نقش نیروی زمینی ارتش در 7 روز آغازین جنگ تحمیلی

یک هفته سرنوشت‌ساز

بررسی شرایط خاصی که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و بویژه نیروی زمینی ارتش در آغازین روزهای جنگ تحمیلی عراق علیه ایران با آن روبه‌رو بوده است، می‌تواند ما را به فهم عمیق‌تر و درک کامل‌تری از واقعیت‌هایی برساند که شالوده 8 سال از بحرانی‌ترین و مهم‌ترین برهه‌های تاریخ انقلاب اسلامی ایران را تشکیل‌می‌دهند. گرچه در این باب، کتب فراوان نگاشته‌ شده و مقالات متعددی به‌ رشته‌‌ تحریر درآمده‌ است، ولی با بررسی جامعی از پیشینه‌ مکتوب دفاع مقدس و بویژه پس از مراجعه به پیشکسوتانی که روزگاری در کسوت سربازی انقلاب، فرماندهی یگان‌های نیروهای مسلح جمهوری اسلامی را به عهده ‌داشته‌ و تاریخ‌سازان و افتخارآفرینان این برهه از تاریخ انقلاب بوده‌اند، بوضوح درمی‌یابیم واقعیت‌های بسیاری از این دوره یا ناگفته مانده‌اند یا کمتر به آنها پرداخته‌شده‌؛ واقعیت‌هایی که شرایط امروز و سرنوشت آینده‌ این مرز و بوم لاجرم با آنها گره‌خورده‌است و در این مقاله تلاش شده‌ است با محور قرار دادن نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران، به آنها اشاره‌ای شود.
کد خبر: ۲۸۲۴۹۵

هجوم سراسری ارتش کاملا آماده‌ عراق به میهن عزیزمان در شهریور ماه 1359 ه . ش زمانی صورت‌ گرفت که ارتش جمهوری اسلامی ایران در شرایط سخت و بدی قرار داشت. در آن زمان تنها نیروی نظامی سازمان ‌یافته و با دانش نظامی بالا و تجهیزات مناسب که انتظار می‌رفت بتواند از مردم و میهن دفاع ‌کند، ارتش بود.

ارتش که با فرمان هوشمندانه و تیزبینانه‌ حضرت امام خمینی(ره) در 28 فروردین 1358 از توطئه‌ بدخواهان و کوته‌فکران مبنی بر انحلال آن رسته بود، با از دست دادن تعداد زیادی از فرماندهان ارشد خود در جریان تصفیه‌ انقلابی ارتش، اخراج 40 هزار مستشار نظامی خارجی که عمدتا آمریکایی بودند و در تمام امور نقش کلیدی داشتند، لغو قراردادهای خرید تجهیزات نظامی و ادوات مدرن جنگی در حال تحویل، تقلیل کارکنان پایور ثابت نظامی در رده‌های مختلف به دلیل توقف استخدام، کم شدن مدت خدمت وظیفه‌ عمومی از 2 سال به یک سال، انحلال پاره‌ای از قسمت‌ها و واحدهای نظامی، متوقف شدن طرح احداث بعضی پایگاه‌های نظامی و... در حد قابل توجهی ضعیف‌ شده ‌بود و با همه‌ این احوال بشدت درگیر در غائله‌ ضدانقلاب بود.

ارتش عراق با شروع تبلیغات سرسام‌آوری به افزایش روحیه‌ خصومت و ایجاد کینه در مردم و نظامیان خود نسبت به ایران اقدام کرد و با خرید تجهیزات مدرن نظامی، احداث پایگاه‌های جدید در مرز، احضار متولدان 1955 و 1956 به خدمت و فراخوانی نیروی ذخیره‌ ارتش، استعداد یگان‌های خود را فوق‌العاده گسترش‌داد. صدام که تا روز 31 شهریورماه 1359، 636 مورد تجاوز زمینی، هوایی، بمباران، غارت احشام مرزنشینان و... را در خاک میهن عزیزمان صورت ‌داده‌ بود و در مورخه‌ بیست‌وششم همان ماه با لغو یکجانبه‌ قرارداد مرزی وحسن همجواری 1975 الجزایر در مقابل دیدگان مجامع بین‌المللی زمینه را برای آغاز جنگی تمام ‌عیار علیه ایران اسلامی آماده‌ کرده‌ بود، با حمله‌ 31 شهریورماه جبهه‌ای به طول 1352 کیلومتر را از جنوب شرقی آبادان تا شمال قصر شیرین تشکیل‌داد و بیش از 14 هزار کیلومتر مربع از خاک کشورمان را اشغال‌ کرد.

متاسفانه با این‌که چنین حمله‌ای و آغاز درگیری میان ایران و عراق کاملا قابل پیش‌بینی و تهدیدهای موجود کاملا ملموس بود، ولی تحلیل‌های نادرست و سیاست‌های ابوالحسن بنی‌صدر، رئیس‌جمهور وقت ایران و اعوان و انصار وی در کابینه‌ دولت موجب‌ شده‌ بود ایران به منظور دفع این تجاوز آمادگی لازم را نداشته ‌باشد.

در روز یکم مهر ماه، براساس تدبیر شهید سرلشکر ولی‌الله فلاحی، جانشین ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران، خوزستان به 3 منطقه عملیاتی تقسیم شد و قرارگاه هدایت‌کننده عملیات در منطقه اهواز در عمل ترکیبی از شهید سرلشکر فلاحی، فرمانده لشکر 92 زرهی اهواز، شهید مصطفی چمران، فرمانده سپاه پاسداران و استاندار خوزستان تعیین شد. توپخانه‌های نیروی زمینی ارتش در منطقه خرمشهر و آبادان و توپخانه ساحلی نیروی دریایی در آبادان بشدت و با تمام امکانات خود، تاسیسات اقتصادی بصره و فاو را زیر آتش خود گرفتند و ضایعات زیادی به تاسیسات عراق از فاو تا بصره وارد کردند و به این ترتیب نبرد توپخانه‌ها از همان آغاز جنگ به صورت یک عنصر بسیار مهم جلوه‌گر شد.

در روز دوم مهرماه، به دانشکده افسری نیروی زمینی دستور داده ‌شد با تشکیل گردان‌های رزمی به خوزستان اعزام ‌شوند. به این ترتیب تعداد 731 نفر دانشجو، 41 افسر و 24 درجه‌دار در 3 گردان سازماندهی و به جنگ‌افزارهای انفرادی، تیربار و آر.پی.جی 7 مجهز و آماده می‌شدند که در تاریخ 3/7/1359 از طریق هوا به اهواز اعزام ‌شدند. در این روز در جبهه غرب، نبرد تیپ یک زرهی لشکر 81 کرمانشاه در منطقه عمومی میمک بسیار چشمگیر بود. اگرچه حمله متقابل این تیپ به دشمن در نهایت به نتایج مطلوب ختم‌ نشد، ولی موجب شد ارتش عراق نتیجه‌گیری کند که در برآوردهای خود مرتکب اشتباه بزرگی شده‌ است.

در روز سوم مهر، تهاجم نیروهای زمینی عراق به خرمشهر و آبادان با اجرای آتش شدید توپخانه آغاز شد. شدت آتش به حدی بود که فرمانده ایرانی منطقه نبرد گزارش‌می‌کند چنانچه با حملات هوایی ارتش، توپخانه دشمن خاموش نشود، ظرف چند ساعت خرمشهر با خاک یکسان می‌شود. در حالی که وضعیت خرمشهر لحظه به لحظه وخیم‌تر می‌شد، گردان‌های دانشجویان دانشکده افسری با یک قرارگاه هدایت‌کننده با 12 فروند هواپیمای سی 130 به خوزستان اعزام شدند.

در ساعت 12 این روز، دشمن از سمت شمال به 5 کیلومتری این شهر رسید و خرمشهر به محاصره نیروهای عراقی درآمد. به علت تداوم آتش دشمن و فشار حملات نیروهای عراقی، نیروهای مدافع خرمشهر شامل گردان 151 دژ لشکر 92 زرهی، گردان تکاوران دریایی، ژاندارمری، شهربانی، نیروهای مردمی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ساعت 40/14 به داخل شهر عقب‌نشینی و تلفات و ضایعات آنها ساعت به ساعت بیشتر می‌شود.

بجز دانشجویان دانشکده افسری که به کمک یگان‌های لشکر 92 زرهی به منطقه وارد شدند، در این روز یک گروه رزمی شامل گردان 148 پیاده و یک گروهان تانک از مشهد به اهواز وارد شد و زیر امر تیپ یک لشکر 92 قرار گرفت. این یگان، اولین واحد تقویتی بود که به منطقه اهواز سوسنگرد اعزام شد.

لشکر 92 زرهی در منطقه‌ای بسیار وسیع از چنگوله تا آبادان گسترش داشت و در مقابل آن، دست‌کم 5 لشکر زرهی، مکانیزه و پیاده دشمن در محورهای مختلف درگیر بودند که با آتش سنگین توپخانه و پشتیبانی هوایی پی‌درپی حمایت می‌شدند. در این روز سرهنگ غلامرضا قاسمی‌لو به عنوان فرمانده لشکر 92 زرهی تعیین‌ شد.

از روز سوم مهرماه، هواپیمایی نیروی زمینی ارتش (هوانیروز) به طور فعال در صحنه نبرد حضور یافت و در مناطقی مانند مهران، صالح‌آباد و سرپل ‌ذهاب وارد عمل شد. همچنین در منطقه ایلام، بسیج عشایری ملک‌شاهی فعال و وارد عمل شد.

در این میان ضدانقلاب نیز فعالانه وارد عرصه نبرد شده و با حمله به اماکن و پایگاه‌های نظامی در کردستان و آذربایجان غربی و انجام عملیات خائنانه در مناطق درگیر، به مشغول کردن رزمندگان ایرانی و تسهیل امور برای دشمن مهاجم مبادرت ورزید.

دولت ایران در پاسخ به پیشنهاد آتش‌بس صدام اعلام کرد تا زمانی که حتی یک سرباز عراقی درسرزمین ایران وجود دارد، حاضر به مذاکره نخواهد بود

در روز چهارم مهرماه، دلاورمردان ارتش و سپاه مستقر در خرمشهر، به منظور جلوگیری از سقوط شهر در ساعت 40/13 با تمام توان به نیروهای دشمن در شمال شهر یورش بردند و با آر.پی.جی 7، تفنگ 106 و سلاح‌های موجود، تلفات و ضایعات سنگینی به یگان‌های زرهی دشمن وارد کردند، به نحوی که دشمن مجبور به انتقال مواضع خود به غرب جاده اهواز خرمشهر شد. در این روز، توپخانه نیروی زمینی ارتش ضایعات سنگینی به تاسیسات اقتصادی عراق در فاو، ام‌القصر و ابوالخصیب وارد آورد. در روز چهارم مهر، سنگین‌ترین نبرد در غرب در منطقه ایلام رخ‌داد که نیروهای مسلح با همکاری مردم موفق شدند 70 دستگاه تانک متجاوز عراقی را در ایلام و محورهای اطراف آن منهدم کنند.

روز پنجم، یکی از خونین‌ترین روزهای نبرد در خوزستان بود. دشمن با ستون‌های زرهی خود تا حوالی آب‌تیمور پیش‌روی‌ کرد، اما حضور فعال نیروهای مردمی، وارد شدن قوای تازه‌نفس از نیروی زمینی ارتش به اهواز و منطقه نبرد، فعالیت موثر بالگردهای هوانیروز و پشتیبانی شدید نیروی هوایی ارتش سبب ‌شد دشمن در جنوب غربی اهواز زمینگیر شود و خط پدافندی نیروهای خودی انسجام بیشتری پیداکند. در محور بستان، پل بستان روی رودخانه کرخه به وسیله مهندسی لشکر 92 تخریب شد و تانک‌های عراقی به صورت ستون در 6 کیلومتری بستان متوقف شدند. در محور فکه نیز 3 گروه رزمی شامل باقیمانده گروه رزمی تیپ 37 زرهی شیراز و گروه رزمی 138 پیاده لشکر 21 (گردان 138 و یک گروهان کامل تانک) و قسمتی از گروه رزمی 141 پیاده لشکر 21 توانستند با استفاده صحیح از موشک‌های ضدتانک تاو و دراگون و آر.پی.جی 7 و استفاده از تانک‌های موجود و با استفاده مناسب از زمین و آتش دید‌بانی شده، تعداد 25 دستگاه تانک دشمن را کاملا منهدم و لشکر یک مکانیزه عراق را زمینگیر کنند. مقاومت و ایثار یگان‌های لشکر 21 چنان بود که سرلشکر عراقی، وفیق السامرایی در کتاب «ویرانه دروازه شرقی»، صفحه 64 از آن به عظمت یاد می‌کند.

در مجموع با وجود مقاومت شدید رزمندگان و مردم در منطقه غرب، پس از 5 روز نبرد مداوم با دشمن، شهرهای سومار، مهران، قصرشیرین و نفت‌شهر به اشغال دشمن درآمد.خرمشهر در ششمین روز نبرد، صحنه یک حماسه بزرگ بود. فشار نیروهای تقویت شده عراقی به حدی شدت‌ یافت که احتمال سقوط خرمشهر در همان روز قطعی به نظر می‌رسید. عناصر باقیمانده لشکر 92 زرهی، شامل نیروهای یک گردان تانک و گردان 151 پیاده دژ، در این روز با کمک ژاندارمری در شمال خرمشهر، در حدود پلیس راه، دفاع از شمال شهر را به عهده گرفتند. دیگر نیروها شامل باقیمانده گردان 165 مکانیزه بعلاوه گردان تکاوران دریایی، دانشجویان دانشکده افسری، رزمندگان سپاه پاسداران و نیروهای مردمی که با مراجعه به مراکز نظامی و با گرفتن سلاح و امکانات به رزمندگان می‌پیوستند، از منطقه غرب خرمشهر و جنوب آن عملیات تدافعی خود را برنامه‌ریزی‌ کردند.

امیر بازنشسته ارتش، سرتیپ‌دوم سعید پورداراب در کتاب «تقویم تاریخ دفاع مقدس»، جلد دوم، صفحه 156 می‌نویسد: «با تحلیلی ساده و منطقی از روند جنگ و نتایج حاصله و مقایسه نیروهای طرفین و پیشروی ارتش عراق در روزهای نخستین جنگ، به درستی مشخص نیست چرا پس از 5 روز نبرد سهمگین و انهدام بخش عظیمی از نیروهای ارتش در غرب و جنوب، دستور حرکت لشکرهای 77، 21 پیاده، 16 زرهی، و 88 زرهی به منطقه داده ‌نشد؟ و چرا یگان‌های نیرو [ی زمینی] را به صورت گردانی که هدف بسیار مناسبی برای نابودی توسط دشمن بود، به مناطق اعزام می‌کردند؟ فقط پاسخ این سوال و خیلی موارد مشابه را باید از زبان بنی‌صدر، فرمانده کل قوای وقت و مسوولان آن زمان شنید.»!

صدام در هفتمن روز جنگ، پیشنهاد آتش‌بس داد و اعلام کرد در صورتی که دولت ایران شرایط اعلام شده را بپذیرد، ترک مخاصمه شود. این اقدام به معنای اعتراف آشکار مهاجم به شکست استراتژی‌اش در حمله به ایران بود. نبردهای 7 روز آغازین جنگ در خرمشهر، بستان، رقابیه، عین‌خوش و دهلران که با واردکردن تلفات سنگینی به دشمن همراه بود، ارتش عراق را حتی از رسیدن به اهداف اولیه خود بازداشت و دشمن مجبور به توقف در مناطق ناخواسته و نامناسب شد. رژیم بعث عراق که با هدف تصرف 3 روزه ایران، رویای فتح قادسیه را در سر می‌پروراند، 34 روز تمام در پشت دروازه‌های خرمشهر، کابوسی را برای خود رقم زد که تعبیر شوم آن سال‌ها بعد دامن طراحان این سناریوی پلید را گرفت. نکته قابل تامل این است که برخلاف اشتباه تاریخی رایج، خرمشهر هرگز سقوط نکرد، بلکه تنها قسمت مهمی از شهر در شمال رود کارون سقوط کرد، ولی زمین خرمشهر در جنوب کارون هیچ گاه به قدوم مزدوران بعثی عراق آلوده نشد.

دولت ایران در پاسخ به پیشنهاد آتش‌بس صدام اعلام کرد تا زمانی که حتی یک سرباز عراقی در قلمروی سرزمین ایران وجود دارد، حاضر به مذاکره نخواهد بود و تنها شرط قبول آتش‌بس از نظر ایران این است که دولت عراق نیروهای خود را از خاک ایران بیرون ببرد. نظام دیپلماسی بین‌الملل به سرکردگی آمریکا که نقشه‌های خود را در قبال حمله عراق به ایران نقش بر آب می‌دید، در هفتمین روز نبرد، ششم مهر ماه 1359، قطعنامه 479 را در شورای امنیت صادر کرد. عراق بلافاصله این قطعنامه را پذیرفت، ولی جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد تا وقتی نیروهای عراقی خاک ایران را ترک نکنند و به خرابکاری و اقدامات خصمانه خود پایان ندهند، ایران هیچ قطعنامه‌ای را نخواهد ‌پذیرفت.

مهدی اردستانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها