در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
« الو ؟»! صدای دختربچهای از آن طرف خط دور و مبهم به گوش میرسد: «تو همون خبرنگاری که زمستان آمده بودی اینجا؟ من نرگسم، از بازفت. میخواستم یه چیزی بگم....» صدا قطع و وصل میشود. نرگس را میشناسم، 12 ساله است و اهل بخش بازفت از توابع شهرستان کوهرنگ در استان چهار محال و بختیاری که 3 سال پیش جاده، بابا را از او و دو خواهرش گرفت و حالا، همه دارایی شان از دنیا یک گاو است. «شب عید، گاومان را دزدیدن.» کمکهای کمیته امداد هم هست که گرچه ناچیز است، اما بودنش از نبودنش بهتر است: «آره. من یه حامی دارم ماهی 10هزار تومان واسم میفرسته.» شمارهام را وقتی از چهار محال و بختیاری برمیگشتم برایش روی کاغذ نوشتم و گفتم اگر روزی گذرش به تهران افتاد سری به روزنامه ما هم بزند. «ما آمدهایم مخابرات که بهت بگم کمک کنی من باز هم برم مدرسه. تو رو خدا. میتونی؟» آن طرف خط صدای هق هق میآید. «چی شده نرگس جان؟»
از مدرسه نرگس تا روستایش با پای پیاده بیش از 6 ساعت راه است. بچه مدرسهایهای روستا، 6 ماهه نخست سال را از خانه تا مدرسه میروند و بر میگردند اما بهار چهارمحال و بختیاری بیوفاست، آنقدر بیوفا که از روی تابستان پل میزنند به پاییز، پاییز چهار محال هم زود به برف مینشیند و زمستانی میشود که در آن ارتفاع برف گاهی به 4 متر میرسد تا بچههای کوچکی را که گاهی در برف هم دمپایی به پا دارند از سرما بلرزاند و به آنها بفهماند آب و پیاز داغ و رب که وعده غذایی ثابت خیلی از روزهای هفتهشان است، آن قدر مقوی نیست که تنهای نحیفشان را در آن کولاکهای تند گرم کند. برف که باریدن میگیرد بزرگ و کوچک برایش فرقی ندارد هر که دیر بجنبد را شکار میکند و سنگهای بالای کوهها را بیدار میکند تا روی سر آدمها سقوط کنند، بعد هم سر و کله گرگهای گرسنه پیدا میشود که از بالای کوهها تا روستاها سفر کنند و در راههای سوت و کور اطراف به امید طعمه کمین کنند تا بچههای چهارمحالی ترس از گرگ را در قصه شنل قرمزی، بهتر از بچههای تهران بفهمند و به همین خاطر است که هر سال آن معدود بچههای روستاهای دور که هنوز فقر مجبورشان نکرده ترکتحصیل کنند، پاییزها و زمستانها را در یکی از خوابگاههای دانشآموزی آموزش و پرورش میگذرانند تا مجبور نباشند راه 30 تا 40 کیلومتری صعبالعبور و ناامن خانه تا مدرسه را هر روز بروند و برگردند. «رفتیم ثبتنام کنیم، مدرسهمان گفته باید برای خوابگاه 70 هزار تومان پول بدهم که اسمم را بنویسند، ولی ما نداریم. از آبجیام هم خواستهاند. گفتهاند اگر پول ندهم دیگر نیایم مدرسه....» باز گریه میکند. «دیگه نمیشه درس بخونم، مگه نه ؟»!
حرفهای نرگس را باور نمیکنم، به هرکس که خیال میکنم ممکن است خبری در این باره داشته باشد زنگ میزنم و دست آخر از یکی از مسوولان کمیته امداد میشنوم که موضوع حقیقت دارد. نرگس راست گفته، آموزش و پرورش حتی از یتیمهای زیرپوشش کمیته امداد چهارمحال و بختیاری هم نگذشته و مجبورشان کرده است شهریه بپردازند.
مسوولی که به او زنگ زدهام میگوید: «سال گذشته هم آموزش و پرورش از این بچهها پول خواست، اما آن قدر رایزنی کردیم که قبول کردند بخشی از پول را بگیرند و بخشی را ببخشند، اما امسال پولشان را میخواهند! چه میشود کرد؟ آنها هم مشکلات مالی دارند.» میپرسم: «چطور ممکن است آموزش و پرورش برای باقی ماندن کودکی در مدرسه، پولی بیشتر از مستمری 60 هزار تومان در ماه یک خانواده 4 نفری تحت پوشش کمیته خواسته باشد؟»! میگوید:« خیال میکنی فقط بچههای تحت پوشش کمیته امداد محرومند؟! خیلی از بچههای روستایی هم وضع خوبی ندارند، اما هنوز به جایی نرسیدهاند که زیر پوشش کمیته بروند. پرداخت شهریه برای آنها هم سخت است.»
به یک نماینده مجلس از استان چهارمحال و بختیاری که زنگ میزنم میپذیرد فهرستی از بچههای محروم بازفت را برایش بفرستم تا آنها را از پرداخت شهریه معاف کند، باید خوشحال باشم؟
گوشی را که میگذارم راضی نیستم، نمیدانم قولش به عمل برسد یا نه و اگر هم شدنی باشد، چهارمحال و بختیاری که فقط بازفت نیست، پس تکلیف بقیه بچههای استان چه میشود؟ و حتی اگر به فرض محال آنها هم از پرداخت شهریه 70 هزار تومانی خوابگاه معاف شده باشند، محرومیت که مختص چهارمحال و بختیاری نیست، بر سر کودکان محروم استانهای دیگر چه میآید؟ چند بار دیگر نمایندهای میتواند به شکلی مقطعی بحث پرداخت شهریه برای خوابگاههای دانشآموزی آموزش و پرورش را در نقاط محروم کشور حل و فصل کند ؟ سال آینده چه میشود؟ تا زمانی که وزارتخانه بیوزیر آموزش و پرورش به نتیجه برسد که کودکان محروم نباید شهریههای اینچنینی را بپردازند، چند نرگس دیگر مدرسه را رها میکنند؟!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: