من در برادرم تصویری از آنچه دوست داشتم، میدیدم، اما خودم آن استعداد را نداشتم که مانند او شوم، به همین سبب خیلی خوشحال میشدم وقتی که مدیر مدرسه، استاد برقعی، در مناسبتهای درسی و تحصیلی که میخواست سطح علمی مدرسهاش را به رخ بکشد، برادرم را فرا میخواند و یا همکلاسیهایش در فهم درس دچار مشکل میشدند از وی میخواستند که درس را مجددا توضیح بدهد و یا وقتی اختلافی میان دوستان و رفقا پیش میامد بسیار غبطه میخوردم وقتی که میدیدم همگی داوری آقا موسی را میپذیرفتند.... او به فوتبال خیلی علاقه داشت و برای تماشای مسابقات و رفتن به ورزشگاهها خیلی شور و اشتیاق نشان میداد.
امام موسی صدر، گذارها و خاطرات به اهتمام حسین شرف الدین،ترجمه علی حجتی کرمانی،ص 43
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم