در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فیلمنامه مسافران بدون شک نقطه قوت آن است که متاسفانه با کارگردانی پخته و حرفهای همراه نشده است و البته برای رامبد جوان که نخستین تجربه ساخت طنز روتین شبانه را در کارنامه خود ثبت میکند این تجربه ارزشمندی است که اگر از کنار آن ساده نگذرد، در کارهای آینده میتواند به کمک او آید.
آنچه از رامبد جوان در مقام کارگردان دیده میشود کاری در سطح متوسط است که از کارهای دیگرش در تلویزیون بهتر است، ولی در برابر سریالهای مطرح طنز تلویزیون نمره قابل قبولی نمیگیرد. شاید مهمترین نقطه ضعف کارگردانی او در مورد بازی گرفتن از بازیگرانش و تلاش ناموفق او برای درآوردن نقشها باشد. گرچه بازیگران بویژه حسن معجونی، تلاش خود را برای درک شخصیت و ایفای خوب نقش کردهاند، ولی ساده گذشتن کارگردان از کنار بازیها در کلیت سریال دیده میشود. مسافران بدونشک سکانسها و پلانهایی دارد که اگر با تکرار گرفته میشدند از حالت خامی فعلی درمیآمدند.
در میان بازیگران این سریال، حسن معجونی در نقش بهرام و نصرالله رادش در نقش شهاب از دیگران بهتر ظاهر شدهاند که دلیل موفقیت یکی به دلیل تجربه خوبش در عرصه تئاتر و دیگری هم به چند دهه حضورش در سریالهای رنگارنگ طنز تلویزیون برمیگردد. سحر دولتشاهی در نقش ناهید گرچه تلاش زیادی برای نزدیک شدن به نقش کرده، ولی در این مسیر کاملا موفق نبوده که شاید با راهنمایی بیشتر کارگردان میتوانست بهتر از این ظاهر شود. درباره شقایق دهقان در نقش ستاره باید گفت با وجود استعدادهای دهقان برای بازی در نقشهای طنز، ولی او در اینجا نیز تکراری است بر آنچه تاکنون بوده و تفاوت بارزی در بازی او با آنچه سالها در سریالهای طنز بخصوص در کارهای مهران مدیری ارائه کرده، دیده نمیشود. تکرار تیپ در شخصیت فرخ با بازی حمید لولایی و فرید با بازی رامبد جوان هم دیده میشود که این تکرار باعث به وجود آمدن بازیهای بدون خلاقیت در آنها شده است.
سریال مسافران یک کار فانتزی است که با آوردن چند شخصیت از فضا به زمین به واکاوی رفتارهای بشری در بستر جامعه و دلایل آن میپردازد. گرچه در این کار تلاش شده داستان کمتر به سمت فضای فانتزی برود، ولی بیننده با 4 شخصیت فضایی روبهروست که خواه ناخواه داستان را درگیر مسائلی که وابسته به استفاده از جلوههای ویژه است، میکند و همان طور که انتظار میرود در این بخش کمبودهای سختافزاری جلوهگر شده و ضعف جلوههای ویژه را میتوان به عنوان یکی از نقاط ضعف تحمیلی سریال دانست.
نکته دیگر این است که چون سریال مشخصا نگاه موشکافانه به مسائل اجتماعی را برای خود برگزیده است لازم بود دوربین هرچه بیشتر از چاردیواری آپارتمانی که اتفاقات داستان در آن میگذرد، بیرون میآمد نه این که دامنه همه اتفاقات را به نوعی به داخل یک لوکیشن میکشاند. از سویی دیگر تنوع حداقلی لوکیشنها دیگر چندان با ذائقه بیننده امروزی که دایره اطلاعات تصویری او بسیار متنوع شده است، همخوانی ندارد.
همچنین گرچه حال و هوای داستان امکانات زیادی را در اختیار طراحان صحنه و لباس قرار میداد و از سوی دیگر از رامبد جوان هم انتظار زیادی برای دقت نظر بیشتر روی ظرایف میرود، ولی سریال بویژه در طراحی صحنه متوسط است، اما از سوی دیگر موسیقی مسافران بویژه در تیتراژ آن که کاری از سعید ذهنی است جزو نقاط قوت آن به حساب میآید و با اشاراتی که به «جنگ ستارگان» دارد دقت نظر آهنگساز را به مشابهتهای مضممونی این دو اثر نشان میدهد.
آنچه در یک نگاه کلی میتوان از مسافران برداشت کرد این که تیم نویسندگان فیلمنامه توانستهاند از یک سوژه بظاهر تکراری ایده نویی درآورده و با پرداخت حرفهای آن، اثری قابل قبول ارائه کنند. حال این متن خوب میتوانست با کارگردانی، بازیها و امکانات فنی و بودجهای بیشتر به یک سریال درجه یک تبدیل شود که به دلایلی این اتفاق نیفتاده است، ولی در کل بیننده با مجموعهای روبهروست که قابل پیگیری و همچنین قابل لذت بردن است.
نغمه دانش آشتیانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: