در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
1- او متولد سوم ماه جولای است
تام کروز روز سوم جولای 1962 در سیراکروز نیویورک متولد شد، اما خانواده او مدام در حال سفر بودند و همین هم باعث شد تا او در 12 سالی که مشغول تحصیل بود، در 15 مدرسه مختلف درس بخواند. برای همین هم در سال 2006 به ساندیتایمز گفت که هیچ وقت دوست نزدیکی نداشت. او در این باره گفته: «همیشه یک بچه تازه از راه رسیده بودم که کفشهای عجیبی پوشیده بود و لهجه عجیبی هم داشت.» پدرش مهندس الکترونیک بود و او پدرش را این طوری توصیف میکند: «یه گردن کلفت، یه آدم ترسو. از آن نوع آدمهایی که اگر هر جا یه چیزی درست پیش نره یه تیپا بهت میزنه....»
2- یک بچه گیج و پریشان
در 7 سالگی تشخیص داده شد که او مبتلا به گیجی در خواندن است. یعنی این که نمیتواند کلمههای روی کاغذ را دنبال کند و بخواند. البته این مشکل بعدها برطرف شد.
3- از نظر بدنی قوی میشود
کروز یواش یواش به ورزش رو آورد، اما این کار خیلی ساده نبود. کروز ورزشکار در بازی بوکس یک دندانش را از دست داد و زانویش را حسابی مجروح کرد تا بفهمد که به راحتی نمیشود سراغ هر کاری رفت.
4- آقای کشیش موعظه میکند
او با شرکت در سمینار فرانسیسکنها که شعبهای از مسیحیت هستند، تصمیم میگیرد کشیش کاتولیک شود، اما پس از یک سال از این تصمیم منصرف میشود. معلوم نیست اگر در این دوره در سینسیناتی که منطقهای مذهبیتر است زندگی میکرد، آینده او چقدر تغییر میکرد و مثلا تا حالا چند تا بچه را غسل تعمید داده بود یا صیغه عقد جاری کرده بود.
5- از یادآوری خاطرات چندان خوشحال نیست
او در حالی 25 سال فعالیت سینماییاش را جشن گرفت که فیلم «تجارت پرخطر» که در سال 1983 در آن ظاهر شده بود را به عنوان نخستین کارش حساب کرده است و این به این معنی است که او ترجیح میدهد «عشق بی پایان» را که در سال 1981 در آن بازی کرده بود و «خارجیها» را که متعلق به سال 1983 بود، به دست فراموشی بسپارد. او در این فیلمها با راب لووی و پاتریک سوویزی هم بازی شده بود.
6- جوان متهور
با این حال «تجارت پرخطر» نخستین نقش نمادین او محسوب میشود که در آن یک جوان راحت و بیخیال، به خانه والدینش بازمیگردد. او توانست این نقش را خوب بازی کند و برای همین در ذهن خیلیها باقی ماند.
7- تفنگ تام
در سال 1986 کروز به عنوان یک خلبان نیروی هوایی در فیلم «تفنگ برتر» وارد لایه استراتوسفر هوا میشود. او در نقش یک قهرمان نظامی موفق میشود به فروشی 300 میلیون دلاری دست یابد و تکیه کلامش بعدا آنقدر مشهور شود که «نیاز به سرعت( »نید فور اسپید) از دل این فیلم بیرون بیاید و به قهرمان بازیهای کامپیوتری خیلی از پسرها تبدیل شود. منتها در این بازیها نیاز به سرعت در مسابقات اتومبیلرانی تجربه میشود نه هواپیمارانی در هوا.
8- یافتن یک فرقه جدید
در سال 1987 کروز با «میمی روجرز» بازیگر سینما که 7 سال از خودش بزرگتر و معتقد به مکتب ساینتولوژی بود ازدواج کرد. کروز بعدها خودش به این تفکر غریب مذهبی پیوست و یکی از رهبران سطح بالای آن شد. این مشرب که مخالفان بسیاری نیز دارد بر تلهپاتی و قدرت کنترل روح انسانها و جانوران متکی است.
9- در کنار چهرههای برجسته
کروز در فیلم «رنگ پول» در سال 1986 نقش مقابل «پل نیومن» و در سال 1988 در «رین من» نقش مقابل داستین هافمن را بازی کرد و یکی از 3 نامزدی اسکار را برای بازی در فیلم «متولد چهارم جولای» اولیور استون در سال 1989 به دست آورد. او در این فیلم در نقش یکی از داوطلبان جنگ ویتنام بازی کرده که آسیبدیده از نظر جسمی و روحی به خانه بازگشته است. چهارم جولای روز استقلال آمریکاست و اشاره به نسلی دارد که با وجود به دنیا آمدن در چنین تاریخی، از سیاستهای جنگجویانه آمریکا در ویتنام بیزار است. هر چه باشد تام کروز یک روز جلوتر از روز استقلال آمریکا به دنیا آمده!
10- صاعقه
او بعد احساس کرد که نیاز به سرعت بیشتر دارد، اما همه آن چیزی که او از درام «روزهای تندر» در سال 1990 و از مسابقات اتومبیلرانی آن فیلم به دست آورد، نقدهای تند و کوبنده بود. این فیلم، اما یک دستاورد دیگر برای او داشت و آن آشنا شدن با همسر دومش «نیکول کیدمن» بود. آنها بعدها در طی سالهای زندگی مشترکشان 2 کودک به نامهای «ایزابلا» و «کانر» را به فرزند خواندگی پذیرفتند.
11- ورزش خونبار
در فیلم «مصاحبه با خونآشام» در سال 1994 او یک بار دیگر در یک نقش ورزشی ظاهر شد که با اقتباسی از رمان «آن رایس» ساخته شده بود. او در نقش یک بازیکن فوتبال خوش درخشیده بود. در این فیلم، اما او کمتر هیکل ورزشکاریاش را به رخ کشیده بود.
12- پول را به من نشان بده
با بازی در نقش «جری نگیورن» در سال 1996 و نامزد شدن برای دومین اسکارش، کروز نشان داد که میتواند در نقشهای ورزشی موفقیت خاصی به دست آورد. او با این فیلم برای پنجمین بار توانست یک فیلم را به فروش بالای 100 میلیون دلار در آمریکا برساند.
13- خواهرش هم وارد بازی میشود
کروز در سال 2004 خواهرش را جایگزین «پت کینگسلی» مسوول روابط عمومیاش کرد که 14 سال همراهش بود. خواهر او هم جزو گروه ساینتولوژی است. او اصولا بسیاری از تصمیمهای مهم زندگیاش را بر مبنای این باور اتخاذ کرد.
14- امان از حرفهای من درآوردی
در برنامه ان.بی.سی در سال 2005، کروز روان پزشکی را کلا «علم من درآوردی» خواند و از «بروک شیلدز» برای استفاده از درمانهای ضدافسردگی پس از تولد فرزندش انتقاد کرد. او در این برنامه گفت: «شما تاریخچه این علم من در آوردی را نمیدانید، اما من میدانم.» البته او بعدا مجبور شد از بروک شیلدز عذرخواهی کند.
15- ببین، آن در را ببند
در سال 2005 در اپیزود «ساوت پارک» که یک شوی تلویزیونی بود و همه چشمانتظار حضور جناب تام کروز بودند، او از بیرون آمدن از کمد دیواری «استن» خودداری کرد. برای همین هم این برنامه هرگز در انگلستان نمایش داده نشد.
16- قدرت جاذبه
در همان سال کروز با کیتی هولمز آشنا شد. مارک هدلی از ساینتولوژیستهای پیشین، در یک برنامه ادعا کرد که این ارتباط پس از یک برنامه شنیدنی با چهره پوشیده با ماسک صورت گرفته بود. در میان آنهایی که به این مساله اعتراض کردند اسکارت جوهانسون بود که وقتی فهمید ارتباط با صدا در مرکز تعالیم ساینتولوژی قرار دارد، از فکر خودش روبرگرداند. کروز بعدها گفت که بلافاصله فهمیده که صدای هولمز را از پشت ماسک میشنیده است.
17- کاناپه، چه بد!
در یکی از برنامههای اپرا وینفری در سال 2005، کروز یک دفعه از روی کاناپهای که نشسته بود پرید روی کف اتاق، یک لگد محکم حواله زمین کرد و فریاد زد: «من عاشق شدم»! از آن زمان جمله «پریدن از روی کاناپه» به فرهنگ اصطلاحات عامیانه آمریکا اضافه و این طور معنی شده: «کسی که وجههاش را در میان مردم خدشهدار کند.»
18- دیوانه در عشق
پس از همه این ماجراها، کتی هولمز در یک شوی تلویزیونی ظاهر شد و مجری به او گفت: «باید برای شما لحظه بسیار هیجانانگیزی باشد. کسی مثل تام کروز عاشق شماست و ما تقریبا میتوانیم بگوییم که او خل شده است.» به این میگویند مدح بدتر از ذم!
19- در یک ماموریت غیرممکن
با وجود این تام کروز در سال 2006 به واسطه شهرت بسیارش به فهرست مشهورترینهای فوربس راه نیافت. در این فهرست از ماموریت غیرممکن 3 که بیش از 130 میلیون دلار فروش داشت، به عنوان یک فیلم مزخرف یاد شده است.
20- قول و قسمهای ازدواج
ازدواج تام و کتی با حضور یکی از برجستهترین رهبران ساینتولوژی در یک قلعه قدیمی به نام اودسکالچی در ایتالیا و در حضور دوستانشان برگزار شد. ویل اسمیت، جنیفر لوپز و بکهام و همسرش از جمله این دوستان بودند. در این میان رهبر ساینتولوژی یعنی جناب دیوید میساکویج برترین مرد میدان بود.
21- رکوردی که به جا مانده
هر یک از 3 همسر کروز یعنی روجرز، کیدمن و هولمز 11 سال از همسر قبلی جوانتر هستند.
22- حقوق تولد
8 آوریل 2006 هولمز یک دختر به دنیا آورد که سوری نام گرفت. پدرش هم اعلام کرد که سوری به معنی گل سرخ در زبان عربی است. میگویند قوانین ساینتولوژی گریه کردن بچه را ممنوع کرده است. البته خود مسوولان امر این مساله را انکار میکنند. حالا باید دید این پدر شدیدا پایبند به این طرز تفکر، چه راههایی کشف کرده تا شاهزاده خانم گل سرخ را از صرافت گریه کردن بیندازد.
23- راهها جدا میشوند
پارامونت پیکچرز در اواخر همان سال (یعنی 2006) به رابطه کاری 14 سالهاش با کروز خاتمه داد و گفت «درگیری اخیر او از نظر این موسسه قابل قبول نیست.» این هم در ادامه همان رفتارهای عجیب و غریب و ابتکارات و اصرارهای کروز حاصل شد.
24- راهحل جدید
کروز سال بعد به یونایتد آرتیستز استودیو پیوست و فیلمهای «شیرها در برابر برهها» و «والکیری» که فیلمی علیه آدولف هیتلر است، را ساخت. این فیلم آخری حسابی سر و صدا کرد چون خود او در نقش قهرمانی بازی کرده که قصد داشت هیتلر را بکشد. بگذریم از این که این فیلم با سر و صدای فراوان به مرحله تولید رسید چون طبق معمول مذهب عجیب و غریب و من درآوردی او، موجب شد تا در آلمان اعتراض زیادی علیه او راه بیفتد.
25- آینده
مکس کلیفورد گفته است اشتباه بزرگ کروز این بود که احترام کینگزلی را نگه نداشت. «مراقبت مهمترین چیز در روابط عمومی است. او خیلی مسائل ساینتولوژی را عمومی کرده، اما میتواند همه این چیزها را کنار بگذارد چون هنوز چهرهای مردمی است، اما اگر از مرکز صحنه جدا شدی آن وقت برگشتن سخت خواهد بود.»
مترجم: آرزو پناهی
منبع: تایمز
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: