شمیم شرقی

در آب ، به دنبال فراتیم
کد خبر: ۲۸۵۵
همه کرم کبر و نخوت ، در وجود هر کسی رخنه کند و ریشه بزند، مذموم است ؛ اما مذموم ترین نوع کبر و نخوت ، "غرور علمی " عالمان و تکبر دانشمندان است آن دسته از عالمانی که به پیروی از هواهای نفسانی ، در محافل و مجالس مختلف ، بیش از آنچه لازم است ، متکلم وحده می شوند و به اظهار فضل می پردازند تا دانش خود را به رخ حاضران بکشند، به وسوسه "خودبینی " دچارند، به همان اندازه ای که کبر و غرور علمی می ورزند و قصد "خودنمایی " دارند، از "خدابینی" و "خداپرستی" دور میشوند!حدیث پیامبر خاتم )ص ( است که : "العلم هوالحجاب والاکبر" )دانش می تواند بین خلق و خدا، سد و حجاب بزرگی شود( وقتی سخن از "عالم " است ، تمام دانشمندان و عالمان رشته های گوناگون علوم انسانی دینی و تجربی را دربر می گیرد؛ یعنی تکبر یک فیزیکدان و مخترع در علوم تجربی به همان اندازه ناپسند است که غرور علمی یک حقوقدان یا سیاستمدار و جامعه شناس و فقیه و دین شناس ! امام موسی کاظم )ع ( می فرماید: "همان طوری که زراعت در زمینهای هموار می روید، نه بر روی سنگ خارا بذر "حکمت " و "دانایی " نیز در دلهای متواضع و بی تکبر و تفرعن جای می گیرد و رشد می کند معمولا، افراد بی تقوایی که از دانش اندکی برخوردارند، اگر تقوا نداشته باشند، با کبر و غرور و ادعایشان خود را از عالمان بزرگ ، برتر می پندارند درصورتی که عالمان متقی ، هرچه علم و دانششان افزونتر می شود، تواضع و فروتنی آنها نیز زیادتر می شود عین درختان پربار میوه که هرچه بیشتر محصول میدهند، سر به زیرتر میشوند و تواضع میکننداستادی فرهیخته در کلاس دانشگاه ، به ما دانشجویان مدرسی می گفت : در کلاس درس و زندگانی بیرون از مدرسه ، هیچ گاه از کلمه "نمی دانم " نهراسید و خجالت نکشید گاهی دربرابر پرسش شاگردان خردسال ، مشکلی یا مساله ای و موضوعی را نمی دانید، با شهامت و خوشرویی بگویید: "نمی دانم ، اما تلاش می کنم یاد بگیرم و بعدا به شما بیاموزم اگر الان هم شما میدانید، به من یاد بدهید!"مرحوم شیخ انصاری )ره ( با آن همه علم و تقوا و دانایی ، گاهی که جواب سوالی را نمی دانست ، با صدای بلند، سه بار می گفت : "ندانم ، ندانم ، ندانم " او این کار را می کرد تا شاگردانش بیاموزند و ننگ و عار نداشته باشند، از گفتن "نمیدانم".بوعلی سینا، آن نابغه ناب جهان ، ابرمرد دانا و مسلط بر تمام علوم زمانه خود، وقتی به بستر بیماری می افتد، چندبار دستور درست کردن دارو می دهد شاگردان ، آن را مهیا می کنند، اما اثر نمی کند عاقبت با تبسمی می گوید: بس است درمان مدبر بدن از تدبیر بازماند من دیگر بیش از این نمی دانم شاگردان ناراحت و نالان می گویند: پس استاد به ما اندرزی و حکمتی بیاموز بوعلی می گوید: اکنون میدانم که : نمیدانم تا بدانجا رسید، دانش من که بدانم همی که نادانم عالمان پرهیزگار، هرگز گرد نخوت و غرور نمی گردند، نسبت به دانایان دیگر، حسادت نمی ورزند امام خمینی )ره ( با آن همه تقوا و دانایی ، همیشه از خطرات حجاب و غرور علمی سخن می گفت و خود را در فکر، حرف و عمل ، از آن دور می داشت:ما شیفتگان ، که در صراطیم همه جوینده چشمه حیاتیم همه حق می طلبیم و خود ندانیم آن رادر آب ، به دنبال فراتیم همه
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها