در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در «عبور از پاییز» این درونی کردن البته بیشتر در ارتباط با داستانکهای فرعی قصه اتفاق میافتد و همین فصل از سریال است که مخاطب ایرانی را به پای تماشای اثری مینشاند که شاید داستان اصلی آن را در جای دیگر خوانده باشند.
در واقع آنچه بیشتر مورد نقد جدی است کاراکتر فرخ، قهرمان اصلی داستان است که شخصیتپردازی او بویژه با اولین تجربه بازیگری چنگیز جلیلوند با ذائقه مخاطب ایرانی همسویی چندانی ندارد و هضم آن کمی مشکل است. این مساله اگرچه از یک سو به جنس بازی جلیلوند و سکوت عصبیکننده او برمیگردد، اما بیش از آن به ناآشنایی مخاطبان با چنین شخصیتی برمیگردد که نمونه آن را کمتر در زندگی واقعی دیده و با آن برخورد داشتهاند. در حالی که همین مخاطبان پیش از این با نمونه سنتی پدرسالاری در سریال پدرسالار اکبر خواجویی آشنا شدند و توانستند با او ارتباط برقرار کنند، چراکه پدرسالاری از جنس او ریشه در طبقه و فرهنگ سنتی و ملموسی داشت که برای مخاطب ایرانی قابل فهمتر بود، اما در عبور از پاییز با پدرسالاری از نوع مدرن و متعلق به طبق مرفه و ثروتمندی مواجه هستیم که رفتارشناسی او متناسب با پایگاه طبقاتی او شکل گرفته است و تعریف میشود. خب طبیعی است که دیکتاتوری ناشی از قدرت اقتصادی در ساختاری مدرن کمتر در سطح عمومی جامعه ایران تجربه شده است بنابراین صورت غریبتر از سیمای مستبد پدرسالار با بازی محمدعلی کشاورز دارد، اما به هر حال چنین کاراکتری خیلی هم انتزاعی نیست و نمونههای آن را میتوان در اقشار مرفه و بالای جامعه سراغ گرفت. پدرسالاری سنتی در شکاف سنت و مدرنیته متولد میشود و در واقع زوال خود را تجربه میکند، اما در عبور از پاییز، فرخ نماد پدرسالاری مدرنی است که به واسطه قدرت مالی و اقتداری که در ساختار اجتماعی جامعه سرمایهداری دارد میتواند بیشتر دیکتاتوری خود را ظاهر و اعمال کند.
تفاوت اسداللهخان و فرخ را در تمایز این دو موقعیت اجتماعی باید مقایسه کرد تا به تفاوت سیرتها در پس ظاهری مشابه پیبرد. در ساختار پدرسالاری سنتی شخصی همچون اسداللهخان استقلال فرزندانش را در قبال حمایتهای مادی و معنوی از آنها میگیرد و طغیان عروس کوچک خانواده به این وضعیت برخاسته از آگاهی او به حق خویش به عنوان یک انسان و زن است، اما در عبور از پاییز آزادی فرزندان در سبک و شیوه زندگی محدود نشده است، اما فقدان دلبستگی عاطفی به پدر و تجربه شیرین همبستگی ایرانی از کانون خانواده رخ بر بسته و تنهایی به جای آن نشسته است؛ سایه امپراتوری فرخ در مناسبات ظاهری در زیست جهان فرزندانش به گونهای گسترده شده است که جز ترس و وحشت و احترامی از سر ضعف به پدرشان، سراغی از محبت و عاطفه در میان آنها نیست. این مساله نه فقط در ارتباط فرخ با فرزندانش که در مناسبات فرزندان با خود و همسرانشان نیز نمایان است. هریک از داستانهای فرعی در عبور از پاییز در کنار خط اصلی قصه فرخ، تصویری از زندگی مدرن در طبقه بالای جامعه را خلق میکند که برخلاف نگاه مردم، تصویر چندان جذاب و زیبایی نیست و به اصطلاح صدای دهل از دور خوش است.
جلیلوند اگرچه بازی قابل قبولی از این نقش ارائه نمیکند، اما دستکم استیل و شمایل یک دیکتاتور ثروتمند و مدرن را ترسیم میکند که سرشار از وحشت سکوت و رمز و راز پنهان است. مسعود شامحمدی دستکم این جسارت را تجربه میکند تا تصویری جدید از کاراکتر پدرسالاری را در معرض دید مخاطبان قرار دهد و شخصیتی تجربه نشده را تجربه کند.
پدرسالار به لحاظ فرمی سعی کرده است از نمای نزدیک و فضاسازیهای نزدیک استفاده کند و این تمهید با شخصیتمحور بودن سریال و ساختار روایی آن متناسب به نظر میرسد. کارگردان سعی کرده است برای ایجاد زیباشناسی بصری از فضای خیس و مرطوب در لوکیشنها بهره ببرد و تصاویری جذاب را برای مخاطبان ترسیم کند. شاید این شیوه از تصویربرداری و موقعیتسازی در سریالهای تلویزیونی کمسابقه باشد و نشان میدهد که چقدر سویه بصری یک سریال همچون فیلم سینمایی در غنای تصویری و بالا رفتن کیفیت سریال تاثیر مثبتی میگذارد. ضمن این که کارگردان در چیدمان بازیگران هم به درستی عمل میکند و ترکیبی متوازن و اثرگذار از کاراکترها خلق میکند که در پیشبرد داستان نقش موثری دارند.
هر چقدر سریال جلو میرود بیشتر موفق میشود با مخاطب ارتباط برقرار کند و بتدریج آن فضای غریبه و ناآشنا که ابتدا باعث دافعه مخاطب میشد کاهش یافته و قصه تعلیقپذیرتر میشود. با پیش رفتن داستان البته از اقتدار و استبداد امپراتور هم کم میشود و سقوط این دیکتاتوری در نهایت رضایت روانی احساسی مخاطب را از سریال افزایش میدهد. اگرچه پاییز حزنانگیز است، اما پاییز پدرسالار سرشار از شکوه مفرح است.
سیدرضا صائمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: