در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او در 31 سالگی نمیتواند همان قدر غافلگیرکننده باشد که در سالهای 1997 و 98 در هایبری بود، اما ایام استمفورد بریجی او نیز جالب و موفق و حاکی از پختگی مردی است که در سالهای میانه و در حد فاصل این دو مقطع سری پرشور داشت و اسباب دردسر خودش و بروز برخی ناآرامیها در تیمهای محل استخدامش (رئال مادرید، پاری سنژرمن، منچسترسیتی، لیورپول و فنرباغچه) شد.
او اینک (پاییز 2009) مردی آرام، کم حاشیه و متمرکز برکارش است و ترجیح میدهد ذهن و توانش فقط صرف وظایف شغلی و مسوولیتهای ورزشیاش شود و اثری از تنشهای زندگی او در سالهای پایانی دهه 1990 و آغازین دهه جاری نیست و او حتی فصل پیش با 19گل زده آقای گل لیگ برتر انگلیس هم شد.
برنده اصلی این ماجرا چلسی است که در سیما و حرکات او مردی را یافته است که میتواند بهترین مکمل و حتی جانشین برای دیدیه دروگبا، ستاره ساحل عاجی و چشم و چراغ 5 سال گذشته این باشگاه لندنی باشد.
کارلو آنچلوتی ایتالیایی که 4 ماه و اندی است جای گاس هیدنیک را در استمفورد بریج گرفته جای ثابتی را به آنلکا در ترکیب تیمش داده و او نیز در حال کامل کردن تلاش یارانش از طریق گلزنی و همراهی آنها در زمان حمله و مشارکت بیش از پیش در بازی تیمی چلسی است. راستی این مهاجم 91/1 متری قوی هیکل به کدام سو میرود؟
این روزها گلهای حساس و متعددی برای چلسی میزنید. اوضاع روبه راه است. این طور نیست؟
برآوردتان صحیح است، چون دورههای بد را نیز در گذشته گذراندهام، قدر شرایط فعلی را میدانم. برای رسیدن به این مرحله اضافه بر تمرین و تلاش جسمانی باید به لحاظ روحی و فکری هم خودم را تقویت میکردم. در این میان درخشش در مسابقههای مهم ارزش بیشتری دارد، زیرا فزونتر از دیگر دیدارها هم مورد توجه قرار میگیرد. مثل دیداری که بتازگی با پورتو داشتیم و آن را با تک گل من بردیم. 20 دقیقه آخر آن مسابقه به خاطر بازی خوب و تلاش زیاد پورتو برای ما بسیار سخت بود و خسته هم شده بودیم. این اولین بازیمان در فصل جاری جام قهرمانان باشگاههای اروپا بود و در نتیجه فتح آن اهمیت زیادی داشت.
امکان ندارد حضور و درخشش شما بدون توجه به مساله شرکت یا غیبت دیدیه دروگبا در بازیهای چلسی مورد توجه و بررسی قرار گیرد. آیا این نکته موجب کمبود توجه به شخص شما نمیشود؟
هر کس جا و سهم ویژه خود را دارد و من و دروگبا به این مساله و این که حتما در ارتباط با یکدیگر و در مقام مقایسه با هم سنجیده شویم، عادت کردهایم. هر موقع که دیدیه در بازیهای ما به دلایلی مثل مصدومیت و محرومیت مسائلی که این فصل بهکرات روی داده غایب بوده، فقدان وی را بشدت حس کردهایم. برخلاف تصورات قبلی من و او به بازی با یکدیگر عادت کرده و با هم هماهنگ شدهایم و میتوانیم به طور همزمان در ترکیب چلسی حاضر شویم و موفق هم باشیم.
لوئیس فیلیپه اسکولاری و گاس هیدینک (مربیان برزیلی و هلندی سابق چلسی) نیز در این زمینه کوشش ناموفق زیادی داشتند.
این مساله به هر شکل و با هر پیشینهای که بوده باشد، اینک ثمر داده و ما با هم بخوبی کنار میآییم. نظر کارلو آنچلوتی این است که من پشت سر او بازی کنم و اگر لازم شد، برای توپگیری حتی تا خط میانی هم عقب بنشینم. نوع حرکت ما در زمین و در محوطه جریمه حریفان نیز براساس موقعیت هر کداممان در لحظه رسیدن توپ مشخص میشود و هر کدام براساس لحظه و موقعیت، تصمیمگیری و اقدام میکنیم.
و در روزهایی که در نوک حمله تنها هستید....
این یک بحث جداست در آن روزها مجبورم حتما در پیشانی خط حمله مستقرشوم و بیشتر به فکر زدن ضربات آخر باشم. حتما میدانید که این اصلا برای من تجربه تازهای نیست. من در بیشتر عمر ورزشیام سانتر فوروارد بودهام و در همین چلسی نیز به عنوان مثال فصل پیش در حدود 15 مسابقه نوک حمله این تیم بودم.
آیا شخصا و براساس باورهای خودتان و پیشینه 15 سال بازی در سطح اول این ورزش با سیستم 2 مهاجم هدف که آنچلوتی در حال پیاده کردن آن در استمفورد بریج است، موافقید.
مخالفتی ندارم. فکر میکنم آزادی و حیطه باز حرکت موجود در آن برای مهاجمان مسالهای باشد که هر فورواردی را راضی کند؛ البته برای من تجربهای به کلی غریبه نیز نیست، زیرا وقتی در فنرباغچه ترکیه هم بودم، این تیم از سیستمی از همین دست سود میجست. وقتی محیط حرکتتان بزرگتر و بازتر باشد، بدیهی است بهتر و بیشتر میتوانید پا به توپ شوید و با آن به حرکت در آیید و ریتم و روال بازی را بهتر حس کنید.
آنچلوتی بجز این مساله چه تغییر خاص و قابل ذکری را در چلسی به وجود آورده است؟
او از سیستم استفاده نوبتی و چرخشی از نفرات تیم به طور کامل و بیشتر از اسلاف خود بهره میگیرد. به این ترتیب به همگان بازی میرسد، هر چند این امر گاه برای یک نفر از 20 دقیقه فراتر نمیرود، اما حاصل آن رضایت کلیه نفرات است و کمتر صدای اعتراضی را میشنوید. تا به حال تغییرات زیاد در ترکیب چلسی و استفاده نوبتی از نفرات جواب هم داده است.
کارلتو را چگونه آدمی یافتهاید؟
همه ما روش کار او را پسندیده و از کار با او لذت بردهایم و این چه به لحاظ کار حرفهای و نگاه شغلی بوده و چه از دیدگاه فردی و انسانی، یک اثر چنین رضایتی این است که بازیکنان هر چه دارند رو میکنند تا طرحهای آنچلوتی به بار بنشیند و تیم برنده شود. او آرام و متین است و اهل کارهای نمایشی نیست. زیاد و با صراحت حرف میزند و میداند که چه میخواهد و چگونه باید به آن رسید. وقتی مربی از این دست داشته باشید، کل کارها آسانتر میشود. آرامش او مثال زدنی است و این باور را به شما میدهد که کنترل اوضاع در دست اوست و جایی برای نگرانی نیست و کارها روبهراه خواهد شد که برای بازیکنان یک تیم هیچ چیز الزامیتر و مهمتر از این نیست. هرچه باشد او در مقام سرمربی تیم میلان 2 بار جام قهرمانان باشگاههای اروپا را برده و یک مرتبه هم نایب قهرمان آن شده است؛ بنابر این او تجربه لازم را برای رساندن چلسی به همان مدارج دارد و در بالاترین درجات و زیر بار مسوولیت شدید کار کرده و جواب داده است. پس چرا در چلسی نتواند؟
شروع چلسی در این فصل و در 2 ماه نخست فصل عالی بوده است.
بله. خودمان هم انتظار نداشتیم و کارلتو هم آن را متوقع نبود. این که در چارچوب 3 جام بسیار متفاوت به میدان بیایید و همه مسابقههایتان را ببرید، اغلب از تیمهای بزرگ هم برنمیآید و ما میتوانیم از این نیز قدرتمندتر و موفقتر باشیم. با این حال آنچه تا این مقطع از فصل جاری روی داده، اصلا بدون زمینه و مقدمه نبوده و پشتوانهای داشته است. چلسی ماههای پایانی فصل گذشته را هم بسیار قوی و موفق پشت سر نهاد و از این دیدگاه آنچه در این فصل روی داده، صرفا ادامه و استمراری برآن ماهها بوده است. کاری که کارلتو با موفقیت انجام داده، استمرار بخشیدن و متنوع کردن کار هیدینک در مقطع پایانی فصل گذشته بوده که البته کار آسانی نبوده است.
آیا مشکلاتی هم در این روند تحمل کردهاید؟
اگر جز این بود دیدارهایمان با پورتو در لیگ قهرمانان اروپا و استوک سیتی در لیگ انگلیس گره نمیخورد. یادتان باشد ما بازی با استوک را فقط با گلزنی در وقت تلف شده بردیم؛ البته فتح برخی مسابقهها با دشواری و رنج هم بهرههای خود را دارد، زیرا یک تیم را کار آزمودهتر و عنصر مقاومت را در آن تشدید میکند. وقتی برخی دیدارهای خود را در این شرایط و این شاخصهها میبرید، اعتماد به نفس و حس تکامل بیشتری مییابید و میفهمید که تیمتان پختهتر شده است. فصل پیش برخی از این دیدارها از همین دست را فتح نکردیم و این لابد بدین معناست که نسبت به آن موقع پیشرفت داشتهایم.
و یک پرسش درباره تیم ملی فرانسه، تساویهای اخیر با رومانی و صربستان، رفتنتان به مرحله پلیآف انتخابی جام جهانی 2010 را تقریبا قطعی کرده است. چه تدبیری برای این مساله دارید؟
ما در دیدار با صربستان بسیار خوب بودیم و تساوی در بلگراد مثل یک برد است. میتوان وجوه مثبت ماجرا را هم دید، بخصوص که معتقدم در برابر رومانی هم بد نبودیم و فقط با یک گل به خودی تن به تساوی دادیم. اگر قرار باشد از طریق پلیاف به آفریقای جنوبی برسیم، حتما قسمت همین بوده است. مخالفتی با آن نداریم. مهم این است که برسیم!
مترجم: وصال روحانی
منبع : FIFA
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: