در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«گمگشته» که مثل پخش سری اولش از مخاطبان فراوانی برخوردار است، سریال تلویزیونی پیچیدهای نیست اتفاقا سریالی بسیار ساده، روان است که البته شاید همین امر بهترین مولفه برای ارتباط با بیننده باشد. پرهیز از بزرگنمایی، سادگی و بیان واقعیتها خود بهترین عامل در جهت رابطه صمیمی با بیننده است و بزرگترین مزیت این سریال با این که دارای داستانی دنبالهدار است، سادگی است. داستان به ماجرای زندگی مادر و پسری میپردازد که حوادث روزگار سبب شده تا این دو از هم دور بیفتند و در طی قصههای طولانی، آنها به دنبال هم میگردند.
حوادث گوناگون که باعث میگردد تا در هر بخش یوسف، قهرمان این داستان به مادرش نرسد؛ حوادثی ساده و اتفاقا مصنوع نیست، واقعیتی مستتر در سطوح گوناگون جامعه است. حوادث به نوعی معطوف به این مادر یا یوسف میباشد. با این وجود خیلی نویسنده علاقهمند نبوده به سراغ محوریت حادثهای برود و بیشتر به سراغ شخصیتها حرکت میکند. از این روی در هر بستری حتی توطئههایی که علیه یوسف توسط باند قاچاقچیان چیده میشود، پیشتر از اصل ماجرا و حادثه، طرح موضوع با محوریت شخصیت یوسف بیان میگردد.
داستان، یک محوریت موضوعی دارد که به آن در بالا اشاره شد و یک محوریت، بخشی دارد که به نوعی معطوف به همان محوریت موضوعی است. هرچه موضوعات پیچیدهتر میشود، عمق نگاه محوریتبخشی و تاکید به حاشیهها نیز بیشتر میگردد و همین امر نیز سبب شد تا این داستان هیچگاه با فرآیند یکنواختی روبهرو نباشد و در ازای آن در هر قسمتی این جاذبه وجود دارد که مطالب و موضوعات کاملتری مطرح گردد.
«یوسف» شخصیت کودکی که محور اصلی ماجراهاست، کاملا با موضوع اصلی درآمیخته شده و به حدی است که یوسف را هیچگاه جدا از قصد نمیتوان برشمرد و کلام حرکت قصه منوط به اوست. نوسان متعددی که روی زندگی یوسف پیش میآید، در هر بخش جریان اصلی داستان را هدایت میکند؛ هدایتی که برگرفته از شخصیت یوسف، شخصیت مادر او و بخشهای حاشیه این است که جمیع آنها در یک فرآیند، مبدل به قصهای جذاب شده؛ اما این قصه جذاب از دو نگاه دیگر نیز خوب درخشید، نخست ایجاد تعلیقهای منطقی، سبک و آنی و در عین حال نفسگیر که به کرات در این سریال دیده میشود.
اصولا راز موفقیت و جذب مخاطب برای چنین سریالهایی تعلیقهای منطقی است، این که نسبت به شرایط و محیط بتوان تعلیق ماهوی ایجاد کرد، امری عادی است؛ اما اگر بتوان آن را با شخصیتها همراه ساخت، کاملا تخصصی و جذاب خواهد شد.
نکته دیگر ایجاد حس عاطفی است. اصولا در کل «گمگشته» داستانی حسی است. عواطف و احساسات کاملا خاستگاه اصلی این سریال است. نوع طراحی شخصیتهای سیاه و سفید و وجه تمایز در کلام برخوردها، خود مهمترین دلیل بر ایجاد نابرابری و در نتیجه بروز احساسات است که در این سریال با هوشمندی تمام اعمال شد. به هر حال «گمگشته» در پخش مجدد نیز به جهت نوع داستان، قادر شده، موفق شود و بسیاری را به خود جلب نماید.
سیدحمید افتخاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: