در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بر این مبنا قرار است ایران و نمایندگان کشورهای آمریکا، روسیه، چین، فرانسه و انگلیس همراه با آلمان موسوم به گروه 1+5 روز اول اکتبر (9 مهرماه) درباره بسته پیشنهادی تهران با این گروه مذاکره کنند.
ایران چند هفته گذشته دومین بسته پیشنهادی خود را برای آنچه حل چالشهای جهانی خوانده است، به نمایندگان کشورهای عضو گروه 1+5 در تهران تحویل داد. این بسته همان محتوای بسته سال گذشته اما با تغییرات مطابق با شرایط فعلی بینالمللی را داراست.
علیاصغر سلطانیه، نماینده ایران در آژانس بینالمللی انرژی اتمی در توصیف این بسته میگوید: تهران آماده است از این طریق گفتگوهایی عادلانه و واقعگرایانه درباره مسائل مختلف از جمله تضمین دستیابی همه کشورها به انرژی هستهای و جلوگیری از گسترش سلاح اتمی انجام دهد.
با این همه این بسته در ابتدای امر با جذب متحدان سنتی هستهای ایران نظیر چین و روسیه و دفع تروئیکای اروپا و آمریکا مواجه شد.
آندره نسترنکو، سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه بر این باور است که بسته پیشنهادی ایران نشانگر تمایل این کشور برای گفتگوی عمیق و سازنده با گروه 1+5 است.
از سوی دیگر هم گوردون جاندرو، سخنگوی کاخ سفید با ابراز نارضایتی از محتوای آن اعلام کرد که بسته پیشنهادی ایران به بزرگترین نگرانی ما که همان برنامه هستهای است، اشارهای نکرده است. همزمان با این تحولات انتشار نامه علیاکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی به محمد البرادعی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره تاسیسات غنیسازی قم باز التهاب فزاینده را در بطن پرونده هستهای ایران تزریق کرد. اگرچه طبق مقررات آژانس بینالملل انرژی اتمی، کشورهای عضو باید 6 ماه قبل از آغاز غنیسازی، وجود تاسیسات خود را به اطلاع آژانس برسانند و ایران نیز نهتنها در این فاصله که زودتر هم فعالیت خود را به آژانس اطلاع داده بود، کشورهای غربی بویژه آمریکا، فرانسه و انگلیس فاز جدیدی را برای فشار به ایران آغاز کردند.
تغییر ادبیات تحریم به مذاکره
در گذشته 4 دور مذاکرات سولانا با لاریجانی، دبیر قبلی شورای عالی امنیت ملی و همچنین 2 دور مذاکره با جلیلی، دبیر فعلی در قالب گفتگوهای مقدماتی با این هدف صورت گرفته بود که زمینه برگزاری گفتگوهای اصلی بین نمایندگان ایران و گروه 1+5 را فراهم سازد. بسیاری بر این باورند که انجام دور جدیدی از مذاکرات بین جلیلی و سولانا در اول اکتبر نیز نه با هدف رسیدن به توافق نهایی بین ایران و گروه 1+5 که تنها به منظور شناخت و شفافسازی سازوکارهای احتمالی مورد توافق طرفین در مذاکرات نهایی صورت میگیرد.
با این حال تعیین زمان گفتگوهای اول اکتبر با استقبال جامعه جهانی مواجه شده است، اما در این میان برخی از مقامات کشورمان طی روزهای گذشته اعلام کردهاند که درباره برنامه هستهای ایران با جامعه بینالمللی مذاکره نخواهند کرد و اصولا قرار نیست اول اکتبر مذاکرهای درباره پرونده هستهای ایران صورت گیرد.
هیلاری کلینتون اما در پاسخ به این اظهارنظر گفته بود که ما از طریق دیگر کشورهای مذاکرهکننده این مساله را برای ایران روشن کردهایم که در هر مذاکرهای که ما در آن شرکت میکنیم، پرونده هستهای ایران در دستور کار آن خواهد بود، چرا که این موضوع را نمیتوان نادیده گرفت.
این موضعگیری پس از آن اعلام شد که یان پرکوویچ، مذاکرهکننده ارشد گروه 1+5 با انتقاد از محتویات بسته پیشنهادی ایران گفته بود که در این بسته بغیر از موضوع هستهای، تمام مسائل لحاظ شده بود.
با این همه بازگشت به میز مذاکره در حالی از سوی تهران و بروکسل زمزمه میشود که واشنگتن هفته گذشته، پیشنویس قطعنامه جدید را علیه ایران بین کشورهای عضو شورای امنیت منتشر کرد.
سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران نیز در واکنش به تهدید رهبران فرانسه و آلمان برای تشدید تحریمهای جهانی علیه ایران از تحریمها با عنوان «ابزاری سوخته شده» نام برد و مقامات فرانسه و آلمان را به دخالت در امور داخلی ایران متهم کرد.
مقامات عالیرتبه آلمان و فرانسه پیشتر اعلام کرده بودند، چنانچه ایران تا اواخر ماه سپتامبر به نگرانیهای غرب درباره برنامه هستهای خود پاسخ ندهد، با تحریمهای شدیدتری روبهرو خواهد شد. آنگلا مرکل و نیکلا سارکوزی پس از دیدار با یکدیگر در برلین همچنین خواستار اجماع گسترده جهانی برای حل مساله هستهای ایران شده بودند.
باراک اوباما، رئیسجمهور آمریکا هم قبل از آن 15 سپتامبر را به عنوان آخرین فرصت برای پاسخگویی ایران به پیشنهاد گروه 5 کشور آمریکا، بریتانیا، فرانسه، روسیه و چین به همراه آلمان برای حل و فصل این تنش تعیین کرده بود.
اما اندکی بعد خاویر سولانا با اعلام مذاکرات هستهای اکتبر گفت: در این مقطع قصد نداریم مباحثی نظیر تحریم این کشور را مطرح کنیم.
سولانا با اشاره به این مطلب که برخلاف گذشته، هدف گروه 1+5 تهدید ایران به اعمال تحریمهای بیشتر نیست، افزود: سعی داریم ایران را راضی به ترک و متوقف کردن چرخه غنیسازی کنیم و در صورت عدم پذیرش چنین پیشنهادی قصد اعمال تحریمهای بیشتر را نخواهیم داشت.
خواندن چندباره این جمله پایانی سولانا که میگوید: سعی داریم ایران را راضی به ترک و متوقف ساختن چرخه غنیسازی کنیم و در صورت عدم پذیرش چنین پیشنهادی قصد اعمال تحریمهای بیشتر را نخواهیم داشت، پاسخی به فردای نشست اکتبر خواهد داد؛ فردایی که از امروز آن قابل رصد کردن است و این نکته را به ذهن متبادر میکند که هیچ تغییر شگرفی در جریان مذاکرات روی نخواهد داد. این مساله تنها دو روی یک سکه است.
در حقیقت این سوال به ذهن متبادر میشود که چرا وقتی واشنگتن و بروکسل با ادبیات تهاجمی تحریم و تنبیه به استقبال تهران میآیند، یکباره خیز بلند آنان سست میشود و بصراحت تاکید میکنند که ما قصد اعمال تحریم ایران را نداریم.
اگر این اعلام نظر را بپذیریم، آنگاه این سوال مطرح میشود، پس قرار است در نشست اکتبر چه اتفاقی بیفتد؟ مگر نه اینکه غرب عادت دارد در مواجهه با پروسه پرونده هستهای ایران، خواستههای یکجانبه خود را در لفافهای از تحریم، تهدید و تنبیه مطرح کند؟ اگر چنین است؛ تغییر به ناگاه ادبیات دیپلماتیک گروه 1+5 چه توجیهی میتواند داشته باشد؟
فرصتی برای مذاکرات رودرروی ایران و آمریکا
آنچه از برخی خبرها برمیآید، باراک اوباما، رئیس جمهور ایالات متحده از زمان به قدرت رسیدنش در 9ماه اخیر 2 نامه خطاب به مقامات ایران نوشته است. وی در این نامهها خواستار مهیاسازی آنچه وی پاسخ به دغدغهها و خواستهای مشترک 2 کشور در ماتریس معادلات منطقهای از طریق مذاکره میداند، شده است. اگر چه این نامهها تاکنون هیچ جوابی از سوی مقامات ایران به همراه نداشته است، اما بازخوانی گفتههای اخیر، حکایت از انتظار تهران برای اقدام عملی دارد تا رد و بدل کردن نامه و تعارف به مذاکره.
در هر صورت بازخوانی رفتارهای ایالات متحده در طول ماههای اخیر، نشانی از عقبنشینی در خواستهها و مواضع پیشین را به شکلی نسبی بروز داده است، عقب نشینی در دیدگاهی که سعی دارد از دیپلماسی به مثابه یک اهرم نفوذ و ابزار تعدیل برای نیل به خواستههای حداکثری خود سود جوید. اگر چه باید در نظر داشت راهبردی که با صدارت اوباما بر کاخ سفید وعده آن داده شده، نه رویکردی داوطلبانه و خیرخواهانه از سوی واشنگتن که راهبردی اقتضاگرایانه و اجبارطلبانهای تعبیر میشود. بر این مبنا، ایالات متحده اگر چه دیرهنگام اما سرانجام به این نتیجه رسیده که نه تنها برای بهبود وجهه و جایگاه خود که برای درک قوانین جدید و فرصتها در بازی نوین نظم جهانی به گفتگو با دیگر کشورها از جمله ایران احتیاج دارد. درکی که اوبامای جوان و البته بیتجربه را ناگزیر کرده است برای رسیدن به آن برعکس بوش پسر، پیشنهاد مذاکره پنهان با ایران را بدهد؛ مذاکراتی که به نظر میرسد تا تحقق خواستهها و انتظارات دو طرف همچنان پنهان نگه داشته خواهد شد.
البته همزمان این نکته قابل طرح است که تلاش و به تعبیر بهتر، تعارف به مذاکره، مسالهای است که ریشه در یک سال پایانی ریاست جمهوری بوش پسر دارد در نهایت برای وی به ارث مانده است. تلاش نافرجامی که حداقل در زمان بوش با اقدام برای گشودن دفتر رسمی حافظ منافع آمریکا در تهران همراه شد. در حالی که در طول 9 ماه اخیر از سوی اوباما کمترین اقدام عملی صورت نگرفته است.
اوباما فعالانه میکوشد بهواسطه تنگناهای منطقهای نظیر بحران عود شده افغانستان، در پروسه مذاکرات هستهای ایران وارد شود. برای واداشتن تهران هم ادبیات با دست پس زدن و با پا کشیدنهای تکراری را پیش کشیده است. اگر چه به زعم وی، غنیسازی اورانیوم حق ایران است و ایران مجاز است از فناوری هستهای صلحآمیز استفاده کند، اما فعلاً میگوید هدف وادار کردن ایران به توقف غنیسازی اورانیوم تغییری نکرده است.
تحول در گفتار و چرخش در رفتار که نهایتاً به یک عقبنشینی رسانهای از خواستههای کاخ سفید منجر گشته یکسو اقدامی اعتمادساز برای یافتن رهیافتی گفتگوی بیشتر و از سوی دیگر پاگردی مصلحتآمیز برای مشارکت بیشتر تهران در حل معادله چند مجهولی امنیتی افغانستان است؛ سکهای که از هر رو بیفتد و باب طبع ایران قرار گیرد، بازی دو سر بردی برای واشنگتن خواهد بود. با وجود این واشنگتن پنهان نمیکند که در صورت کاستن از انجماد مذاکرات، از سکون فعلی میتواند کفه دیگر ترازوی هستهای و به نوعی حامیان سنتی ایران را مجاب کند که ایالات متحده سعی دارد، تمامیگزینهها را قبل از به بن بست رسیدن مذاکرات هسته ای از چنته بیرون نیاورد. تاملی کوتاه بر همین نکته بیانگر آن است که آمریکا هر گاه ارادهای برای به انجام رسیدن تنشهای بروز یافته خود با طرف دیگر داشته باشد، میکوشد این چالهها را با گفتگوهای دوجانبه مرتفع کند. از سوی دیگر هر وقت اراده روشنی برای به نتیجه رساندن آن نداشته باشد با وارد ساختن طرفهای ثالث به سوی پیچیدهتر کردن معادله و نرسیدن به رهیافتهای مشخص حرکت میکند.
برآیند چماق زدنهای خشن و پیدرپی جمهوریخواهان آمریکا بر پیکره سیاست خارجی ایران و بازخوانی سیر تحولات گذشته هم بخوبی نشان داده که واکنش طراحان اندیشههای میلیتاریستی کاخ سفید، دست بردن به قنداق اسلحه بوده است که هماکنون چماق زدنهای نرم دموکراتها با تحریم و تنبیههای دلاری و ریالی ایران جایگزین شده است.
باید پذیرفت منحنی برخوردهای سخت و نرم جمهوریخواهان و دموکراتها در دامنه تقابل با ایران در ماتریسی از تحریم و تهدید در تناوب بوده و به تعبیری دو روی یک سکه است.
اوباما از ادبیات هستهای دولت دهم آگاه است، ادبیاتی که با گذر از پروسه تثبیت خواستهها به سمت پروژه توسعه خواستهها حرکت خواهد کرد. در برداشت اول این امر مطلوب اوباما نخواهد بود. پس عقبنشینیهای وی از خواستههای فراقانونی گذشته ایالات متحده در یک جهش تدریجی بازگشت به همان رویه سابق است. در این صورت پیشبینی میشود، شاهد در پیش گرفتن ادبیات تهاجمیتری چه در بعد کلامی و چه رفتاری از سوی واشنگتن و بروکسل باشیم؛ ائتلافی که همزمان مبادرت به انجام معاملههای پنهان با حامیان هستهای ایران میکند ومصمم است از راه جلب حمایت روسیه و چین دایره تحریمهای نخ نما شده را توسعه بخشد.
ارسلان مرشدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: