مکث

درباره هدیه روز سینما

یکی از اخبار سینمای ایران در هفته گذشته، تصویب طرح اکران فیلم فرهنگی در جلسه شورای صنفی نمایش بود که رئیس شورا از آن با عنوان «هدیه‌ای به مناسبت روز ملی سینما» یاد کرد. بررسی تقاضاهای رسیده از طرف تهیه‌کنندگان و پخش‌کنندگان متقاضی تا هفته آینده و اعلام اسامی‌دو فیلم فرهنگی در اکران بعدی، خبر جدیدی بود که دیروز روی خروجی خبرگزاری‌ها قرار گرفت.
کد خبر: ۲۸۲۳۸۰

طرح اکران فیلم‌های فرهنگی طرح جدیدی نیست و در چند سال گذشته هم بارها به صورت‌های مختلف مطرح و اجرایی شده است. مهدی کرم‌پور، رئیس شورای صنفی نمایش هم از این ماجرا آگاه است که در ادامه به خواست شورا مبنی بر اجرای این طرح در یک میزانسن درست و همچنین اکران و شکل تبلیغاتی منحصر به خود آنها تاکید کرده است.

بخشی از فیلم‌هایی که هر سال در سینمای ایران تولید می‌شوند، به دلایل مختلف رنگ پرده را نمی‌بینند. اگر از چیزهایی مثل وجود مافیای اکران که هنوز بر سر بودن یا نبودنش اختلاف هست بگذریم، نکته‌ای مثل کمبود سالن سینما یکی از دلایلی است که شاید کمتر کسی به درستی یا نادرستی‌اش شک داشته باشد. این کمبود باعث می‌شود در رقابت فیلم‌ها برای اکران و بازگشت سرمایه، آنهایی که مخاطب پسندترند و قابلیت جذب تماشاگر بیشتری را دارند، راحت‌تر از این آزمون بیرون بیایند و طبعا سر بقیه بی‌کلاه بماند. یکی از اولین اقداماتی که درباره این ماجرا انجام شد، طرحی بود که چند سال قبل تحت عنوان «آسمان باز» اجرا شد. اما بعد از مدتی به سرنوشت همه طرح‌های ریز و درشتی دچار شد که بعد از مدتی نه از آمدنشان نشانی هست و نه از رفتنشان. بعد از آن هم تلاش‌هایی برای زنده کردن آن به شکل‌های گوناگون انجام شده که همه به سرنوشت قبلی‌هایشان دچار شده‌اند. زنده شدن دوباره این طرح قدیمی ‌با هر رویکردی که انجام شده باشد، اتفاق فرخنده و خجسته‌ای است که باید آن را به فال نیک گرفت و برای دست‌اندرکارانش آرزوی توفیق کرد. اما قبل از این که این یکی هم به سرنوشت بقیه دچار بشود، بد نیست تا از منظرهای مختلف به آن نگاه کنیم و همه ابعادش را بسنجیم تا لااقل نسبت به آنها زمان بیشتری دوام بیاورد و نتایج بهتری داشته باشد. ممکن است این سوال‌های کلی کمی‌ابتدایی به نظر برسند و حتی بوی بی‌مهری نسبت به سینما را داشته باشند، ولی توضیح ابعاد مختلف یک طرح قبل از اجرایش، احتمال خطا و اشتباه را در مورد آن کمتر می‌کند. اولین کاری که باید انجام داد، ارائه تعریف درست و جامعی از فیلم فرهنگی است؛ این که یک فیلم باید چه مشخصاتی داشته باشد تا بتوان آن را یک فیلم فرهنگی که قابلیت حضور در این طرح را دارد، به حساب آورد. فیلم‌هایی که به فیض اکران نرسیده‌اند، در حقیقت در رقابت با دیگران جا مانده‌اند. اما آیا صرف جا ماندن از اکران، می‌تواند دلیل خوبی برای حضور یک فیلم در این طرح باشد؟

دوم این که نرسیدن خیلی از فیلم‌ها به اکران ممکن است دلایل متفاوتی داشته باشد. ولی اگر بعد از طی مراحل مختلف این اتفاق بر اثر تشخیص پخش‌کننده و سینمادار به عنوان کسانی که رگ خواب تماشاگر را بهتر از هر کس دیگری می‌شناسند افتاده باشد، می‌شود این سوال را طرح کرد که آنها قرار است چه مشکلی از مخاطب را برطرف کنند و به چه نیازی از او پاسخ بدهند؟

دیگر این که فیلم‌های اکران ناشده در این سال‌ها لیست بلندبالایی پیدا کرده‌اند که مسلما صاحبان بسیاری از آنها با اعلام فراخوان مسوولان طرح برای شرکت در آن داوطلب شده اند. ملاک ارزیابی و تشخیص این که کدام فیلم با چه ترتیبی و چه مدت روی پرده باشد، با کدام مرجع است. اهمیت این سوال وقتی معلوم می‌شود که یادمان بیاید در عالم هنر و مخصوصا هنر فراگیر و پرمخاطبی مثل سینما سلیقه حرف اول را می‌زند و همین می‌تواند بزرگ ترین محل مناقشه باشد. نکته آخر و البته مهم‌ترین نکته هم ضمانت اجرایی این پروژه است. اختصاص سالن‌هایی برای نمایش فیلم‌های فرهنگی بدون شک هزینه‌های بسیاری را دربر دارد که شروعش بدون یک منبع قرص و محکم و مشخص لطف چندانی نخواهد داشت. اتفاقا این یکی از نقاط ابهام و نگران کننده‌ای است که در سخنان کرم پور و با قید مختصر و مفید «در صورت تامین بودجه» خودش را نشان می‌دهد و اجازه نمی‌دهد نتوانیم به آینده اش دل ببندیم.

جابر تواضعی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها