در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
2 نکته در این رفتار خشونتآمیز وجود دارد؛ اول ناکامیهایی است که این متهمان در زندگی خود داشتهاند، اما این ناکامیها تنها دلیل خشن شدن این افراد نیست بلکه فاصله طبقاتی زیاد و فقر اقتصادی عامل اصلی این خشونت بوده است.
هر روز در رسانهها و سطح شهر اجناس لوکس و زیبا تبلیغ و مرتب تکرار میشود که زندگی راحت با این اجناس امکانپذیر است. از طرفی شرایطی را برای خرید آن اجناس فراهم نمیکنیم و روز به روز هم وضعیت اقتصادی مردم سختتر میشود. بنابراین ما با این کار افراد مستعد را تشویق به جرم میکنیم، چرا که فرد آرزوی داشتن زندگی راحت را دارد و شروع به مقایسه خود با فردی میکند که دارایی زیادی دارد و میتواند وسایل لوکس برای زندگیاش تهیه کند. این تصور در او به وجود میآید که کسی حقش را خورده است و باید آن را پس بگیرد، بنابراین شروع به انتقامگیری میکند و رفتارهای خشن از خود بروز میدهد.
این فرد در واقع به یک خودکشی روانی دست میزند، چرا که میداند در پس این جرم مجازات سنگینی وجود دارد و با این تصور که چیزی برای از دست دادن ندارد ریسک میکند که شاید پولی به دست آورد و به آرامش برسد.
البته باید بگویم همه افرادی که در فقر زندگی میکنند این طور نیستند، اما فقر بسترها را برای جرم فراهم میکند. اینکه فردی تا این حد دست به خشونت میزند، در واقع برای جامعه فریاد میزند که دیگر آستانه تحملش تمام شده است و میخواهد دست به خودکشی روانی بزند، او فریاد میزند که دیگر نمیتواند شرایطی که برایش به وجود آمده است را تحمل کند.
بسیاری از جوانان امروز بر این باورند که با کار کردن نمیتوانند به زندگی ایدهآل برسند؛ چرا که درآمدشان فقط در حد بخور و نمیر است. بنابراین هر لحظه نسبت به افرادی که ثروت بیشتری دارند تنفر بیشتری پیدا میکنند و آنها را مسوول مشکلات خود در زندگی میدانند. زمانی که این مسائل با ناکامیهایی که در خانواده برای فرد از دوران کودکی به وجود آمده است همراه شود، در واقع باعث میشود تا فرد دست به جرم آن هم از خشنترین راه ممکن بزند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: