در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«ایکابد» در «اسلیپی هالو»1
عدالتطلب است و حقیقت جو. به این ویژگی ایکابد از همان ابتدای آشنایی با او پی میبریم؛ وقتی که به حکم ناعادلانه کلیسا مبنی بر سوزاندن بدون تحقیق اجساد مردگان اعتراض میکند و این را ظلمی آشکار میداند که حرمت تشریح جسد مردگان، به هیچ وجه توجیه کننده آن نیست. او معتقد است «برای یافتن مجرم و اجرای عدالت باید از مغزمان استفاده کنیم.» با این همه آن طور هم که در ظاهر به نظر میرسد خرد زده و علمپرست نیست. شاهد بر این مدعا ترس درونی او هنگام مواجهه با امری خلاف تجربه همچون قتل توسط روح شیطانی است. ایکابد که تنها به حس و دلیل و علت و معلول اعتقاد دارد چرا باید از چیزی به نام روح که به هیچ وجه قابلیت اثبات علمی ندارد بترسد؟ چطور ممکن است فردی مرعوب چیزی شود که اذعان میکند به آن باور ندارد؟ دلیلش همان است که گفتیم. ایکابد آن طور که به نظر میرسد و حتی آن طور که خودش فکر میکند علمزده نیست و هنوز رگههایی از باور به ماوراء در وجودش باقی است. ریشه این باور باز میگردد به تربیت مذهبی او. ایکابد اگرچه خاطره بدی از دین و مذهب و ایمان دارد اما این باعث نشده او مطلقاً بیگانه با حقایق دینی و متافیزیکی بشود. خودش سرگذشت تلخ کودکیاش را اینگونه بازگو میکند: «مادرم بیگناه بود. مثل یک کودک. محکوم شد. به قتل رسید. توسط پدرم؛ یک کشیش ظالم. هفت سالم بود که ایمانم را از دست دادم» و در جواب این سؤال که «الان به چه اعتقاد داری؟» میگوید: «حس و دلیل، علت و معلول.» البته خودش به عیب بودن این ویژگیاش معترف است که میگوید: «دستان من با دلایل بسته شدهاند.» و پسر ماسبات هم خیلی خوب این اعتراف او را تأیید میکند که به صراحت به او میگوید: «تو با دلایلت افسون شدی» اما نباید به این ظاهر حکم کنیم. ایکابد انعطافپذیرتر از آن است که به طور کامل در تحجر و تعصب علمپرستانه مسخ شده باشد.
با این همه ایکابد برای تحول و تغییر و قبول حقایقی که تابحال از پذیرفتن آنها سر باز میزده نیازمند یک عامل تأثیرگذار بیرونی است. در واقع مس وجود ایکابد برای اینکه زر شود نیازمند اکسیر است و این اکسیر چیزی نیست جز عشقی که کاترینا به او هدیه میکند. خود کاترینا اما به لحاظ اعتقادی درست در نقطه مقابل ایکابد قرار دارد. یعنی اگر ایکابد تنها به حس و دلیل باور دارد کاترینا بشدت خرافهگراست و معتقد به طلسم و جادو. بنابراین اکسیر کاترینا برآمده از خودآگاه او نیست بلکه ناشی از محبت و عشق قلبی عمیقی است که او نسبت به ایکابد دارد. با این حال نه علت و معلول ایکابد و نه جادو و جنبل کاترینا هیچکدام پرده از حقیقت برنمیدارند، بلکه میانه و حد وسط این دو است که سرانجام ایکابد را در کشف حقیقت یاری میدهد. اعتدالی که ارمغان ارزنده عشق است. باور نهایی ایکابد به روح، ریشه در ایمان پیشین او به عشق دارد و این هر دو (روح و عشق) در یک ویژگی بنیادین با هم مشترکند: در غیر قابل اثبات بودن با دلیل و تجربهای که پیشتر تنها اعتقاد ایکابد بود.
پانوشت:
1 - محصول 1999 آمریکا، کارگردان: تیم برتون، بازیگران: جانی دپ، کریستینا ریچی.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: