در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نسل طلایی بازیکنان بسکتبال با هوش و استعداد خدادادی ماحصل رقابت مربیان علمگرایی است که در این مدت کم نگذاشتند. شاید رقابت آنها پر تنش و گاهی با سروصدا همراه بود، اما امروز که بسکتبال به این نقطه رسیده است درمییابیم تمامی فشارها و استرسها برای موفقیتهای بزرگ بوده و بس. در کنار این هیجانات اما اشتباهاتی هم صورت گرفت. دستمزدها رشد بیرویه پیدا کرد و تیمهای غیراستاندارد آمدند و پا در راه تیمهایی با اندازههای بینالمللی گذاشتند. تیمهای مهرام و صباباتری که بعدها صبامهر شد با تیمهایی که پول را معیار اصلی تیمداری کردند، تفاوت داشتند اما کسی از منتقدان این روزهای تیمهای متمول پی به این تفاوتها نبرد و متاسفانه نقدها در این زمینه منصفانه نیست.
از صباباتری، نماینده باشگاههای ایران در بازیهای آسیا، قهرمانی میخواستیم و میگفتیم بسکتبال ایران در آسیا سرخورده شده، پس کی عربها را کنار میزنیم و به قله میرسیم؟ این حرفها برای بسکتبال ایران دردناک شده بود، اما راه رهایی چه بود؟ آیا برای رفتن به جنگ تیمهای عربی با تمام امکاناتشان بازی با نفرات داخلی و سرمایه اندک در برپایی اردوها و مسابقات تدارکاتی کافی بود؟
مهرام که در آخرین دوره بر بام قهرمانی ایستاد، آیا میتوانست تیمیبدون بنیه مالی و بدون استفاده از همه ظرفیتهای بسکتبال باشد و به جام باشگاههای آسیا برود و افتخار به دست آورد؟ برای رفتن به جنگ تیمهای مقتدر آسیا باید از همه امکانات بهره برد. بازیکنان این تیمها اگر دستمزد بیشتری دریافت میکنند به خاطر میزان کیفیت، کارایی و زمان بیشتری است که باید در اختیار تیم باشند، تلاش کنند و در آسیا نام ایران را سربلند نگه دارند. در کنار این تیمها ریخت و پاشهای برخی از تیمها را شاهدیم که متاسفانه این موارد در بسکتبال زیاد اتفاق میافتد و چون نظاممندی خاصی در گزینش تیمها وجود ندارد هر سال این مشکلات به نحوی تکرار میشود. بسیاری معتقدند سازمان تربیت بدنی باید اساسنامه خود را برای فعالیت تیمها و باشگاهها به طور شفاف بنویسد و اجرا کند تا هر ساله شاهد رشد تیمهای قارچی در ورزش نباشیم و مادامیکه سازمان در این مورد طرح و برنامه ندارد تیمها میآیند، اگر صنعتی باشند از تبلیغات مفت و مجانی استفاده میکنند و میروند. با اینکه گفته میشود قیمتهای نجومی تیمهای مطرح در لیگ برتر بسکتبال عامل اصلی ناکامی تیمهای شهرستانی استانی است، اما در دورههای گذشته هم بجز اصفهان و بندرامام تیمهای شهرستانی به صورت ادواری در لیگ حاضر شدند. بیشتر این تیمها از بودجه منابع دولتی استفاده کردند. معمولا این تیمها انتقادات متعددی را به تیمهای متمول وارد میدانند، از جمله اینکه صرف هزینههای میلیاردی از سوی تیمهای تراز اول بسکتبال موجب ایجاد قیمت کاذب بازیکنان و افزایش هزینههای جاری در لیگ و موجب عدم توانایی تیمهای استانهای کم امکاناتتر در رویارویی با تیمهای مدعی شده است. در حقیقت تیمهای شهرستانی حاضر در لیگ به دلیل ضعف مالی از چند نظر با مشکل عمده روبهرو میشوند که باید برای بقا در رقابتهای لیگ برتر بسکتبال با آنها دست و پنجه نرم کنند.
در سالهای گذشته انتقاد دیگری به تیمهای تهرانی میشد که آنها از بازیکنان شهرستانی بدون پرداخت حداقل دستمزد مربیان یا هیاتهایی که باعث رشدشان بودهاند، استفاده میکنند. از مهمترین خسارات وارد شده به تیمهای شهرستانی جدایی بازیکنان مستعد از این تیمهاست که با وجود صرف وقت و سرمایه در سالیان متوالی در راه رشد و بارور کردن این ورزشکاران در شهرستانها، زمانی که باید برای تیمهای خود بازدهی لازم را داشته باشند این بازیکنان با قراردادهای کلان جذب تیمهای صاحب نام میشوند. تبعات این تصمیمات مشخص است. با جدایی این بازیکنان و خالی شدن تیمهای شهرستانی از وجود آنها و از طرفی افزایش قیمتهای خرید و فروش بازیکن، عملا دیگر تیمهای شهرستانی توانایی خرید بازیکنان مناسب را ندارند و در بیشتر موارد انصراف خود را اعلام میکنند. با وجود این تیمهای شهرستانی2 راه بیشتر ندارند؛ اول یا حمایت مالی شوند تا هزینههای لازم را تهیه کنند و در لیگ باقی بمانند و دوم به دلیل عدم توانایی مالی لازم و نیز ناتوانی در جذب بازیکنان مطرح و توانا از لیگ خداحافظی کنند.
این داستان صحبت امروز و دیروز بسکتبال نیست و ماجرا به همین جا هم ختم نمیشود، چون ورزش ما برنامه محور نیست و برای برخورد با اینگونه مسائل معمولا هر از چندی سروصدایی بلند شده و خیلی زود آبها از آسیاب میافتد.
بسکتبال تهران تهدید میشود
بسکتبال تهران به عنوان یکی از قطبهای بسکتبال ایران درپیشرفت تیمهای ملی تاثیر دارد. توجه به بسکتبال پایتخت ارتباط مستقیم با رشد بسیاری از جریانهای بسکتبال ایران دارد و بنابراین بیاعتنایی به بسکتبال مرکزنشینان آینده خوشایندی را برای بسکتبال ملی ندارد.
درحالی که ترکیب بیشتر تیمها تغییر کرده است، هیات بسکتبال تهران اقدام به برگزاری بازیهای نیمه تمام سال گذشته کرده است. مسابقات بسکتبال باشگاههای تهران که 20 اسفند 87 آغاز شده است همچنان ادامه دارد. ابتدا 5 تیم راهآهن، توزین الکتریک، پویا، آسمان و وحدت بازیها را بدون مهرام، دانشگاه آزاد و آرارات تیمهای لیگ برتری برگزار کردند که در نهایت راهآهن اول شد و توزین الکتریک در جای دوم ایستاد. سپس قرار شد ادامه رقابتها با حضور 3 تیم تهرانی حاضر در لیگ برتر برگزار شود که به دلیل طولانی شدن زمان بازیها و تغییرات در تیمها، شاهد مشکلات جدیدی در شیوه بازیهای نیمه کاره سال گذشته هستیم. تیمهای راهآهن، توزین الکتریک و آرارات از بازیها کنار کشیدند اما بازیهای تهران، باقیمانده از سال گذشته با 5 تیم دنبال میشود. هیچ تیمی حق استفاده از بازیکنان جذب شده در فصل جاری بسکتبال را هم ندارد و فقط بازیکنان سال قبل میتوانند در بازیهای نیمه تمام و باقیمانده از سال گذشته بازی کنند.
این در حالی است که هیات بسکتبال تهران از 8 ماه پیش با استعفای حسن نوربخش همچنان بدون رئیس و با سرپرستی محمود مشحون، رئیس فدراسیون بسکتبال اداره میشود. این برنامهریزیها بیانگیزگی تیمها را موجب شده و چرخه بسکتبال تهران را با کندی روبهرو میکند. تهران در تیمهای پایه چند سالی است که قافیه را به اصفهانیها واگذار کرده است. کارهای تقویم پرکنی و مسابقاتی صرفا برای انجام بازی و نه اهدافی فراتر از آن نتیجه خوبی نمیدهد. انتقال تیمها به شهرهای اطراف و خالی شدن پایتخت از تیمهای خوب از دیگر مشکلات بازیکنان پایتخت است. وقتی صباباتری یکشبه قزوینی میشود یا تیمهای تهرانی مانند پیکان در فعالیتهای خود گزینشی عمل میکنند، بر مشکلات بیشتر افزوده میشود تا امید به آینده کمرنگتر شود.
از بسکتبال تهران باز هم صحبت داریم. در 2 دوره گذشته به ترتیب 2 و یک نفر از تهران به تیمهای جوانان ایران راه پیدا کرده اند که این در مقایسه آخرین دوره و اکثریت 8 نفری اصفهانیها بسیار ناچیز است. بسکتبال تهران برنامه میخواهد و اتحاد و همبستگی بین نیروهایی که تا همین چند وقت پیش با دل و جان مشغول زحمت کشیدن بودند، اما الان بنا به دلایلی که بر سرپرست موقت هم روشن است از بسکتبال پایتخت دور شدهاند. باید از این عده دلجویی کرد.
بسکتبال تا امروز با اتحاد و همبستگی به سوی فتح قلههای آسیایی گام برداشته و امید است در آینده نیز همه افراد زحمتکش و دلسوز با تلاشهای همیشگی راه افتخار و اقتدار را بپیمایند.
محمد رضاپور
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: