مثلاً عزتالله انتظامی که در سال 1348 و در سالهای میانی عمرش در فیلم «گاو» بازی کرد، سالها تجربه بازی و کارگردانی در تئاتر را داشت، اما همین فیلم برای انتظامی سرنوشتساز بود. هنوز و پس از گذشت 40 سال از زمان ساخته شدن فیلم داریوش مهرجویی، هرگاه سخن از انتظامی و نقش مؤثرش در سینمای ایران به میان میآید، همه یاد «گاو» و حضور تعیینکننده این بازیگر در آن فیلم میافتند. ثریا قاسمی هم چنین وضعیتی دارد. هر چقدر او را در فیلمها و سریالهای متوسط و حتی گاه ضعیف ببینیم باز یادمان میآید که این بازیگر در نخستین گام حرفهایاش در فیلم درخشان «آرامش در حضور دیگران» همراه اکبر مشکین و دیگر بازیگران آن فیلم چه حضور تأثیرگذار و خوبی داشت. ثریا قاسمی پیش از بازی در فیلم ناصر تقوایی در سال 1349، ابتدا کارش را یک دهه قبل با گویندگی در رادیو آغاز کرده بود و سپس در دوبله فعالیت کرد. مدتی بعد وارد عرصه نمایش شد و تئاترهای گوناگونی روی صحنه رفت. نمایشنامههای آندورا، آنتیگون، از پشت شیشهها، همه پسران من، سوءتفاهم، هرکول و طویله اوجیاس، پرواز بر فراز آشیانه فاخته و...، از کارهایی بودند که خانم قاسمی در آنها ایفای نقش کرده بود. با این پیشینه، او کارش را در سینما آغاز کرد. ناصر تقوایی که برای فیلمش به دنبال چهرههای کمتر شناختهشده سینما رفته بود، از اکبر مشکین به عنوان بازیگر اصلی استفاده کرد که او با سابقه تئاتری بینظیرش در «آرامش در حضور دیگران» در نقش یک نظامی به آخر خط رسیده جلوی دوربین رفت. دیگر بازیگران این فیلم نیز یا از میان تئاتریها انتخاب شده بودند یا از میان کسانی که تجربه کار در عرصههای دیگر فرهنگی را داشتند؛ مثل منوچهر آتشی که شاعر بود و کار بازیگری را هم ادامه نداد یا محمدعلی سپانلو که او را نیز سالهاست به عنوان شاعر و مترجم میشناسیم.
پس از مرحوم اکبر مشکین، ثریا قاسمی در «آرامش در حضور دیگران» بیشترین و مؤثرترین نقش را دارد. هنوز دیدن بازی این بانوی هنرمند در لحظات فیلم تکاندهنده است. قاسمی در این فیلم نقش همسر جوان سرهنگ را بازی کرد که وفادارانه، ریاکاریها و بدرفتاریهای اطرافیانش را تاب میآورد و تا آخرین لحظات زندگی شوهرش همراه او میماند. درواقع نقش قاسمی در این فیلم به عنوان فردی از طبقه و محیط اجتماعی دیگر در میان شخصیتهای غرق شده در فساد زندگی بیهویت بورژوازی، مثل شاهدی عمل میکند که ناظر اطرافیانش است. این تفاوت در بازی ثریا قاسمی مشهود است. از نوع بیانش تا حالات و منش او. بیگمان اگر بخواهیم در میان بازیگران فیلم تقوایی افرادی را به عنوان چهرههای مؤثر نام ببریم، پس از اکبر مشکین باید از ثریا قاسمی یاد کنیم که با وجود این که تجربه بازی مقابل دوربین را تا آن زمان نداشت، اما بازی روان و باورپذیری از خود به نمایش گذاشت.
قاسمی با این فیلم ارزشمند شهرتی بیشتر پیدا کرد و به عنوان یک هنرمند موقعیت خود را تثبیت کرد، اما نکته جالب این است که او تا چند سال پس از فیلم تقوایی در هیچ فیلم دیگری جلوی دوربین نرفت. تنها فیلم پیش از انقلاب این بازیگر همان «آرامش در حضور دیگران» است. فیلم بعدی قاسمی «زندهباد...» است ساخته خسرو سینایی که همزمان با انقلاب اسلامی ایران ساخته شد، اما نمایشی به آن شکل نداشت که کار بازیگرانش در آن به چشم بیاید. قاسمی پس از بازی در فیلم سینایی نیز بار دیگر از سینما دوری کرد تا 8 سال بعد و فیلم «خانه ابری» به کارگردانی اکبر خواجویی. او در این سالها همچنان به کار در رادیو، تلویزیون و دوبله میپرداخت اما از سینما دور بود. فیلم اکبر خواجویی شروع تازهای برای این بازیگر بود که طی 17 سال تنها در 3 فیلم حاضر شده بود. پس از آن فعالیت او در سینما استمرار یافت. از آثار مهم این بازیگر طی 23سال گذشته (دوره دوم فعالیت ثریا قاسمی پس از «خانه ابری)» میتوان به خواستگاری (مهدی فخیمزاده)، مجسمه (ابراهیم وحیدزاده)، حریف دل (رضا گنجی)، مارال (مهدی صباغزاده)، خاکستری (مهرداد میرفلاح)، شام آخر (فریدون جیرانی)، دختر شیرینیفروش (ایرج طهماسب)، عشق فیلم (وحیدزاده) و معادله (وحیدزاده) اشاره کرد.
قاسمی از آن دست بازیگرانی است که همواره در نقشهای میانسال شناخته میشود. او نخستین فیلمش را که ذکر آن رفت، در 30 سالگی بازی کرد اما در همین سن و سال هم در قالب نقش زنی دردکشیده معرفی شد. یعنی دقیقاً حضوری مشابه حضور مادر گرانقدرش حمیده خیرآبادی که طی دههها فعالیت در سینمای ایران همواره به عنوان مادر سینمای ایران شناخته میشود. «آرامش در حضور دیگران» نه تنها به عنوان اولین تجربه خوب بازی قاسمی، آینده حرفهای او را بیمه کرد بلکه نقشی که در آن فیلم بازی کرد باعث شد تا این ذهنیت دربارهاش شکل بگیرد که بازیگری است مخصوص نقشهای زنانی در این سن و سال و با این نوع رفتار و شخصیت. شاید اگر طی 17 سالی که پس از فیلم تقوایی کمکار و در واقع دور از سینما بود، در فیلم یا فیلمهایی دیگر بازی میکرد، میتوانست این قالب را در هم بریزد اما این اتفاق نیفتاد. ممکن است این نکته منجر به بروز سوءتفاهمی در این باب شود که منظورمان تشابه نقشهایی است که او در سینما بازی کرده؛ در حالی که هدف اصلاً چنین چیزی نیست. قاسمی طی 20 سال اخیر با بازی در فیلمهای کمدی ابراهیم وحیدزاده، عملاً به بازیگری مناسب برای این نقشها تبدیل شده است و اصلاً نمیشود نقشاش را مثلاً در «معادله» مقایسه کرد با نقشی جدی و افسرده که در فیلم اولش بازی کرد. منظور، بیان این نکته است که سینمای ایران سالها نتوانست از استعداد این بازیگر در سنین جوانی استفاده کند و دوری ثریا قاسمی از فیلمها در آن دوران (که البته چندان فیلمهای خوبی هم ساخته نمیشد) باعث شد تا کمتر تصویری از جوانی او در فیلمها ثبت شود.
اما در میان فیلمهای کمدی و سریالهای خانوادگی ثریا قاسمی در این سالها، باید از دو فیلم نام برد که بازی این بازیگر در آن یادآور نقشآفرینی خوبش در بدو شروع فعالیتش است. این دو فیلم «مارال» و «شام آخر» هستند. در اولی او نقش زنی را بازی میکند که در پیش چشمانش شوهرش به دختری جوان دل میبندد و او روز به روز در اثر این حادثه شکسته میشود. بازی ثریا قاسمی در این فیلم در کنار فرامرز صدیقی و حدیث فولادوند با تحسینهای بسیاری روبهرو شد. مهمترینش جایزه سیمرغ بلورینی بود که از جشنواره فجر گرفت. اما او در «شام آخر» نقش کارگر پیری را بازی کرد که همدم و مونس شخصیت زن فیلم با بازی کتایون ریاحی است. خاطرات او از وقایع رخ داده در زندگی زن و مرد، روایت اصلی این فیلم است و کار بزرگ قاسمی این است که حین گفتن ماجراها، صرفاً در قالب یک راوی صرف فرو نمیرود بلکه در همان زمان نیز بازی خوبی از خود به نمایش میگذارد. در جای جای فیلم نیز شاهد شکلگیری صحنههای مهمی با بازی قاسمی هستیم؛ بویژه آنجاها که با کتایون ریاحی مشغول صحبت است و با وجود اطلاع از پیامد وخیم کار او، به زن حق میدهد که در زندگیاش انتخاب تازهای داشته باشد.
قاسمی در قاب سیما
نمیتوان از ثریا قاسمی گفت و به تجربیات تلویزیونیاش اشاره نکرد. در سالهای پس از دهه 70، با افزایش شبکههای تلویزیونی، محبوبیت سریالها و البته کاهش چشمگیر رونق سینما، بازیگرانی که در سریالها دیده میشدند، گاه محبوبیتشان از ستارههای سینما فراتر بود. کافی است به این نکته توجه کنید که اولا خاستگاه چه تعداد از بازیگران مطرح و محبوب این نسل، تلویزیون بوده و ثانیا چه تعداد بازیگر مشهور و باسابقه تئاتر و سینما، در واکنش و حتی اعتراض به نوع فیلمهای تولیدی طی این یکی دو دهه، ترجیح دادند فعالیتشان را در تلویزیون ادامه بدهند. ثریا قاسمی نیز پس از دورههای کمکاریاش در سینما، تلویزیون را جدیتر گرفت و با توجه به مخاطبان میلیونی این رسانه، آنقدر محبوب دلها شد که جا پای مادرش بگذارد. او از آن دسته بازیگرانی است که مورد احترام همه اقشار و گروههای سنی است. همواره در میان بازیگران ارج و قرب بسیار داشته و دارد و مردم جایگاه او را نه در حد یک بازیگر خوب که به عنوان یک هنرمند ملی میدانند. مدتی قبل در برنامه «یک فیلم یک تجربه» که اختصاص به پشتصحنه سریال «او یک فرشته بود» داشت، دیدیم که یک بازیگر جوان و مشهور تلویزیون، در توصیف لحظات بازیاش در کنار خانم قاسمی با چه شور و اشتیاقی حرف میزند. این برمیگردد به پیشینه خوب یک هنرمند که همواره در زندگیاش از نظر شخصیتی و حرفهای درست رفتار کرده. سریال «گرگها» ساخته داوود میرباقری، یکی از تجربههای خوب و ارزشمند ثریا قاسمی است که در آن در کنار سیاوش طهمورث ایفای نقش میکرد. در سریال فاخر و ماندگار «شب دهم» اثر حسن فتحی او در کنار بازیگران دیگری نظیر کتایون ریاحی، حسین یاری و رویا تیموریان اجرای بسیار روان و باورپذیری داشت. در سریال محبوب «در پناه تو» به کارگردانی حمید لبخنده، آنقدر در نقش مادری دلسوز و نگران خوب ظاهر شد که تا مدتها شیوه کارش الگوی بازیگران دیگر برای نقشهای مشابه بود. سکانسهای بازی ثریا قاسمی در کنار سعید پورصمیمی جزو بهترین بخشهای این سریال بود. در «قلب یخی» نقش مادری تنها و دردمند را بازی کرد. در «صاحبدلان» در کنار گروهی از بازیگران نسل قدیم و جدید، در ایفای نقش زنی سنتی با ویژگیهای خاص درخشان بازی کرد و برخی سکانسهای این کار تحتالشعاع بازی او بود. همکاریاش با حمید لبخنده پس از «در پناه تو» با «در قلب من» ادامه یافت که البته توفیق سریال قبلی را نداشت. حتی در مقطعی با عنایت به صدای خوبش و اجرای مسلطش که حاصل سالها کار در رادیو بوده و البته شناختش از ادبیات و شعر این سرزمین، یکی از طراحان و مجریان برنامه «شاخه طوبی» بود که در زمان پخش آن با استقبال علاقهمندان به برنامههای فرهنگی روبهرو شد. اکنون هم ثریا قاسمی مشغول بازی در 2سریال «سرزمین کهن» به کارگردانی کمال تبریزی و «پرندگان خارزار» ساخته یوسف سیدمهدوی است.
امان جلیلیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم