قاب خوانندگان

سه روایت در یک اثر

پس از اثر موفق «ازدواج به سبک ایرانی» این‌بار حسن فتحی با اثر سینمایی «پستچی سه بار در نمی‌زند» ثابت کرد که هنرمند لایقی در تمام عرصه‌های تلویزیون و سینماست. هنرمندی که ذائقه بیننده را بخوبی می‌شناسد و با پرهیز از هر بزرگ‌نمایی یا تاکید خاص، حرف خود را به طور قاطع بیان می‌کند بی‌آن که بخواهد به سمت و سوی کلیشه برود. ساخت اثر اخیری که از فتحی در حال اکران است این اصل را در سینمای ایشان محرز می‌کند که او هوشمندی خاصی را در به تصویر کشیدن داستان‌ها به زبان سینما دارد و از همین روی است که این اثر سوم سینمایی او، فصل جدیدی را برایش در سینمای ایران گشود.
کد خبر: ۲۸۳۳۸۶

البته در اکثر فیلم‌های فتحی نوعی دلمشغولی و نگرانی وجود دارد که برگرفته از علایق اوست. فتحی علاقه تاریخی را سعی کرده همواره حفظ نماید و البته روایت داستانش را معمولا بر بستر تاریخ هموار می‌کند، شاید به جرات بتوان گفت اوج این مطلب در اثر، «پستچی سه بار در نمی‌زند» است. اثری که تاریخ را در سه مقطع روایت می‌کند و سعی می‌نماید در هر مقطعی فارغ از احوالات خاصه، به سوی واقعیات خفته سیر نماید.

در این اثر، ترسیم پایان حکومت قاجار نقطه آغازین سیر تاریخی داستان این کارگردان است. پدیدار ساختن شخصیت اصلی در این برهه برگرفته از شاهزاده پیر قجری است که قصد دارد همسرش را به همراه خدمتکارش به فرنگ ببرد، این لایه اولیه این فیلم است. بیان دغدغه‌ها و نگرانی‌‌ها و مشغول شدن در این بخش، نخستین اتفاق خاص در این اثر می‌باشد. اما در مقطع دوم تاریخی که با نماد کلاه مخملی‌ها ترسیم می‌شود. مقطعی است که گویا پایان زمان کودتاست، زمانی که نمادهای عینی آن در ترسیم تناقض‌‌های پنهان و آشکار اثر رخ‌نمون پیدا می‌کند، قصد این بخش، داستان یک از کلاه مخملی به همراه همسر موقتش است.

اما بخش سوم و گویا تاکید فتحی، بخشی است که شخصیت کلیدی داستان دختری را به جهت انتقامجویی می‌رباید، مقطعی که هیچ‌گاه بنا نمی‌شود تا به طور مجزا از سایر مقاطع گفته شده طرح گردد. اگر بستر «پستچی سه بار در نمی‌زند» را بستری تاریخی بنامیم می‌بایست موقعیت را از لحاظ مکانی، مکانی خاص پدید آورد و فتحی با زیرکی خاصی توانست با ایجاد ساختمانی همه مقاطع و تمامی شخصیت‌ها را در این ساختمان قرار دهد، ساختمانی که گویی در هر طبقه‌اش سیری تاریخی خاصی پدیدار است و بیننده با ورود به هر بخش به سرعت با‌ آن ارتباط برقرار می‌کند. طبقه‌ها، هیچ‌گاه طرح طبقه اجتماعی و نگرش‌های محیطی را تعریف نمی‌کنند بلکه با چیدمان عناصر بصری، در ذهن مخاطب قادرند تا سیر تاریخی هر دوره را پی جویی نمایند.اگر از این بحث خارج شویم، این اثر فتحی نگاهی خاص و مجزا به زنان دارد. در این اثر، زنان نقش برجسته‌ای دارند و بسیاری از واکنش‌ها و تعلیق‌ها بر آنها نهادینه شده. چنین شرایطی سبب می‌گردد تا تماشاچی در لایه‌های این اثر به دنبال چنین تاکیداتی بگردد. در «پستچی سه بار در نمی‌زند» 4 زن حضور دارند، اما در مواجهه با هر یک از آنها در جمع کل قصه سه مرد حضور دارند و تمام قصه فتحی اتفاقا با چنین چینش‌هایی رقم می‌خورد.

چند تصویر از زن و چند تصویر از مرد در فضای حاکم این قصه به چشم می‌خورند یا مردان مثل بخش معاصر، قربانی‌اند یا این که قاتل و درخصوص زنان تصویر دوگانه با تاکید به چشم می‌خورد که با آن که فریبکاری دارند، اما به نوعی خود محکوم در ادوار تاریخی بوده‌اند. زنان در اثر فتحی یا در حسرت مادر شدن هستند یا در فراق معشوق و جالب است که بدانیم فتحی سعی کرده چهره‌ای مشترک را از یک مرد در میان آنها پدیدار سازد و چنین برمی‌آید که کاملا هوشمندانه این اتفاق پدیدار شده. نکته دیگر که در این اثر به چشم می‌خورد، روایت مقاطع گوناگون در یک داستان است، کلام و دیالوگ‌ها متناسب با زمان شکل گرفته و هر چه به پیش می‌رود تحقق این امر برای بیننده مشهودتر است و قطعا چنین دقتی برگرفته از خلاقیت این کارگردان خوش‌ذوق کشورمان است.

فائقه‌السادات خراسانی اصل

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها