اما وقتی دشمن خرمشهر را محاصره کرد و مردم این شهر روزهای زیادی مقاومت کردند به همه ثابت شد که ایرانی جماعت روی عهد خود میماند و عقبنشینی نمیکند. شاید همین عهدهای دلی بود که هنرمندان ایرانی را از همان ابتدای جنگ مشتاق کرد تا با خلق آثاری عهد ایرانیان برای دفاع را جاودانه کنند. هنرمندان حوزههای مختلف از همان ابتدای جنگ کار خود را آغاز کردند. تصویربرداران تلویزیون از اولین کسانی بودند که به جبهههای جنگ رفتند تا این واقعیت تلخ را ثبت کنند و به مردم گزارش دهند. بعدها از این تصاویر فیلمهای مستندی ساخته شد که هنوز هم از تکاندهندهترین مستنداتی هستند که گاهی تلویزیون آنها را به نمایش میگذارد. برخی معتقدند که مستندات جنگ از ارزشمندترین فیلمهایی است که در آرشیو تلویزیون موجود است که باید در حفظ آنها کوشا بود. دراین تصاویر دیده میشود که نوجوانان کم سن و سال در کنار جوانان و کهنسالان با دشمن میجنگند و شهید میشوند. سالهای زیادی بود که این تصاویر پخش نمیشد اما دو، سه سالی است که شبکههای مختلف تلویزیون، منتظر هفته دفاع مقدس نمیمانند و هر روز و به مناسبتهای مختلف این مستندات را به نمایش میگذارند. نمایش این فیلمها به ما یادآوری میکند که اگر جنگ سالهاست تمام شده است، اما نباید مردان، زنان و کودکانی که در جنگ بودهاند و از زندگی و هستی خود مایه گذاشتهاند به فراموشی سپرده شوند. جنگ تلخ است و یادآوری آن برای مردم خوشایند نیست، اما این تلخی نباید سبب شود که رزمندگان فراموش شوند. فراموش کردن آنها یعنی فراموش کردن بخشی از تاریخ این سرزمین؛ تاریخی که به خون آغشته است. فیلمهای مستند، اما این تاریخ را بخوبی در حافظه خود جای دادهاند و برای یادآوری خوب هستند. برخی تا چند سال پیش میگفتند که یادآوری تصاویر جنگ به معنای جنگطلبی است، اما این نوع تفکر را میتوان بیمهری به همه آنهایی دانست که با خود عهد کردند دست خالی دفاع کنند؛ آنهایی که شهید شدند یا ماندهاند و در گمنامی زندگی میکنند. تصاویر مستند میتواند برای کارگردانان و نویسندگان قصهگوی تلویزیون هم منبع الهام خوبی باشند، در تصاویر مستند هم رزمندگان دیده میشوند؛ هم فرماندهان هم سربازان و هم کسانی که به عنوان پشتیبان در جنگ حضور داشتند و جبهه را مهیای نبرد میکردند. آنهایی که کمتر در سریالها و فیلمهای تلویزیونی دیده میشوند، اما جا دارد اکنون که سالهاست از جنگ میگذرد حداقل به داستانهای سیما و سینما راه پیدا کنند. چند شبی است که سریال «شب هزار و یکم» با محوریت پزشکان در جنگ از شبکه یک سیما به نمایش درمیآید. این سریال چون بخش مهمی از نیروهای پشتیبانی را که در جنگ حضور داشتند به تصویر میکشد، اثری ارزشمند است همانگونه که سریال «رقص پرواز» که چند سال پیش از تلویزیون پخش شد و پزشکان و رشادتهای آنها را به تصویر کشیده بود و مورد استقبال مردم قرار گرفت. اما واقعیت این است که در جنگ و پشت جبهه افراد با مشاغل مختلف حضور داشتند که جا دارد به آنها توجه شود مثلا تاکنون کمتر اثری را در تلویزیون به عنوان یک رسانه فراگیر دیدهایم که به نیروهای جهادی بپردازد که در جنگ حضور داشتند و مرتب جاده، پل و... میساختند. آنها حق زیادی به گردن ما دارند و نباید به فراموشی سپرده شوند و چه جایی بهتر از تلویزیون برای یادآوری رشادتهای آنها. در ایام ماه رمضان شبکه 2 سیما برنامه گفتگومحوری را به محور همسران شهیدان پخش میکرد. اگر درامنویسان ما کمی به خاطرات و مشقاتی که این زنان سپری کرده بودند گوش میدادند شاید اکنون میتوانستند بهترین درامها را از ورای صحبتهای آنها بنویسند، اما متاسفانه فیلمنامهنویسان ما بیشتر به تخیلات خود بسنده میکنند. شاید به همین دلیل است که قصههای سریالها و فیلمهای ما راجع به جنگ تکراری شده است. مثلا چرا اکنون بعد از گذشت بیش از 20 سال از پایان دفاع مقدس در آثار دراماتیک اثری از فرزندان شهیدان و نوع نگاه آنها به زندگی نیست. چرا تنهایی آنها به تصویر کشیده نمیشود، چرا کارگردانان و درامپردازان کمتر به سراغ چالشهایی میروند که این افراد با آنها درگیر هستند. شاید برخی بگویند خطوط قرمز نمیگذارد، اما میتوان از خطوط قرمز هنرمندانه عبور کرد همچنانکه برخی از هنرمندان مانند زندهیاد ملاقلیپور، حاتمیکیا، کمال تبریزی و... عبور کردند. به هر حال هفته دفاع مقدس هیچوقت تکراری نمیشود چون جنگ هیچگاه تکراری نمیشود و آدمهایی که در جنگ حضور داشتند هم تکرار نمیشوند آنهایی که جنگیدند تا نشان دهند که باید از اعتقادات و مرزهای کشور دفاع کرد.
تلویزیون ساخت زندگی شهید بابایی را در قالب یک سریال تلویزیونی آغاز کرده است. این آغاز را میتوان به فال نیک گرفت. شاید این سریال باعث شود تا زندگی بزرگان دیگری مانند شهیدان باکری، همت، کاوه و... نیز به تصویر درآید تا مردم با زندگی این جوانمردان معاصر بیشتر آشنا شوند. پخش سریال نردبام آسمان باعث شد تا کارشناسان و منتقدان متذکر شوند که تولید و پخش سریالهای تاریخی باعث میشود تا مردم با گذشتگان بزرگ و دانشمند خود آشنا شوند همین نظر را میتوان درباره زندگی فرماندهان جنگ هم تعمیم داد. ساخت سریالهای تلویزیونی درباره فرماندهان جنگ باعث میشود مردم با زندگی و دیدگاههای آنها بیش از پیش آشنا شوند.
جشن بزرگ در دام تکرار
عید فطر امسال طبق تقویم آمد. مردم چون میدانستند که عید چه روزی است از چند روز پیش خود را آماده کرده بودند، مهمانیها شکل گرفته بود و مهمانان هم دعوت شده بودند و عروس و دامادهای زیادی هم در این عید بزرگ به خانه بخت رفتند. اینها همه نشان میدهد که مردم برای عید رمضان برنامهریزی کرده بودند اما با نگاهی به برنامههای تلویزیون میتوان به این نکته پی برد که این رسانه چندان برای این عید برنامهریزی منسجم و تازهای نداشت. برنامههای عید امسال بوی نویی نداشت، واقعیت این است که کهنه بود. از سرودهای مناسب عید شروع میکنیم؛ سرود عید آمد و عید آمد آن بخت... آمد. سالهای سال است که به مناسبت عیدهای مختلف از شبکههای مختلف تلویزیون پخش میشود. این سرود امسال هم از شبکههای مختلف همزمان با اعلام عید پخش شد. انگار دستاندرکاران برنامههای ویژه عید اصلا به این فکر نیفتاده بودند که سرود جدیدی را برای عید فطر آماده کنند. در کنار این باید باز هم از مجریان برنامههای عید گفت که آنها هم در دام تکرار افتادهاند و در همه اعیاد میآیند و حرفهای تکراری را در برنامههای تکراری میگویند و میروند. انگار متنی برای آنها تهیه شده است و در اعیاد مختلف فقط نام عید تغییر میکند و مثلا امید زندگانی که اکنون در کنار بازیگری به مجری برنامههای زنده مخصوص عید هم تبدیل شده است در همه اعیاد میآید و با بازیگران سریالهای در حال پخش شبکه مورد نظر گفتگو میکند و عید فطر هم به شبکه 3 سیما آمده بود و با بازیگران سریال پنجمین خورشید مصاحبه میکرد، اما شبکه 2 در یک اقدام جالب شهرام عبدلی را به عنوان مجری برنامه زنده مخصوص عید انتخاب کرده بود، شهرام عبدلی از بازیگران ثابت سریالهای تلویزیونی است که معمولا به عنوان مهمان به برنامههای زنده میآید، اما حضور او به عنوان مجری در یک برنامه زنده نشان داد که انگار مهمانان برنامههای زنده تلویزیون اگر سابقه زیادی در حضور در این برنامهها داشته باشند به مرور تبدیل به مجری خواهند شد.
اگر به برنامههای زنده و غیر زنده تلویزیون توجه شود به این نتیجه خواهیم رسید که مهمترین مشکل ما در زمینه برنامههای ترکیبی و گفتگو محور کمبود مجری است؛ سلطانی یکی از مجریان باسابقه تلویزیون است که تبحر خود را در زمینه برنامههای معارفی، سیاسی و گویندگی خبر نشان داده است، اما با سابقهای که این مجری دارد حتما باید آقای سلطانی اکنون رشته تخصصی خود را انتخاب کرده باشد و مخاطبان این مجری توانا را معمولا در یک نوع برنامه ببینند، اما در روز عید فطر در شبکه خبر سلطانی در یک روز هم مجری یک برنامه سیاسی بود و هم مجری یک برنامه معارفی. این نوع حضور نشان از توانایی مجری دارد اما کمیهم به مخاطب حق بدهید و قبول کنید که او هم تنوع را دوست دارد و تکرار باعث میشود نتواند با برنامه ارتباط برقرار کند.
قصه مکرر اسکار
روز عید فطر از طرف بنیاد سینمایی فارابی اعلام شد که فیلم «درباره الی» از طرف سینمای ایران به مراسم اسکار معرفی شده است. فیلمی ساخته اصغر فرهادی که تاکنون در چندین جشنواره بینالمللی شرکت داشته و توانسته خرس نقرهای جشنواره برلین را از آن خود کند. این فیلم در این جشنوارهها توانست نظر منتقدان خارجی را هم جلب کند و بیشتر منتقدان معروف از آن به عنوان اثری قابل تامل یاد کردهاند. عید فطر را به فال نیک میگیریم و امیدواریم فیلم درباره الی بتواند اسکار بهترین فیلم خارجی را برای کشورمان به ارمغان بیاورد هر چند سال گذشته هم خیلی خوشبین بودیم که فیلم آواز گنجشکها ساخته مجیدی بتواند این جایزه را بگیرد، آواز گنجشکها هم توانسته بود خرس نقرهای جشنواره برلین را برای بازی رضا ناجی نصیب ایران کند و مجیدی هم چند سال پیش برای فیلم بچههای آسمان نامزد دریافت اسکار بهترین فیلم خارجی شده بود، اما آواز گنجشکها نتوانست این جایزه را با خود به خانه ببرد، اما امسال ایرانیان باز هم به تصاحب این جایزه خوشبین هستند، به چند دلیل که یکی از این دلایل را میتوان نتیجه سفر مدیران اسکار به ایران دانست. چند تن از اعضای آکادمی اسکار سال گذشته به دعوت خانه سینما به ایران سفر کردند تا با سینمای ایران و چگونگی تولید فیلمهای آن از نزدیک آشنا شوند. محمدمهدی عسگرپور، مدیرعامل خانه سینما یک تنه در مقابل همه واکنشهای منفی درمقابل این سفر ایستاد و آن را برای سینمای ایران لازم دانست، چون معتقد است که سینمای ایران برای راهیابی به کشورهای جهان و جشنوارههای معتبر نیاز به تعامل بیشتری دارد و باید درهای خود را بدون درگیر شدن با مسائل سیاسی به روی سینماگران جهان باز کند. برخی بر این باور هستند که رایزنیها با اعضای آکادمی اسکار در انتخاب فیلم درباره الی میتواند موثر باشد و ما میتوانیم امیدوار باشیم که این فیلم جایزه اسکار را برای اولین بار هم که شده به کشور ما بیاورد و به افتخارات جهانی سینمای ایران بیفزاید. ایران تاکنون توانسته از جشنوارههای معتبری مانند ونیز، برلین، کارلوریزآسیا پاسفیک و... جوایز ارزشمندی را تصاحب کند.
سارا بختیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم