نگاهی به ماجرای گروگانگیری 5/1 میلیون یورویی

3 مرد خشن چگونه گروگانگیر شدند

گروگانگیری یک و نیم میلیون یورویی ماجرایی بود که با بازتاب گسترده‌ای همراه شد. مطابق محتویات این پرونده 3 مرد، جوانی ثروتمند را ربوده و از خانواده او یک و نیم میلیون یورو درخواست کرده بودند.آدم‌ربایان برای این که به هدف خود برسند از قبل برنامه‌ریزی دقیق انجام داده بودند و زمانی که پسر جوان در اسارتشان بود مرتب او را تحت شکنجه قرار می‌دادند، به گونه‌ای که یک انگشت او را نیز قطع و از صحنه‌های شکنجه فیلم تهیه کردند و با دادن آن به خانواده گروگان خود سعی کردند پدر او را برای تحویل دادن هر چه زودتر پول تحت فشار قرار دهند.
کد خبر: ۲۸۴۳۷۱

 این متهمان سرانجام ناکام ماندند و توسط پلیس دستگیر شدند. این پرونده علاوه بر بعد قضایی آن از منظر جرم‌شناسی نیز بسیار حائز اهمیت است و واکاوی و بررسی آن می‌تواند در تحلیل بسیاری از جرایم مفید باشد. این که متهمان که بودند، چطور با هم آشنا شدند و چگونه توانستند گروگان خود را به فجیع‌ترین شکل ممکن شکنجه کنند سوالاتی است که می‌تواند زمینه‌ها و ریشه‌های چنین جرایم خشنی را برملا و هویدا کند.

سوء سابقه

سردسته شبکه سه نفری آدم‌ربایان مردی سابقه‌دار به نام فرزین است که بازنشسته بوده و مسافرکشی می‌کند. او چهار سابقه کیفری به اتهام‌های فرار از خدمت سربازی، نزاع، صدور چک بلامحل و جعل و کلاهبرداری دارد و یک بار نیز به اتهام آدم‌ربایی بازداشت شده بود که البته خودش این جرم را نمی‌پذیرد و می‌گوید فردی را که از او طلب داشت به خانه‌اش کشاند تا از او پول بگیرد اما آن مرد بعدها از وی به اتهام آدم‌ربایی شکایت کرد. سوابق متعدد کیفری این متهم نشان می‌دهد اگرچه او هر بار به زندان افتاده اما‌ زمینه‌های ارتکاب جرم نزد وی از بین نرفته بود و به همین دلیل او از قانون‌شکنی دست نمی‌کشید. کاظم بیرجندی آسیب‌شناس اجتماعی در این باره می‌گوید: «مجازات فقط بخشی از اقدامات ضروری برای پیشگیری از تکرار جرایم است و کار مهم‌تر از بین بردن علت‌ها و ریشه‌هاست؛ تا زمانی که بسترهای جرم‌زایی پاک و محو نشود احتمال بازگشت چنین افرادی به دنیای تبهکاری وجود دارد. یکی دیگر از نکاتی که در این رابطه بسیار مهم جلوه می‌کند بحث مراقبت بعد از خروج است که مسوولان دستگاه قضایی نیز بر آن تاکید دارند. اگر مجرمان بعد از اتمام محکومیت و بازگشت به جامعه همچنان تحت نظر باشند و از نظر اشتغال و اقتصاد خانواده تحت حمایت قرار بگیرند احتمال مجرم شدن آنها بسیار کاهش می‌یابد.»

بیرجندی به موضوع دیگری هم اشاره می‌کند: «برچسب‌زنی! وقتی فردی به زندان افتاد دیگر همه به او به چشم یک گناهکار نگاه می‌کنند و اگر هم بخواهد سالم زندگی کند برچسبی که به او زده می‌شود مانعش می‌شود.» اظهارات فرزین این نظریه را ثابت می‌کند و نشان می‌دهد او بعد از این که اولین بار به آدم‌ربایی متهم شد تا چه اندازه از لحاظ روانی تحت فشار قرار داشت. او می‌گوید: «بعد از آن ماجرا انگشت‌نمای دوست و فامیل شدم و ذره آبرویی که داشتم از بین رفت. از آن به بعد هر اتفاقی می‌افتاد تقصیر را گردن من می‌انداختند. همه به من شک داشتند؛ حتی یک بار پسرعموی زنم ناپدید شد و خانواده‌ او مرا به عنوان متهم معرفی کردند. آنقدر تحت فشار بودم و زندگی‌ام بهم ریخته شده بود که فکر کردم بالاتر از سیاهی رنگی نیست، برای همین این نقشه را کشیدم تا لااقل پولدار شوم.»

سردسته شبکه سه نفری آدم‌ربایان مردی سابقه‌دار به نام فرزین است که بازنشسته بوده و مسافرکشی می‌کند. او چهار سابقه کیفری به اتهام‌های فرار از خدمت سربازی، نزاعصدور چک بلامحل و جعل و کلاهبرداری دارد و یک بار نیز به اتهام آدم‌ربایی بازداشت شده بود

بازدارنده نبودن مجازات‌ها از جمله عواملی است که باعث تکرار جرم از سوی افراد سابقه‌دار می‌شود و به همین خاطر نیز سردار جعفری رئیس پلیس آگاهی ناجا بارها در این باره هشدار داده و این موضوع را به مقامات قضایی گوشزد کرده است. در این پرونده علاوه بر سردسته گروه یکی دیگر از سه متهم به نام شاهین نیز طعم زندان را چسبیده اما اصلاح نشده بود. در کنار این بحث باید به نحوه گذراندن محکومیت زندانیان نیز توجه ویژه داشت. هادی براتی جرم‌شناس می‌گوید: «مجازات مجرمان با چند هدف انجام می‌شود. یکی از این اهداف تنبیه مجرمان و به تبع آن بازگرداندن آرامش روانی به شهروندان و موضوع بعدی اصلاح خود مجرمان و فراهم کردن زمینه بازگشت آنها به جامعه است اما متاسفانه در حال حاضر فقط هدف اول مد نظر قرار می‌گیرد و کارهای پرورشی، اصلاحی و تربیتی مجرمان مغفول مانده و ناکافی است. شاید به همین خاطر است که شاهین و فرزین در زندان و درست زمانی که دوران محکومیت خود را طی می‌کردند به فکر انجام آدم‌ربایی میلیاردی افتادند.» شاهین می‌گوید: « به اتهام جعل در زندان بودم. در آنجا با فرزین آشنا شدم و او پیشنهاد آدم‌ربایی را مطرح کرد و گفت جوان ثروتمندی را می‌شناسد که با ربودن او و اخاذی از خانواده‌اش می‌توانیم یک عمر راحت زندگی ‌کنیم. من هم وسوسه شدم و این پیشنهاد را قبول کردم.» مشکلات اقتصادی نیز از دیگر ریشه‌های چنین جرایم خشنی است که همه کارشناسان بر آن اتفاق نظر دارند و بارها در این باره تحلیل‌هایی را ارائه داده‌اند. جوان 25 ساله‌ای به نام محمدرضا که عضو سوم باند گروگانگیری است، می‌گوید: «تازه صاحب فرزند شده بودم و به شدت مشکل مالی داشتم. وقتی فرزین گفت کار خوب و پردرآمدی برایم سراغ دارد از شهر خودمان به تهران آمدم و به این ترتیب پایم به این کار باز شد. من قبلا هیچ جرمی انجام نداده بودم و با این که می‌دانستم آدم‌ربایی جرم سنگینی است چون بیکار بودم چاره‌ای نداشتم و قبول کردم با فرزین همکاری کنم.» شاهین نیز می‌گوید: «من متاهل و صاحب فرزند بودم و می‌خواستم هر طور که شده خودم را از شر مشکلات مالی نجات بدهم، برای همین با فرزین همدست شدم.» اگرچه بیکاری و فقر می‌تواند زمینه‌ساز بسیاری از جرایم باشد، این که چرا مجرمانی مانند اعضای این باند به فجیع‌ترین خشونت‌ها متوسل می‌شوند و به عنوان مثال انگشت بزه‌دیده را قطع می‌کنند از بی‌پولی آنها ناشی نمی‌شود و علت‌ها را باید در جای دیگری یافت. محمدرضا که چنین شکنجه‌ای را اعمال کرده است توضیح می‌دهد: «آن روز مواد کشیده و حسابی بهم ریخته بودم. وقتی فرزین از راه رسید و گفت خانواده گروگان حاضر نیستند پول بدهند از شدت خشم دچار جنون شدم. چاقویم را درآوردم تا دست آن پسر را قطع کنم. البته شاهین مخالفت کرد اما فرزین موافق بود. او بعد دوربین را روشن و از صحنه بریدن انگشت گروگان فیلمبرداری کرد.»

در این جرم نیز ردپای مواد مخدر دیده می‌شود. نادر میرزایی روانشناس می‌گوید: «مواد مخدر صنعتی معتاد را از خود بی‌خود می‌کند و باعث می‌شود او رفتارهای پرخطر انجام بدهد و به خشونت متوسل بشود. برای همین این نوع مواد از مخدر‌های سنتی خطرناک‌تر است. مواد جدید را باید در زمره مواد محرک دانست که مصرف آن عواقب بسیار خطرناکی در پی دارد.»

عوامل جرم‌زایی که در این پرونده قابل مشاهده است در جرایم دیگر نیز تکرار می‌شود، به همین خاطر با بررسی دقیق آنها می‌توان گامی بزرگ در راستای پیشگیری از چنین جرایمی برداشت.

علیرضا رحیمی نژاد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها