در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«پنجمین خورشید» با کارگردانی افخمی به موضوعاتی میپردازد که سعی میکند تا مخاطب را در تعلیقهای مقطعی قرار دهد، هرچند که تعلیقها آنقدر آنی و سریع با استفاده از پیشفرضهای کلی است که قادر نخواهد بود تا با مخاطب روابط کاملا صحیح هنری برقرار کند. به عبارت دیگر نقطه کمرنگ همذاتپنداری کاملا در آن مشهود است. مهمترین المان در اینخصوص، داستان و قصهای است که افخمی برای سریال امسالش قرار داده. قصه در دو روایت جداگانه به دو مقطع زمانی متفاوت میپردازد، مقطعی که به دهه 60 کشورمان بازمیگردد. در این بخش با معرفی چند شخصیت یا بهتر بگوییم یک تا دو خانواده مجزا و قرارگیری هریک از آنها در کنار هم شروع میشود. نوع نگاه مجزای هریک از این خانوادهها به همراه نگرشهای خاصه آن دهه مشخصند. در ترسیم اولیه، داستان کامل و دقیق به نظر میرسد. تعمیرگاه کوچکی با چند کارگر به همراه کارگری که خود را نزدیک به کارفرمای خود میداند، جزو پلانهای نخستین این سریال است و از همانجاست که روایت کلی داستان از خانواده این پسر آغاز میگردد. در مجموع، بخشهای اولیه که بیشک به مانند سایر سریالهای نمایشی، در معرفی شخصیتهای خود موفق بوده و کارگردان با توجه به نگاه دقیقی که طی این چند سال از سریالهای رمضانی خود به دست آورده، این بخش را کامل و رسا معرفی نموده است. بیان روایات خاص دهه شصت و بخصوص جنگ تحمیلی و موشکباران تهران، نقطه دیگری از این سریال است. اصابت موشک به حیاط منزلی و باز شدن حفرهای که منتهی به ساختمانی همراه با انواع عتیقه و اشیای قیمتی بوده، نقطه اوج بخش اولیه است، چرا که با چنین منظری، بیننده خود را آماده میکرد با فضایی متفاوتتر رودررو شود ولی گویا افخمی بنا داشته در این اثر با اتفاقات عجیبی مخاطبان را همراه سازد بیآن که تصوری از خروج فضاهای واقعی و ورود به تصنع داشته باشد. با چنین رویکردی است که کارگردان به ناگهان در همان قسمتهای اولیه فضا را میشکند و با ایجاد شرایطی خاص وارد شرایط این روزها میگردد. در مقام قیاس و ایجاد اختلاف ماهوی در فضاهای گوناگون به درستی توانسته این امر را محقق سازد. تحولات عمیق در شرایط اجتماعی، فرهنگی، پیشرفتها و حتی نگاههای موضوعی به برخی وقایع و از همه مهمتر تغییر در شرایط و نحوه زندگی سبب گشته تا بیننده به راحتی با این فضا و این تغییر ارتباط برقرار نماید ولی بازگشت به دهه قبل و این رفتوآمدهای تاریخی، کمی خارج از آن فضاسازی محکمی است که در ابتدا برای قصه ترسیم گشته بود. گرچه کارگردان با چنین پینوشتهایی توانسته بود به سرعت نگاهها و تفکرهای خاصه را بروز دهد، اما خروج از عرف متداول و فضاسازی مصنوعی سبب گشت تا بشدت بیننده با فضایی غیرملموس روبهرو شود. مقام قیاس در چند دهه و از همه مهمتر تغییر نگرشها کاملا بجا به نظر میرسد بخصوص برای مخاطبی که خود چنین فضاهایی را دیده، اما نباید غافل شد تبیین فضاسازی اجتماعی و نحوه تغییرات در جهت طرح داستانی موضوعات اجتماعی هر چه به سمت واقعیت به پیش رود با بیننده به راحتی ارتباط برقرار خواهد کرد.
سعید رشیدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: