هوای تازه

بین جنگ جهانی دوم و سوم

پشت خاکریزی بین جنگ جهانی دوم و سوم گیر کرده‌ام اگر برگردم سربازان هیتلر و موسیلینی مرا می‌کشند اگر پیشروی کنم
کد خبر: ۲۸۴۴۹۰

گارد الکترونیکی آمریکایی!
مجبورم کنار این خاکریز
دنبال شغلی بگردم
و خانه‌ای اجاره‌ای
کنار همین خاکریز
با دختری ازدواج کنم
و سربازان آهنی معصوم را مهریه‌اش
ما مشکلاتمان را
در همین منطقه جنگی حل می‌کنیم
هر بار من از همسرم دلگیر می‌شوم
بالای خاکریز می‌روم
شاید تیری مستقیم به قلبم بخورد
هر بار او خسته می‌شود
روی مین‌ها  لی‌لی می‌کند

مجید سعدآبادی

دست خدا

سلام مثل همیشه بلند و بی‌پروا
سلام سالم و خوب است حال من اما
کمی ‌هوای شما کرده با اجازه‌تان
کمی‌عجیب شدم بین شهرمان تنها
هنوز بین شما مانده قسمتی از من
هنوز روح من آنجاست مثل باد رها
چقدر تنگ  می‌شود دلم برای خودم
چقدر تنگ  می‌شود دلم برای شما
فقط مراقب من مثل قبل‌ها باشید
فقط دوباره مرا بسپرید دست خدا

زهرا سلطانی

مثل سیاهی موهایمان

صبح را از چشم عقربه‌ها می‌بینیم
بلند می‌شویم و می‌رویم،/ به پایان روز می‌رسیم
و دست به دیواری می‌زنیم و دوباره بر می‌گردیم
عادت کرده‌ایم/ من/ به این‌که تو هرشب حرف‌هایت را مثل یک مرد بزنی
تو/ به این‌که من هربار مثل یک زن گریه کنم
عادت کرده‌ایم/آ نقدر که یادمان رفته است شب
مثل سیاهی موهایمان ناگهان می‌پرد
و یک روز/ آنقدر صبح می‌شود
که برای بیدار شدن دیر است

لیلا کردبچه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها