در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حالا بروشنی میفهمیم که احساسمان چقدر مساحتهایش را از دوران کودکیهامان تا امروزه روزها گسترش داده و وسیع کرده است.
امروز این موضوع چه راحت و فیالبداهه به نظر میرسد؛ این موضوع که: روحمان، دیگر آنقدر اوج گرفته و آنچنان به ساحتها و فرازها و مرزهایش وقوف پیدا کرده و چنان روحمان با خود آشنا شده که بیتعارف بتواند قضاوت کند:
جغرافیای روح ما آدمیان، اکسیژنی دیگر دارد، زمین و آسمانش متفاوت است. برای روح ما چیزی که از «تنفس» هم حیاتیتر است لبخندهای «رحمانی و رحیمی» خداست. در این جغرافیای بیکرانه عظیم، در روح بینهایت ما انسانها گاهی که فصل بهار قرآن میوزد، گاهی که طنین کریم رمضان میپیچد، و سرشار از تابشهای رحمانی میشویم و ملکوت آسمانها آنقدر در وجودمان حلول میکند و روحمان را میآراید که هر کدام از سلولهایمان خود خورشیدی تابان میشود. و اینک ملکوت روحمان، این روح رمضانی که طعم آسمانها را چشیده است و عصارههای وحیانی، لطافتش را تا فراوانی و بیانتهایی هابرده، چگونه به دیگر روزها بنگرد. چطور در روزهای دیگر، در روزهای تکراری و متروک دیگر میتواند تنفس کند؛ در رمضان، تنفس روحمان تسبیح بود ، خواب تنمان عبادت و ...
اگر چه خدا همیشه با ماست، از ما نزدیکترست به ما ... اما ذائقه ما آدمیان در روزهای روشن، بهتر میتواند تابش خورشید را بر رفتارهایش احساس کند و بینشاش را با توفیق حق بهبود بخشد؛ تا این روزهای ابری.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: