گزیده سرمقاله‌ روزنامه‌های صبح امروز

چشم انداز مذاکرات ژنو

روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز کشور و جهان پرداخته‌اند از جمله: «چشم انداز مذاکرات ژنو» ، «سخنی با جناب محسن رضایی» ، «استدلال عجیب ، دفاع عجیب‌تر و یک نگرانی!‌» ، «هیچ گزینه ای روی میز نیست» و... که برخی از آنها در زیر می‌آید.
کد خبر: ۲۸۳۸۶۴

رسالت: سخنی با جناب محسن رضایی

«سخنی با جناب محسن رضایی» عنوان سرمقاله امروز روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندری است که در آن می خوانید:

1- چکاچک شمشیرهای سیاسی اگر چه مانند عرصه نبرد گلادیاتورهای نظامی به گوش نمی رسد اما مجالی را برای بی طرفی نمی گذارد.قصه، قصه حق و باطل است، حکایت سکوت علی و بی حیایی خوارج است، واقعیت، شعار علیه ملت فلسطین و حمایت از غاصبین صهیونیست است... مگر می توان دیروز فرمانده راه قدسی بود که مسیرش از کربلا  می گذرد  و امروز در مقابل شعارهای جماعتی که هیچ وقت دل در گرو این نظام و انقلاب نداشته اند، سکوت کرد و تا این لحظه هیچ موضعی نگرفت.

ما را چه شده است که از تاریخ درس نمی گیریم و محکوم به تکرار آنیم. هنوز قصه ابن عباس فرمانده مذبذب امام حسن(ع) در گوشهایمان نجوا می کند. او آن روز ولایتش را به دنیایی از زر و سیم فروخت امروز برخی از ما به چه چوب حراج زده ایم.

2- جناب رضایی! مصاحبه شما با سایت آینده و اظهارات بعضا مبهم که بدون تردید شیطنت رسانه ای در اعوجاجات و ابهامات آن دخیل است باردیگر دوستان و یاران امروز و دیروز شما را نگران کرد.

مهر تائید ضمنی شما بر اتهامات تکراری خبرنگار سایت آینده مبنی بر تقلب در انتخابات، سوءاستفاده از امکانات دولتی ، متهم کردن بسیج، کمیته امداد و... به تخلف در انتخابات،... و ادعای شما مبنی بر عدم همکاری وزارت کشور و شورای نگهبان در رسیدگی به شکایت ها تکرار بی محابا و خطرناک ادعاهای دشمنان انقلاب و کسانی است که دل از این انقلاب و نظام بریده اند.

جناب رضایی! 

شما بهتر از هر کسی می دانید در نظامی که در راس آن ولی فقیه عادل است و انتخابات را صدها هزار نفر از معتمدین مردم برگزار می کنند امکانی برای تقلب گسترده نیست پس چرا در مصاحبه های خود با رسانه ها اجازه می دهید این دست اتهامات بی اساس تکرار شود.

3 - شما در زمره آن دست از رجال سیاسی کشور هستید که سعی دارند حداقل وانمود کنند جانب حق و حقیقت را می گیرند.طرح شما مبنی بر تشکیل کمیسیون یا نهاد ملی مستقل انتخابات اگر چه یک ایده حقوقی است و باید در فرصت موسع و مناسبی مطمح نظر قرار گیرد اما در شرایط کنونی انتخابات و آرای 40  میلیونی مردم را زیر سوال می برد. این روزها هرگونه شبهه افکنی به اهداف دشمنان انقلاب کمک می کند.

طرح کمیسیون ملی انتخابات که شبیه سازی همان ایده دوم خردادی ها یعنی «کمیته صیانت از آرا» است،  در واقع ساز و کارهای قانون اساسی در مورد برگزاری انتخابات را زیر سوال می برد.

حمله به نهادهای انقلابی به خصوص بسیج، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، شورای نگهبان و ... در انتخابات مختلف یکی از ترفندهای نخ نما و تکراری برای زیر سوال بردن نقاط استقرار و حیاتی نظام اسلامی در ایران به منظور بحران سازی و زیست سیاسی بحرانی است. چه شده است که این بار شما نیز با این جماعت همنوا شده اید؟

4- برخی سعی دارند شما را خارج از چتر اصولگرایی ملاقات کنند اما ما هنوز برآنیم که شما اصولگرایید و بهتر از هر کسی می دانید تامین منافع ملی ودر نظر داشتن مصالح کشور تنها با تشخیص صحیح اولویتها توسط نخبگان سیاسی و انتقال بی آلایش آن از دالانهای مطمئن به متن توده ها و مردم ممکن است. نوعا اعتقاد بر این است که نمی توان فرایندهای ریزدستی تصریح و تالیف منافع احزاب و جریانات سیاسی را در مسیر خلاف مصالح کلان یک کشور تعریف کرد.

امروز مهمترین سوال پیش روی شما به عنوان یکی از نخبگان سیاسی کشور این است که مهمترین مسائل کشور چیست و چگونه می توان به آنها پاسخ داد.در شرایط کنونی برای خانواده انقلاب مسئله اصلی، اثبات کارآمدی نظام اسلامی در اداره کشور و پاسخ گویی به مطالبات مهم مردم در عرصه اقتصادی است. حاکمیت یک دست و اقبال عمومی مردم به اصولگرایان فرصت مغتنمی ایجاد کرده که می توان از آن برای خدمت به مردم و پیشرفت کشور بیشترین بهره را برد.

رسالت نخبگان معطوف به کارآمدی نظام سیاسی، تولید فکری برای حل مشکلات جامعه است. اصرار بی اساس بر دعواهای انتخاباتی و یا سایر اصطکاکات کاهنده ای که در سطوح مادون سیاستگذاری ها وجود دارد نمی تواند برای مردمی که به برنامه های اصولگرایان برای اداره کشور رای داده اند، پاسخ مناسبی باشد.

5 - من دوران جنگ را ندیده ام و از جنس همان نسل سومی هستم که شما بارها بر ضرورت نخبه پروری سیاسی و جابجایی صحیح قدرت با آن تاکید کرده اید. اما آیا تصور نمی کنید با زیر سوال بردن تدریجی ارکان ساختاری و کارکردی نظام توسط شما و برخی از دوستانتان بنیان مرصوص نظام در معرض آسیب های احتمالی در آینده واقع شود و به مرور چیزی به جز یک صورت ظاهری از جمهوری اسلامی باقی نماند در حالی که به جمهوری اسلامی وقتی جمهوری اسلامی به معنای حقیقی است که مبانی و اصول مستحکم خود وفادار باشد و به تعبیر رهبر معظم انقلاب «جمهوری اسلامی همان نظامی است که امام خمینی(ره) به ملت ایران هدیه داد».

دشمن برای ایجاد نفاق و نوعی تخالف اجتماعی اعم از اختلاف منفی میان سلیقه های سیاسی، مذاهب و اقلیتهای قومی، مسئولان عالی رتبه کشور، حوزه های علمیه و همچنین سرگرم کردن جوانان به مسائل لهو و لعب و دور کردن آنان از مسیر اصلی زندگی انقلابی ملت ایران از هیچ تلاشی فروگذار نمی کند.در چنین فضایی وحدت کلمه نخبگان در مسائل اصولی می تواند ضمن بسط استنباطهای مشترک از مفاهیم بنیادین، مناشی و منافذ این توطئه خطرناک دشمن را مسدود نماید.

6 - ما دوست داریم شما که اکنون در حوزه سیاسی وارد شده اید شمشیرتان علیه جبهه نفاق، کفر، الحاد  و دشمنان قسم خورده نظام باشد نه دوستان نظام و طرفداران انقلاب و امام(ره)! سه ماه است آمریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستی به بهانه طرفداری از یک ضلع رقابت در کشور تبهکاری می کنند ، امنیت ملی را به خطر می اندازند، تخم نفاق و کینه در میان دوستان انقلاب می پاشند، شما در کدامین ضلع هستید و در میدان نبرد نرم دشمن علیه انقلاب در کدامین سو قرار دارید؟مقام معظم رهبری اخیرا در دیدار با خبرگان (نقل به مضمون) فرمودند:«ما در جنگ صفین هستیم» لذا وظایف و نقش عمار یاسر ها را متذکر شدند.

جناب رضایی در وسط معرکه ای که مردم ما دچار نبرد با اشرار صفین هستند شما نقش عمار یاسر و مالک اشتر را بازی نمی کنید، ممکن است بگویید چه نقشی برای کمک به علی زمان را پذیرا هستید؟

آفتاب یزد: استدلال عجیب، دفاع عجیب‌تر و یک نگرانی!‌    
 
«استدلال عجیب، دفاع عجیب‌تر و یک نگرانی!‌» عنوان سرمقاله امروز روزنامه آفتاب یزد است که در آن می خوانید:
در طول یک هفته پس از ایراد نطق احمدی‌نژاد در سازمان ملل، خبرهای متفاوت و حتی متناقض از نحوه مواجهه سران کشورهای خارجی با این سخنرانی، منتشر شد.

تعدادی از نمایندگان اصولگرای مجلس که خود را موظف به تمجید از رئیس دولت دهم در هر شرایطی می‌دانند، از سکوت بی‌سابقه حاضران سخن گفتند یا بر حضور اکثریت هیئت‌ها در حین سخنرانی، تاکید کردند.

هیچ‌یک از این افراد به تصاویری که مستقیما توسط شبکه‌های مختلف تلویزیونی – از جمله سیمای جمهوری اسلامی – پخش شد اشاره‌ای نکردند تا آنکه دو روز قبل، این موضوع در گفتگوی هفتگی سخنگوی وزارت خارجه با خبرنگاران مورد سوال قرار گرفت. حسن قشقاوی برای توجیه خبرنگاران به استدلال‌هایی روی آورد که در نوع خود بی‌نظیر بود.

او بدون آنکه در خصوص تعداد حاضران و غایبان سخنی بگوید عواملی از قبیل خستگی هیئت‌ها یا برنامه ملاقات‌های دوجانبه سران کشورها با یکدیگر را مورد اشاره قرار داد.

وی در نهایت نیز سخنی گفت که نشان می‌داد ظاهرا «حضور» در جلسه سخنرانی، دلیل می‌خواهد نه «ترک» آن! به این جمله سخنگوی وزارت خارجه توجه کنید:«ما با کاستاریکا هیچ مشکلی نداریم و کاستاریکا هیچ موضعی در مورد حضور نداشتن به معنی اعتراض نگرفته است»‌.

البته پذیرش این سخن بسیار سخت است زیرا عدم حضور در یک جلسه سخنرانی مهم بین‌المللی یا ترک آن، یک مفهوم شناخته شده در عرصه جهانی است. اما به فرض پذیرش این نکته که «عدم حضور» در جلسه سخنرانی جهانی یک دولتمرد سرشناس، هیچ پیام ویژه‌ای ندارد این موضوع شامل حال رئیس دولت ایران نمی‌شود زیرا او بارها از یاری خواهی سران ده‌ها کشور از او ، برای حل مشکلات کشورهایشان سخن گفته و حامیان متعدد ایران در عرصه جهانی را به بانوانی تشبیه کرده که «زنبیل» خود را درصف خرید متاع ایران گذاشته‌اند.

قشقاوی توضیح نداده است که با توجه به برنامه‌ریزی قبلی سخنرانی‌ها، چگونه است که تعداد زیادی از هیئت‌ها، قرار دیدارهای دوجانبه خود را به گونه‌ای تنظیم کرده‌اند که دقیقاً با زمان سخنرانی عالی‌ترین مقام اجرایی ایران تلاقی داشته است؟ ‌ ‌

سخنگوی وزارت خارجه ایران، در بخش دیگری از اظهارات خود ، همچون استادی که تحلیل غلط شاگردان را به رخ آنها می‌کشد، گفته است:«هر کس که یک بار در مجامع بین‌المللی حضور پیدا کرده باشد می‌داند که نشاط کمی و کیفی در حضور اجلاس افتتاحیه و صحبگاهی با شامگاهی، بسیار فرق می‌کند و قابل مقایسه نیست».

لابد آقای قشقاوی تصاویر مربوط به سخنران قبل و بعد از رئیس دولت ایران را نیز ملاحظه کرده که اینگونه قضاوت می‌کند، پس بهتر است او آمار دقیقی از تعداد حاضران در هنگام سخنرانی احمدی‌نژاد و سخنرانان قبل و بعد از او را به اطلاع مردم برساند تا مردم هم مانند او باور کنند «خستگی ناشی از کاهش نشاط اولیه، تنها دامن‌گیر هیئت ایرانی نشده است».

در خصوص ملاقات‌های دو جانبه نیز ای کاش آماری از ملاقات‌های هیئت ایرانی با هیئت‌های حاضر در اجلاس ارائه شود تا مردم بدانند کثرت‌ ملاقات‌های دو طرفه در مدت کوتاه حضور روسای کشورها، آنها را از استماع سخنرانی بسیاری از همتایان خود محروم می‌کند البته پس از این توضیح، باز هم جای این پرسش باقی می‌ماند که آیا تمامی اعضای هیئت نمایندگی یک کشور، ملزم هستند هنگام ملاقات رئیس خود با روسای سایر کشورها، جلسه مجمع عمومی را ترک کنند؟

اشتباه نشود! نگارنده به هیچ وجه اعتقاد ندارد که میزان حقانیت یک سخنران یا یک سخنرانی، با تعداد مستمعان آن سنجیده می‌شود. همچنین برخلاف اظهارنظرهای اولیه تعدادی از اصولگرایان، کثرت تعداد ترک‌کنندگان سالن را نیز نباید به حساب استکبارستیزی بی‌نظیر رئیس دولت دهم گذاشت زیرا قبل از او، شهید رجایی و آیت الله خامنه‌ای نیز در همین سالن سخنرانی کرده‌اند و جمعیت کثیری پای سخنرانی آنها نشسته‌اند.

این یادداشت بدون ارزیابی از کینه‌ورزی غایبان جلسه یا استکبار ستیزی سخنران ایرانی، به دنبال کشف این حقیقت است که «چرا مسئولان دولت فعلی تلاش می‌کنند بعضی مسائل را به هر قیمت توجیه نمایند؟».

از آن مهمتر ، «چرا اطلاعات غیردقیق در اختیار سیاستمداران حامی دولت قرار می‌گیرد تا آنها دچار تحلیل‌های غلط از شرایط کشور شوند؟» توجه دقیق به اظهارات سخنگوی وزارت خارجه، نشان می‌دهد که او عدم حضور تعداد قابل توجهی از هیئت‌ها در هنگام سخنرانی احمدی‌نژاد را قبول دارد اما به نظر او، این غیبت‌ها و حتی ترک جلسه توسط تعدادی از هیئت‌ها، مبتنی بر عذرهای موجه بوده است.

دقیقا همزمان با تلاش قشقاوی برای توجیه این وضعیت، یکی از سالخورده‌ترین سیاستمداران حامی احمدی‌نژاد اظهار داشته است:«از 192 کشور تنها 12 کشور که از آمریکا و رژیم صهیونیستی دستور می‌گرفتند، هیئت‌های نمایندگی خود را از مجمع عمومی خارج کردند و دوربین تلویزیونی که در اختیار آمریکا بود همان صندلی‌های خالی را نشان می‌داد»!‌

البته مشخص نیست این سیاستمدار پرسابقه، شخصا صحنه‌های تلویزیونی را دیده یا همان کسانی که گزارش حضور 180 هیئتدر پای سخنرانی احمدی‌نژاد را به او داد‌ه‌اند به تشریح صحنه‌های تلویزیونی نیز پرداخته‌اند. اما اگر واقعا تنها 12 هیئت سالن را ترک کردند، چرا سخنگوی وزارت خارجه ایران به جای توجیهات بدیع و عجیب، همین دلیل محکم را به خبرنگاران ارائه نکرد؟

وجود 12 مخالف ایران در میان 192 کشور جهان، آنقدر طبیعی است که لازم نباشد سخنگوی دستگاه دیپلماسی ایران، خستگی شامگاهی، ملاقات‌های دوجانبه و مسائل دیگر را پیش بکشد تا خود را از سوال خبرنگاران خلاص نماید.

احتمالاً کسانی که تصاویر تلویزیونی را دیده‌اند و پس از آن، استدلال‌های سخنگوی وزارت خارجه را شنیده‌اند به راحتی قانع نخواهند شد که 180 هیئت نمایندگی در هنگام سخنرانی آقای احمدی نژاد در سالن سخنرانی حضور داشته‌اند، پس چه دلیلی وجود دارد که عده‌ای از حامیان دولت ، یک اطلاع غیردقیق – و متاسفانه دارای فاصله بسیار با واقعیت – را در اختیار یکی از انقلابیون پرسابقه می‌گذارند و سخن خود را از زبان او در جامعه منتشر می‌کنند؟ میزان حاضران در جلسه سخنرانی احمدی نژاد با اندکی تخمین و براساس گزارش‌های موجود، قابل ارزیابی است.

در عین حال ظاهراً طیفی از حامیان دولت، اصرار دارند واقعیات موجود را کتمان و حتی آن را برای بعضی سیاستمداران صاحب نفوذ، وارونه نشان دهند. آیا تضمینی وجود دارد که همین طیف، در خصوص شرایط اقتصادی کشور، چالش‌های انتخاباتی و سایر موضوعات – که ابعاد آنها برخلاف جلسه علنی مجمع عمومی قابل افشا نیست – اطلاعات صحیح و دقیق در اختیار همفکران، منتقدان و آحاد مردم بگذارند؟ آیا همین سوال یک نگرانی بزرگ برای همگان نیست؟
 
کیهان: هیچ گزینه ای روی میز نیست
 
«هیچ گزینه ای روی میز نیست» عنوان یادداشت روز امروز روزنامه کیهان به قلم مهدی محمدی است که در آن می خوانید:

مذاکرات اکتبر می تواند نقطه آغاز تحولی اساسی در مجموعه مناسبات غرب با ایران باشد به این شرط که غربی ها بتوانند گریبان خود را از کلیشه هایی که بیش از 6 سال است اسیر آنند برهانند.

ایران با بسته جدید خود فرصت هایی مهم پیش روی غربی ها گذاشته است و روز پنج شنبه این نکته را خواهد آزمود که آیا غرب واقعا به ارزش آنچه دریافت کرده پی برده است یا نه. مجموعه آنچه غربی ها تاکنون درباره مذاکرات اکتبر گفته اند البته مایوس کننده است.

تقریبا هیچ علامتی از اینکه گروه 6 قادر به درک صحیح منطق بسته سپتامبر شده باشد وجود ندارد. ادبیات تحلیلی بسیار فربه مربوط به این موضوع در رسانه های غربی، از این حیث که نشان دهد غربی ها از آنچه در ماه های گذشته در محیط منطقه ای و بین المللی رخ داده درسی آموخته اند، بسیار فقیر است. اعضای گروه 6 همچنان همان حرف هایی را می زنند که سال 2003 هنگام روانه کردن وزرای خارجه خود به تهران می زدند.

خوش بینی زیادی می خواهد که فرض کنیم دستگاه های عریض و طویل اطلاعاتی و دیپلماتیک در کشورهای غربی اینقدرها هم ساده دل نیستند و غربی ها در ژنو ما را با پدیده ای خارق العاده مواجه خواهند کرد.

روند تحولات نشان دهنده آن است که نمایندگان ایران روز پنج شنبه با همان حرف های قدیمی در مورد تعلیق، تحریم و قطعنامه مواجه خواهند شد و اگر چنین باشد طبعا نباید انتظار شنیدن حرف های جدید از جانب ایران داشته باشند.

در تهران البته دیدگاهی منسجم درباره وضعیت استراتژیک نشست اکتبر وجود دارد. قبل از هر چیز این نکته واضح است که کلیشه «همه گزینه ها روی میز است» دیگر فاقد اعتبار است از جمله به این دلیل که گزینه ای جز مذاکره برای غرب خصوصا امریکا باقی نمانده است.

اگر به حدود 2 سال قبل بازگردیم، واضح است که کشورهای غربی مجموعا 5 گزینه درباره ایران پیش روی خود می دیده اند:

1- جنگ
2- تحریم
3- تمرکز بر تضعیف ایران از درون
4- مذاکره
5- ترکیبی از همه این عوامل

طی این مدت تک تک این گزینه ها امتحان و مشخص شده است که اولا تا چه حد «واقعی» است و ثانیا تا آنجا که واقعیت دارد چقدر می تواند بر اراده ایران تاثیر بگذارد. جالب است که تقریبا برای نخستین بار درباره نتایج اعمال گزینه های غیرمذاکراتی میان محافل تحلیلی غربی اجماع وجود دارد و به جز لایه های بسیار تندرو مرتبط با محافل صهیونیستی کسی از کارایی آنها دفاع نمی کند.

مرور تاریخچه گزینه حمله نظامی به عنوان روشی برای متوقف کردن برنامه هسته ای ایران، نمونه خوبی برای روشن کردن این مسئله است.

تقریبا از آغاز گفت وگوها در باره برنامه هسته ای ایران حمله چماقی در دست گروه 6 بوده است تا به وسیله آن ایران را تهدید کنند که اگر دیپلماسی بی نتیجه پایان بیابد، لاجرم با آن مواجه خواهند شد چرا که بنا به تعبیر مشهور جان بولتون «تنها یک چیز هست که از حمله نظامی به ایران بدتر است و آن ظهور یک ایران هسته ای است».

هنوز هم اسراییلی ها اصرار دارند که منتظر تلاش دیپلماتیک جامعه جهانی برای متوقف کردن ایران هستند و اگر ببینند که این تلاش ها به اندازه کافی جدی نیست یا هست ولی فایده ندارد، خود به تنهایی اقدام خواهند کرد. تحلیلگرانی در غرب که عادت دارند در عمق مسائل کاوش کنند، علامت سؤال هایی بسیار جدی پیش روی ایده درگیری نظامی به عنوان روشی برای متوقف کردن ایران گذاشته اند که به کلی آن را بی معنا کرده است.

سؤال ساده این است؟ حمله نظامی قرار است چه بکند؟ آیا نفس حمله به ایران اصالت دارد یا حمله ای مدنظر است که بتواند برنامه ایران را متوقف کند؟ هیچ کس -حتی در رژیم صهیونیستی- نیست که از نفس درگیری نظامی با ایران دفاع کند. این ایده اگر هم مدافعی داشته باشد از این بابت است که تصور می کنند تنها روش برای پایان دادن به برنامه هسته ای ایران است.

 اما آیا حمله نظامی می تواند برنامه هسته ای ایران را متوقف کند؟ آیا دانش قابل بمباران کردن است؟! فرض کنیم همه تاسیسات موجود هسته ای ایران نابود شوند-فرضی که با توجه به تخمین های موجود از قدرت تهاجمی دشمن و قدرت دفاعی ایران، حتی به حد چرند هم نمی رسد- ایران به راحتی این امکان را دارد که در مدت زمانی بسیار کوتاه این تاسیسات را مجددا به طور کامل بازسازی کند.

تنها اتفاقی که خواهد افتاد این است که به تعبیر رابرت گیتس وزیر دفاع امریکا -که در زمره برجسته ترین مخالفان حمله به ایران است- با به تاخیر افتادن برنامه هسته ای ایران مدتی زمان خریده می شود. (اگرچه با ساخته شدن کارخانه دوم غنی سازی در ایران، دیگر همین هم امکانپذیر نیست.)

هیچ گزینه نظامی نیست که بتواند کاری بیشتر از خرید زمان برای غرب انجام بدهد ضمن اینکه استفاده از این گزینه متقابلا به واکنش بسیار قدرتمند و غافلگیر کننده ایران خواهد انجامید. درک همین واقعیات است که باعث شده امریکایی ها اکنون این گزینه را به طور کامل کنار بگذارند.

هیلاری کلینتون وزیر خارجه امریکا چند ماه پیش از استقرار چتر هسته ای امریکا بر فراز منطقه ، در صورت دست یافتن ایران به بمب هسته ای خبر داد. اگرچه کسی درایران قصد ساختن سلاح هسته ای ندارد، اما این سخن معنای روشنی دارد که آن روز اسراییلی ها زودتر از همه آن را دریافتند.

آن معنا هم این است که امریکایی ها اکنون پذیرفته اند جلوگیری از ظهور یک ایران هسته ای عملا امکانپذیر نیست در نتیجه بهتر است قطعی بودن این امر را بپذیرند و به اقدامات پدافندی در مقابل آن فکر کنند.

از جمله این اقدامات هم می تواند تهدید ایران به «ضربه دوم هسته ای» (پاسخ هسته ای به هرگونه حمله هسته ای) یا مستقر کردن ابزارهای دفاع موشکی -مانند سیستمی که اکنون امریکا برای اسراییل در صحرای نقب نصب کرده - باشد.

همه حتی امریکایی ها پذیرفته اند که بیش از این کاری نمی توان کرد و تنها راه این است که بنشینند و دعا کنند نظریه کلاسیک بازدارندگی هسته ای در مورد ایران هم صادق باشد. در اینجا ممکن است این سؤال پیش بیاید که پس این همه اصرار بر قطعی بودن حمله نظامی در صورت شکست مذاکرات برای چیست.

راقم این سطور پیش تر بارها گفته است که همه این بحث ها صرفا ترفندهایی برای تقویت قدرت چانه زنی غرب پای میز مذاکره است و فراتر از آن چیزی وجود ندارد.

حالا همین تعبیر را از زبان مایک سینگ، مدیر سابق شورای امنیت ملی امریکا در امور خاورمیانه بشنوید که روز سه شنبه به فاکس نیوز گفته است: «بسیار مهم است که دست کم ایران فکر کند که درگیری نظامی یک احتمال واقعی است. اگر آنان احساس کنند که امریکا ، اسرائیل یا هر یک از کشورهای ائتلاف قصد برخورد نظامی را ندارند فشار آوردن به آنان بسیار دشوار خواهد بود».

درباره گزینه تحریم وضع به مراتب بدتر است. اینجا مجالی برای بحث تفصیلی در این باره نیست اما این اتفاق نظر تحلیلی کم و بیش اکنون در غرب هم وجود دارد که ابعاد قدرت ملی و ظرفیت های اقتصادی ایران به اضافه این حقیقت که اکنون اقتصاد کاملا جهانی شده و فقط بر مبنای منطق سود عمل می کند نه اوامر این و آن، عصر تحریم ها به عنوان ابزاری برای متوقف کردن کشورهای بزرگی چون ایران را به پایان رسانده است.

غربی ها البته می توانند به سمت هر نوع تحریمی که می خواهند بروند اما در ایران کسی نگران آن نیست که روند مبادله با دنیای بیرون متوقف شود. دیدیم حتی موضوع تحریم بنزین که غربی ها از آن به عنوان «تیر طلایی» یاد می کردند کمتر از یک ماه در محیط رسانه ای دوام آورد اگرچه ایران علاقه فراوانی داشت که این ایده هم اجرا شود و بسوزد.

تا موضوع جدی نبود همه با شدت و حدت از قطعی بودن آن حرف می زدند اما همین که بحث کمی جدی شد، در میان حیرت همگان برنار کوشنر وزیر خارجه کشوری که رییس جمهورش در کینه توزی علیه ایران رکوردی تاریخی ثبت کرده و همه خیال می کردند موافق صد در صد تحریم ایران است، با صدای بلند گفت که اعتقادی به این کار ندارد و آن راعملی هم نمی داند.

چنان افتضاحی بوجود آمد که برخی رسانه های غربی نوشتند امریکا به جای آنکه ایران را تهدید کند ، بهتر است مواظب حرف زدن متحدانش باشد که کل پروژه را هوا نکنند.

گزینه «تمرکز بر تضعیف ایران از درون» هم تاریخی طولانی دارد ولی نتیجه آن را می توان در چند جمله خلاصه کرد. غرب بعد از انتخابات همه امکانات خود را برای فروپاشاندن ایران از درون به کار گرفت.

هیلاری کلینتون همان ایام به صراحت گفت امریکا حرف پنهانی و کارهای زیادی در حمایت از اصلاح طلبان ایران کرده که نمی تواند علنا درباره آنها حرف بزند (که البته این از جمله موضوعاتی است که نماینده امریکا باید روز پنج شنبه درباره آن توضیح بدهد) اما نتیجه همه این کارها تنها چند هفته ناآرامی مقطعی در تهران بود و بعد هم بوجود آمدن فرصتی برای نظام تا یک بار دیگر توان کنترل بحران خود را در دو سطح سیاسی و امنیتی نشان دهد و شبکه های چند ساله غرب در ایران را متلاشی نماید.

این تصویری از گزینه های غرب در مذاکرات اکتبر است. آنها می گویند علاقمند به مذاکره با ایران هستند. ظاهرا این جمله را باید به این شکل تصحیح کرد: «غربی ها مجبور به مذاکره با ایران هستند».

غربی ها در حالی به ژنو می آیند که همه تلاش خود را برای متوقف کردن ایران از راه های دیگر کرده و نتیجه نگرفته اند. ایران به خوبی می داند که اگرچه اسلحه ها پر زرق و برق است ولی خشاب ها خالی است. با این حال ایران برای نزاع به ژنو نمی رود مگر اینکه توهم کارآمدی گلوله های مشقی عقل حریفان را پاک زایل کرده باشد.

جمهوری اسلامی:‌ تحلیل سیاسی هفته

«تحلیل سیاسی هفته» عنوان سرمقاله امروز روزنامه جمهوری اسلامی است که در آن می خوانید:
بسم الله الرحمن الرحیم
هفته جاری با حال و هوای دفاع مقدس و یکی از بزرگترین تجربه های جنگی تاریخ معاصر همراه بود. هجوم سگ زنجیری آمریکا در منطقه به جمهوری اسلامی نوپای ایران به نمایندگی از استکبار جهانی و اذناب منطقه ای هدفی جز سرنگونی نظام را دنبال نمی کرد.

طراحان این توطئه شوم خود را برای برپایی جشن فتح سه روزه تهران آماده کرده بودند ولی رشادت ملت ایران و ایثار و شهادت جوانان این مرزوبوم همه معادلات متجاوزان را درهم شکست و معادله آنها را به جایی کشاند که بانیان شوم آن در باتلاق عراق گرفتار شدند و اکنون دیگر نشانی از صدام نیست و حامیانش نیز مستاصل تر از همیشه در خندقی که خود حفر کرده بودند دست و پا می زنند.

هشت سال دفاع مقدس برگ زرینی در تاریخ درخشان انقلاب اسلامی شد که جلوه های غرور آفرین آن چشم جهانیان را به خود خیره کرد و امروز که در سالگرد این صحیفه بزرگ مقاومت قرار داریم جا دارد با اهدا برترین درودها و ادای خالصانه ترین احترام ها به مدافعان سرافراز انقلاب به ویژه خانواده معظم شهیدان و جانبازان یاد آنها را گرامی داشته و به نهادینه کردن ارزشهای دفاع مقدس از رهگذر پاسداری از آرمان انقلاب و عمل به میراث گرانبهای امام و شهدای دفاع مقدس و پیگیری اصول مترقی قانون اساسی همت گماریم.

گرچه امروز 29 سال از آغاز آن توطئه شکست خورده می گذرد ولی هرگز توطئه گران بین المللی و سران استکبار جهانی از بازآفرینی توطئه های گوناگون علیه این ملت و نظام دست برنداشته و همواره آنرا در قالبهای مختلف در دستور کار دارند.

به همین جهت تعمیق وحدت ملی و گسترش فرهنگ جهاد و پاسداری از ارزشهای دینی و ارج نهادن به مردم و جانبازیهای رزمندگان هشت سال دفاع مقدس مبرم ترین اقدامی است که باید در کشور انجام شده و نهادینه گردد.

طبعا اگر امروز کشور قصد دارد در برابر زورگوئیهای مستکبران با عزت و اقتدار به مسیر ترسیم شده از سوی امام و رهبری ادامه دهد آنچیزی که می تواند انقلاب را در رویارویی با توطئه های رنگارنگ و باج خواهی های بین المللی بیمه کند التزام به راه امام و شهیدان و وحدت و پایداری ملی است و این همان چیزی است که دشمنان از آن می هراسند.

در این هفته موضوع فعالیتهای هسته ای ایران و اعلام احداث دومین تاسیسات غنی سازی هسته ای کشورمان درصدر توجهات بین المللی قرار داشت.

همزمانی این تحول با آغاز دور جدید مذاکرات ایران با کشورهای 1 +5 در ژنو که امروز از سرگرفته می شود بر حساسیت موضوع افزود.

به همین مناسبت نمایندگان مجلس شورای اسلامی ایران با امضای بیانیه ای ضمن هشدار به گروه 1 +5 برای پرهیز از تکرار اشتباهات گذشته به آنها توصیه کردند از فرصت تاریخی مذاکره برای خروج از بن بست ایجاد شده استفاده کنند.

نمایندگان ملت ایران طرف مذاکره هسته ای را انذار دادند در صورتی که به بندبازیها و باج خواهی های سیاسی ادامه دهد مجلس شورای اسلامی از اختیارات دیگر و راههای پیش رو استفاده خواهد کرد.


در بررسی موضوعات خارجی رخدادهای یمن و جنگ دولت این کشور علیه شیعیان «حوثی» ادامه بحران در افغانستان و بازتاب یورش وحشیانه صهیونیستهای افراطی به مسجدالاقصی و مجروح ساختن دهها فلسطینی در صحن این مسجد اهم خبرهای این هفته بود.

در یمن دولت این کشور جنگ کور علیه شیعیان را هفته جاری نیز ادامه داد که در جریان این حملات حدود 80 نفر از این شیعیان قربانی شدند. ارتش یمن از چندی قبل تهاجم گسترده و دامنه داری را در استان صعده و بر ضد اهالی شیعه وابسته به فرقه «زیدی» آغاز کرده و تاکنون صدها شیعه طرفدار «سید عبدالملک الحوثی» را به اتهام واهی وابستگی به خارج و تلاش برای تشکیل حکومت مذهبی به خاک و خون کشیده است.

از زمان آغاز درگیری های دولت با شیعیان وابسته به گروه «الحوثی» یعنی از سال 1383 تاکنون علاوه بر کشته شدن شمار زیادی از شیعیان 150 هزار نفر نیز آواره شده اند.

دولت یمن گروه الحوثی را متهم به راه انداختن جنگ فرقه ای کرده و آنها را وابسته به برخی کشورهای خارجی منجمله ایران معرفی می کند این درحالی است «سید عبدالملک بدرالدین الحوثی» رهبر جنبش الحوثی این اتهامات را بارها رد کرده و اعلام نموده است خواسته این گروه اجرای عدالت و دستیابی به حقوق مشروع شیعیان در منطقه مورد سکونت خود می باشد.

در این میان دولت آمریکا و هم پیمانان عرب آن به جای اینکه درصدد فراهم ساختن زمینه های صلح و اعاده حقوق شیعیان محروم یمن باشند هفته جاری با اعلام حمایت همه جانبه از دولت یمن در کشتار شیعیان رسما در جبهه خصومت و عداوت علیه شیعیان «الحوثی» قرار گرفتند و با این اقدام نامعقول و یکجانبه چراغ سبز را برای ادامه و گسترش یورش های غیرانسانی ارتش یمن و کشتار شیعیان نشان دادند.

البته پیش از این نیز کشور عربستان با اعزام جنگنده و نیرو عملا در کنار ارتش یمن به کشتار شیعیان پرداخته بود. در هفته جاری نیز هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا و وزیران خارجه شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس اعلام کردند که از اقدامات علی عبدالله صالح رئیس جمهور یمن حمایت می کنند.

هفته جاری اقدام صهیونیستهای افراطی در هجوم به مسجدالاقصی در آستانه روز عید یهودیان موسوم به «یوم کیپور» و متعاقب آن یورش وحشیانه نظامیان صهیونیست به فلسطینی هایی که در مقام دفاع از این مکان مقدس برآمده بودند بازتاب گسترده ای پیدا کرد و گروهها و شخصیتهای ضدصهیونیست فلسطینی لبنانی اردنی و مصری خشم خود را نسبت به این جنایت و اهانت ابراز داشتند.

این درحالی است که از دولتهای مسلمان و عرب منطقه و مجامع اسلامی تحرک لازم مشاهده نمی شود و این دولتها در کمال تاسف سر در لاک بی تفاوتی فرو برده و نسبت به این جنایت و همچنین توطئه ای که صهیونیستها درحال اجرای آن در مسجدالاقصی هستند بی اعتنایی خفت باری پیشه کرده اند.

این روزها به دلیل روی کار آمدن صهیونیستهای افراطی به سرکردگی «بنیامین نتانیاهو» اقدامات توسعه طلبانه و ضداسلامی رژیم صهیونیستی شتاب بیشتری گرفته و این رژیم طرح ها و برنامه های خطرناک و مسکوت خود را به خصوص در مسجدالاقصی و قدس وارد فاز اجرایی کرده است.

تلاش کابینه نتانیاهو برای تغییر ترکیب جمعیتی بیت المدس از طریق ترغیب یهودیان برای خرید زمین در هر نقطه از بیت المقدس که مایل باشند و متعاقب آن طرح تقسیم مسجدالاقصی و مورد اخیر یعنی یورش به این مسجد نشان از پیشروی مرحله به مرحله صهیونیستها برای تصاحب و اشغال دائمی قدس دارد.

قطعا اگر نخوت بی تفاوتی و بی اعتنایی موجود که در میان دولت های عربی و اسلامی مشاهده می شود ادامه یابد دیری نخواهد گذشت که صهیونیستها رویای سیطره کامل برقدس و تخریب مسجدالاقصی را که رویای بلند مدت صهیونیستها محسوب می شود تحقق خواهند بخشید.

این واقعیت هشداری است به دولتهای اسلامی تا به خود آمده و مانع تحقق این توطئه شیطانی شوند چرا که سیاست رسمی نتانیاهو به دلیل وعده هایی که به جناح صهیونیست افراطی در زمان تشکیل کابینه داده است برهمین خط و مشی استوار است.

هفته جاری افغانستان کماکان بحرانی بود و شمار دیگری از اشغالگران نیروهای دولتی افغانستان و شبه نظامیان مخالف در جریان درگیری های مختلف کشته شدند. این درحالی است که فشار بر اوباما در داخل آمریکا به دلیل شکست هایش در افغانستان روزبه روز درحال افزایش است.

در این زمینه یک سناتور آمریکایی خطاب به اوباما وضعیت افغانستان را بسیار نگران کننده خواند. سناتور «لیندزی گراهام» با هشدار به رئیس جمهور آمریکا اعلام کرد شرایط در افغانستان برای غرب روز به روز بدتر می شود. این سناتور آمریکایی خواستار اعزام چهل هزار نیروی جدید به افغانستان شد.

خبرهای نگران کننده برای اوباما به تشدید وخامت اوضاع در افغانستان منحصر نمی شود. این هفته مقامات آلمان به عنوان یکی از متحدین آمریکا در افغانستان اعلام کردند این کشور شاید در سیاست خود در مورد حضور نیروهایش در افغانستان تجدیدنظر می کند.

این در حالی است که هفته قبل نیز کانادا یکی دیگر از متحدین آمریکا در جنگ افغانستان اعلام کرد نیروهایش را بدون توجه به نظرات آمریکا از افغانستان خارج خواهد کرد.

در سوی دیگر بحران افغانستان هفته جاری تنش میان جناح های داخلی افغانستان ادامه یافت. مقامات افغانی اعلام کرده اند هفته آینده نتیجه نهایی انتخابات ریاست جمهوری افغانستان را اعلام خواهند کرد.

از شواهد چنین برمی آید که ستاد انتخابات افغانستان کرزای را برنده نهایی انتخابات اعلام کند. براساس آمار این ستاد در جریان انتخابات حامد کرزای 54 درصد و عبدالله عبدالله رقیب وی 28 درصد آرا را به دست آورده اند.

عبدالله عبدالله این نتیجه را رد کرده و اعلام نموده است باید انتخابات به دور دوم برود . بهر صورت احتمال آن می رود که اعلام نتیجه نهایی به بحران افغانستان ابعاد تازه ای بدهد و این بحران را عمیق تر سازد.

سرمایه: ضرورت سیاست زدایی از دستگاه قضایی

«ضرورت سیاست زدایی از دستگاه قضایی» عنوان نگاه امروز روزنامه سرمایه به قلم کامبیز نوروزی حقوقدان و مدرس حقوق مطبوعات است که در آن می خوانید:

با توجه به گفته های اخیر دادستان کل تهران می توان گفت تکالیف و وظایف دستگاه قضایی کاملاً روشن است و قوانین کشور صراحتاً، به روشنی و وضوح وظایف دستگاه قضایی را تعریف کرده است.

در آیین نامه قانون دادرسی کیفری، مراحل مربوط به کشف جرم، تعقیب و تحقیق در محاکم به خوبی روشن شده و قوانین ماهوی از قبیل مجازات اسلامی و سایر قوانین مفهوم جرم و انواع جرائم مشخص شده است و کافی است دستگاه قضایی کاملاً و دقیقاً این قوانین و آنچه که از حقوق متهم و اشخاص در این قوانین و قانون اساسی مشخص شده را رعایت کند تا اصل عدل و انصاف در این دستگاه رعایت شده باشد.

آقای دادستان تهران کاملاً درست گفته اند که دستگاه قضایی نباید وارد سیاست شود و این وظیفه دستگاه سیاسی است؛ تمامی حرف ما نیز در این سال ها همین بوده است.

دستگاه قضایی باید در تمامی زمینه ها مستقل عمل کند و به دور از سیاست و منافع سیاسی برخی گروه های سیاسی باشد. اینکه ایشان گفته اند وظیفه دستگاه قضایی انتقام گیری نیست سخن بسیار درست و سنجیده ای است و تمامی حرف ما هم در این سال ها همین بوده است که دستگاه قضایی نباید نگاه انتقام جویانه داشته باشد چرا که نگاه انتقام جویانه مستلزم جهت گیری سیاسی است. در این زمینه حداقل از حیث قانونی هیچ پیچیدگی وجود ندارد.

دستگاه قضا باید اصل استقلال قضات را رعایت کند و حقوق بنیادینی مثل حق دفاع متهم و قانون آیین دادرسی کیفری و قوانین مجازات اسلامی باید به دقت رعایت شود. این قاضی باید باشد که برای متهم تعیین تکلیف کند و ضابطان قضایی همواره باید تحت امر مقام قضایی عمل کنند. اگر این قواعد رعایت شود، اصل عدل و بی طرفی در دستگاه قضایی رعایت شده است.

نکته بسیار مهم این است که عملکرد دستگاه قضایی و نتایج آن به سرعت به قضاوت مردم کشیده می شود و از این جهت این دستگاه بی نظیر است، به طور مثال اگر وزارت نیرو سدی بسازد مردم تا سال ها در جریان چگونگی ساخت آن قرار نمی گیرند و نمی توانند تا سال ها نسبت به مثبت یا منفی بودن عملکرد آن دستگاه قضاوت کنند اما دستگاه قضا وضعیتی متفاوت دارد. رفتار دستگاه قضا به سرعت توسط مردم تشخیص داده می شود.

داوری در مورد دستگاه قضایی مبتنی بر سخنانی که در سخنرانی ها یا مصاحبه ها ابراز می شود صورت نمی گیرد. این قبیل سخنان اگر چه ممکن است برای قضاوت در مورد گوینده و شخص اظهار کننده، مورد احترام باشد که هست اما قضاوت اصلی در مورد عملکرد دستگاه قضایی با نحوه رفتار این دستگاه در دادسراها و دادگاه ها مشخص می شود و این انتظار مسلماً وجود دارد آنچه دادستان محترم تهران گفته اند در عمل هم مشاهده شود و دستگاه قضایی با رعایت قوانین و اصل استقلال قضات عمل کند، به ویژه که این روزها پرونده هایی در مورد وقایع پس از انتخابات در دادگستری تشکیل شده است که امتحان بزرگی برای دستگاه قضایی و مدیران جدید این دستگاه به شمار می آید.

دنیای اقتصاد: چشم انداز مذاکرات ژنو

«چشم انداز مذاکرات ژنو» عنوان سرمقاله امروز روزنامه دنیای اقتصاد به قلم محمود صدری است که در آن می خوانید:
مذاکرات هسته‌ای ایران و گروه 1+5 که قرار است امروز در ژنو آغاز شود، ادامه کشمکشی هفت‌ساله است و نگاهی اجمالی به پیشینه این پرونده و بررسی مواضع و خواسته‌های طرفین، نشان می‌دهد که نمی‌توان انتظار چندانی به نتیجه آن داشت.

بازیگران اصلی این مناقشه یعنی ایران و آمریکا، بخت خود را در دوران حکمرانی دولت‌های مختلف آزموده‌اند. جمهوری‌خواهان و دموکرات‌های آمریکایی با پراگماتیست‌ها و اصلاح‌طلبان ایرانی ستیزه کرده‌اند و اصول‌گرایان ایرانی با جمهوری‌خواهان و دموکرات‌های آمریکایی کشمکش کرده‌اند.

در این دوران هفت ساله، در کنار تغییر دولت در ایران و آمریکا ، در آلمان و روسیه هم تغییرات سیاسی و جابه‌جایی رهبران رخ داده است. روابط بازیگران جهانی به ویژه آمریکا و روسیه هم ثابت نبوده است.

در واقع مذاکرات قدرت‌های جهانی با ایران یا مذاکرات بازیگران جهانی درباره ایران در قالب انواع و اشکال سناریوها دنبال شده و هنوز پیشرفتی رخ نداده است. حتی می‌توان گفت نرمش‌های اولیه جای خود را به سختگیری‌های تازه داده است و تقریبا هیچ قرینه‌ای که نشان از روزنه‌ای به سوی مصالحه باشد، به چشم نمی‌خورد.

اما با وجود این فضای مایوس‌کننده، هنوز طرفین مناقشه از یافتن راه‌حل ناامید نشده‌اند و به کوشش‌های خود ادامه می‌دهند. علت پیشرفت نکردن مذاکرات کاملا روشن است.

آنچه طرفین از یکدیگر می‌خواهند، مانع‌الجمع است و بعید است کسی بتواند راه‌حلی مرضی‌الطرفین و مبتنی بر منافع دوسویه نشان دهد. ایران دستیابی به تکنولوژی‌ هسته‌ای صلح‌آمیز را حق مسلم خود می‌داند و با صراحت گفته است تحت هیچ شرایطی از این هدف دست نمی‌کشد.

کشورهای غربی هم با روشن‌ترین عبارات گفته‌اند از هسته‌ای شدن ایران بیمناکند. آمریکا و اروپا علت مخالفت خود را گرایش احتمالی برنامه هسته‌ای ایران به سوی هدف‌های نظامی اعلام می‌کنند و در عین حال، رفتارهایی از خود بروز می‌دهند که نشان می‌دهد آنان برنامه‌ هسته‌ای مسالمت‌آمیز جمهوری اسلامی را نیز موجب هژمونی منطقه‌ای می‌دانند و با آن موافق نیستند.

وقتی مناقشه‌ای به این نقطه حاد می‌رسد و راه‌حلی برای آن متصور نیست، مذاکره تنها ابزاری برای حفظ وضع موجود است و از آن نمی‌توان انتظار معجزه‌ای داشت.

ایران و غرب اگر در مذاکرات ژنو تنها بتوانند یکدیگر را به خویشتنداری متقاعد کنند ، کاری مهم انجام داده‌اند زیرا اکنون رابطه ایران و غرب به ویژه تهران و واشنگتن، رابطه‌ای غیرعادی و مبتنی بر بدگمانی و بی‌اعتمادی شدید است و در شرایط بدگمانی و بی‌اعتمادی امید به گشایش، خوش‌بینی افراطی و گمراه کننده است.

حداکثر کاری که اکنون از دیپلمات‌های ایرانی و همتایان بین‌المللی آنان در گروه 1+5 برمی‌آید، بهره‌گیری از دو تکنیک شناخته شده در دنیای دیپلماسی است. تکنیک اول، محدود کردن موضوع مذاکره حول قاعده «مذاکره برای مذاکره» است. یعنی اینکه طرفین فرصت گفت‌وگو را مغتنم بشمارند و مانع توقف آن شوند. تکنیک دیگر، قبول قاعده «توافق بر سر عدم توافق» است.

طبق این قاعده که سال‌ها است به رسمیت شناخته شده، وقتی طرفین مذاکره به هدف‌های حداکثری خود دست نمی‌یابند، ادامه اختلاف‌ را از منظری خوش‌بینانه نگاه می‌کنند و عدم موافقت حریف را با خواسته‌های خود به رسمیت می‌شناسند.

از تلفیق این دو دسته قاعده، تمدید مذاکرات حاصل می‌شود و طرفین به یکدیگر فرصت می‌دهند که چندی بعد با تامل و تعمق بیشتر پشت میز مذاکره بازگردند.

به نظر می‌رسد از مذاکرات ژنو انتظاری بیش از این نمی‌توان داشت. زیرا هیچ نشانه‌ای مبنی بر تغییر گفتار و رفتار ایران و طرف‌های مذاکره به چشم نمی‌خورد و اگر این قواعد دوگانه به کار مذاکره‌کنندگان نیاید، لاجرم عناصر دیگری مانند تحریم و تهدید از سوی جبهه غرب و رویگردانی و نکول از سوی ایران، جای قواعد آشتی جویانه «مذاکره برای مذاکره» و «توافق به سر عدم توافق» را خواهد گرفت.

قدس: به مناسبت نهم مهرماه روز همدردی با کودکان فلسطینی؛ غربت و مظلومیت کودکان فلسطین

«به مناسبت نهم مهرماه روز همدردی با کودکان فلسطینی؛ غربت و مظلومیت کودکان فلسطین» عنوان یادداشت روز روزنامه قدس به قلم مهدی شکیبایی است که در آن می خوانید:

نهم مهرماه هرسال براساس تقویم جمهوری اسلامی ایران روز همبستگی و همدردی با کودکان فلسطینی است. این نامگذاری همچنین همزمان است با شهادت محمدالدوره، کودک فلسطینی که در آغوش پدر از سوی اشغالگران صهیونیست، ناجوانمردانه به شهادت رسید.

صحنه دلخراش مرگ این کودک فلسطینی در آغوش پدر که با پخش آن در رسانه های دیداری دنیا به بمب رسانه ای مشهور شد، تنها نگاه افکار عمومی را به وضعیت موجود کودک فلسطینی متوجه کرد بدون آنکه به دلایل و زمینه های این وضعیت پرداخته شود.

نهادهای بین المللی تنها از اسراییل خواست در رفتارش با شهروندان فلسطینی قوانین حقوق بشری را رعایت کند. این در حالی است که علت اصلی چنین جنایتی در موضوع اشغالگری سرزمین فلسطین نهفته است.

اسراییل سرزمینی به نام فلسطین و هویتی به نام فلسطینی نمی شناسد.براساس تصور اسراییل، همه فلسطینی ها از کودک و بزرگسال گرفته تا زنان و سالخوردگان تروریست هستند و باید از بین بروند.بنابراین هرگونه رفتار اسراییل را علیه فلسطینی ها باید از پنجره اشغالگری سرزمین فلسطین ارزیابی کرد.

از دید حقوقدانان بین المللی و براساس معیارهای حقوق بین المل، تصرف سرزمینهای فلسطینی از سوی رژیم صهیونیستی، «اشغال» است.

دوم آنکه رژیم صهیونیستی - صرفنظر از هر گونه مناقشه مسلحانه- در برخورد با ساکنان فلسطینی اراضی اشغالی ، از منظر معیارهای بین المللی حقوق بشر، دارای تکالیف و تعهداتی است.این در حالی است که آمارها نشان از واقعیتی تلخ می دهد. 700 هزار فلسطینی به هنگام اشغال سرزمین فلسطین در سال 1948 از خانه و کاشانه خود اخراج شده اند.

از سال 1967 تاکنون نیز بیش از 800 هزار فلسطینی طعم تلخ اسارت را در زندانهای اسراییل چشیده اند که در این میان سهم کودکان و زنان به عنوان آسیب پذیرترین قشر بسیار دلخراش است.

براساس آمار، از آغاز انتفاضه الاقصی در سال 2000 تاکنون، شش هزار و 200 کودک بازداشت شده اند که همچنان 350 تن از آنها در زندانهای اسرائیل هستند.

در جنگ 22 روزه غزه از مجموع 1400 فلسطینی شهید 470 کودک فلسطینی به شهادت رسیدند و بیش از 2000 کودک دیگر نیز مجروح شده اند. همچنین کودکان اسیر فلسطینی در زندانهای صهیونیستی از تجاوز و تعدی این رژیم در امان نیستند و در زیر شکنجه های فیزیکی و روانی قرار دارند که پیامدهای ناگواری بر روح و روان آنها گذاشته است و آثار آن برای مدتها در ذهن آنها باقی می ماند.

رژیم صهیونیستی در زمینه بازداشت کودکان قوانین نظامی خاص خود را اجرا می کند. این رژیم، کودکان 16 سال به بالا را بالغ دانسته و با آنان مانند بزرگسالان برخورد می کند. این عمل در تضاد با توافقنامه حقوق بین المللی کودکان است که افراد کمتر از 18 سال را بالغ نمی داند.

کوتاه سخن اینکه کودکان فلسطینی همواره قربانی سیاستهای اشغالگرانه دولت اشغالگر صهیونیستی هستند. بنابراین زمانی این محرومیتها مرتفع می شود که اشغالگری پایان یافته باشد.

به آمار 24 درصد شهدای کودک فلسطینی از مجموع شهدای یک دهه اخیر فلسطینیان بنگرید اگرچه نشان از سیاست نژادپرستانه اسراییلی ها دارد اما سهم کودکان فلسطینی را نیز در آزاد سازی سرزمینشان به رخ می کشد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها