاست کج‌دار و مریز به راه خود ادامه می‌دهد و همه منتظرند تا روزی نه چندان دور سینمای ایران با برنامه‌های مدون و درازمدت به آینده‌ای درخشان دست یابد. آینده‌ای که بشدت به بازسازی زیرساخت‌ها نیاز دارد، زیرساخت‌هایی که همه وعده بهبود آنها را می‌دهند، اما به هزار و یک دلیل بیشتر آنها میسر نمی‌شود. حالا چرخ چرخیده و نوبت به شمقدری رسیده است، البته او امیدوار است با مساعدت مجلس و رئیس‌جمهور به اهداف خود برسد. سینمای ایران هم مانند همه این سال‌ها خوشبینانه به آینده می‌نگرد تا چه پیش آید و سال‌های پیش‌رو چگونه سپری شود؟

طاهره آشیانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها