در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پارلمان جمهوری فدرال آلمان 598 نماینده دارد که برای چهار سال انتخاب میشوند. به طور معمول حزب برنده انتخابات، یا به تعبیر دیگر حزبی که بیشترین کرسیهای پارلمان را از آن خود میسازد، مسئولیت تشکیل دولت و معرفی صدراعظم را برعهده میگیرد. در تاریخ 60 ساله بعد از جنگ آلمان، هیچ حزبی هیچگاه به تنهایی قادر به تشکیل دولت نبوده است و همواره ناگزیر بوده از میان احزاب کوچکتر موتلفی برای خود دستوپا کند.
حزب دموکرات مسیحی آلمان (CDU) و سوسیال مسیحی (CSU) حزب همپیمان آن از ایالت بایرن، حزب سوسیال دموکرات آلمان (SPD)، حزب لیبرالهای آزاد (FDP)، حزب سبزها (Grünen) و حزب چپ (Die Linke)، احزابی هستند که در رقابت برای تصاحب کرسیهای پارلمان آلمان شرکت دارند.
چگونگی برخورد با پیامدهای بحران مالی جهانی، سرنوشت ادامه حضور آلمان در افغانستان و مشکل زبالههای اتمی و نحوه نگهداری آنها، از جمله موضوعات مهمی هستند که مورد توجه افکار عمومیاند. اما تحلیلگران آلمانی براین نظرند که نمایندگان احزاب در تبلیغات انتخاباتی خود یا پاسخ روشن به این مسائل ندادند و یا اگر نظر و سیاستی را طرح کردند، چندان جذاب و مورد توجه نبوده است.
در چهار سال گذشته در آلمان "ائتلاف بزرگ" حکومت میکرد و احزاب لیبرالهای آزاد، سبزها و حزب چپ در اپوزیسیون بودند. شعار اصلی لیبرالهای آزاد "کاهش مالیات" و شعار سبزها "انرژی اتمی نه!" است. حزب چپ هم شعارهای "خروج از افغانستان" و "ثروت برای همه" را سر میدهد. اما بعید به نظر میرسد که این شعارها و ایدهها مورد توجه دولت آینده قرار بگیرد.
در این دوره از تبلیغات انتخاباتی نزاع و مناقشه جدی بر سر موضوعی مهم میان احزاب رقیب درنگرفت. به همین دلیل اکثر شهروندان آلمانی، تبلیغات انتخاباتی این دوره را بسیار بیرمق میدانند.
مهمترین دوئل این انتخابات میان آنگلا مرکل صدراعظم آلمان از حزب دموکرات مسیحی و فرانک والتر اشتاینمایر، وزیر خارجه از حزب سوسیال دموکرات برگزار شد. اما به نظر مردم آنها در این دوئل تیم دو نفره هماهنگی را به نمایش گذاشتند که مایل بودند ائتلاف چهار سالهشان بازهم ادامه پیدا کند.
آلمانیها لزوما طرفدار جدلهای سیاسی نیستند و بسیاری حتی جدلهای سیاسی را آزاردهنده یا دادوقالهای سطحی میدانند. اما به عنوان شهروندان انتخابگر مایلند که جدی گرفته شوند. بنابراین انتظار دارند احزاب درباره نگرانیهای اصلی بحث کنند و راهحلهای عملی ارائه دهند، ولی به نظر میرسد که احزاب در این کارزار انتخاباتی، به یکسری شعارهای کلی بسنده کردند.
در دورنمای آیندهای ناروشن، آنچه که لاینحل باقی مانده، نگرانی شهروندان آلمانی پیرامون میلیونها محل کار نامطمئن و حقوق و دستمزدهایی که هردم کاهش می یابند، است. پس از انتخابات چشمانداز صنعت مهم خودروسازی آلمان چگونه خواهد بود؟ وعدهها در باره کاهش مالیات با کاهش کدام خدمات عمومی و اجتماعی جبران خواهد شد؟ سرنوشت بدهیهای دولت به بانک مرکزی چه خواهد شد؟ چگونه ارزش یورو در برابر ارزهای خارجی حفظ خواهد شد؟ یا موضوعات مربوط به حضور در افغانستان و نحوه نگهداری زبالههای اتمی چه فرجامی خواهد یافت؟
اینها پرسشهایی هستند که پاسخهای روشنی برای آنها وجود ندارد. اکنون باید منتظر شد و دید کدام احزاب توانستهاند، بیش از بقیه اعتماد شهروندان را به خود جلب کنند و سرانجام چه کسانی به عنوان برنده و بازنده از صندوقهای رای بیرون خواهند آمد.
دویچه وله
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: