در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
عبارت شایع شده «خواستن توانستن است» را عدهای ساخته و پرداخته غول چراغ جادو و ایادی وی میدانند. علیالقاعده، هر کاری تخصص و تبحر میخواهد. به قول سعدی شیرین سخن، بوریا باف اگرچه بافنده است [اما] نبرندش به کارگاه حریر. حتی با حقالتحریر......!فلذاست که باید کار را به کاردان سپرد.
از همین قبیل است دیدن روی ماه.....! ماه شب چهارده را عرض نمیکنیم. این نوع ماه را هر کسی و با هر نوع چشم غیرمسلح مردمی میتواند ملاحظه کند. فقط کافی است سرش را به سمت آسمان کج کند.
این عمل هم اگر برایش سخت بود و مثلا آرتروز گردن داشت یا حوصله نداشت، میتواند مثل سهراب سپهری عزیز، لب حوضی برود و تصویر بدون پارازیت ماه را در آب مشاهده نماید. آن نوع ماهی که دیدنش سخت است و تخصص لازم دارد، هلال باریک ماه است که گاهی از گردن ما هم باریکتر است.
برای روِیت ماه شب اول، کسانی هستند که ابزار و ادوات نجومی لازم برای این کار را دارند و میتوانند دست به استهلال بزنند و معلوم کنند که ماه قمری عوض شده یا عوض نشده است.
استهلال ماه در تمام حساب و کتابهای مربوط به سال و ماه قمری مهم است، اما در دو وقت سال بیش از همیشه محل توجه عموم مردم همیشه در صحنه واقع میشود؛ یکی در اول ماه رمضان، دیگری در آخر ماه رمضان. با اولی میفهمیم که باید روزه بگیریم، با دومی میفهمیم که میتوانیم دیگر روزه نگیریم. لهذاست که دیدن این مدل ماه خیلی اهمیت استراتژیک دارد و همچنان که گفتیم، کار هرکسی نیست.
نباید هر که گفت ماه را دیده، سریعا باور کنیم. شاید ماهواره یا همسر ماهرویش بوده....!باید کارشناسان علم نجوم و هیات همراه این کار را انجام دهند و نتیجهاش را هم از طریق رسانههای جمعی به مردم اعلام کنند. چرا که این جور مواقع هم هستند کسانی که الکی از خودشان شایعه در کنند و ادعا کنند که ماه را دیدهاند. آخه کجا ماه دارد دو چشم سیاه؟!
تفاوت ماهانه:
میان ماه من تا ماه ایشان
تفاوت از زمین تا آسمان است
حکایتی شایع: نقل است که در روزگاران گذشته که امکانات کم بود، در محلهای در آخرین روز ماه رمضان چو افتاد که ماه را دیدهاند. بسیاری از خلقالله باور کردند. یک نفر که باورش نشده بود، شروع کرد به تحقیق و تفحص از اهالی کوی و برزن تا دستگیرش شود که چه کسی ماه را دیده است. از مش قاسم علاف سر کوچه پرسید، مشقاسم گفت که راستش دروغ چرا؟.... تا قبر، آ...آ...آ....من خودم ندیدم، از بقال سر خیابان شنیدم. رفت و رفت تا به بقالی زنجیرهای سر خیابان رسید. بقال به او گفت: راستش من خودم که ماه را ندیدم، از همسایهمان شنیدم. رفت سراغ همسایه بقال. همسایه بقال اعتراف کرد که او هم خودش با چشم خودش ماه را ندیده،بلکه از قصاب وسط کوچه شنیده.
آن مرد محقق، رفت و رفت تا به قصابی مذکور رسید. از قصاب راجع به روِیت ماه سؤال کرد. برادر قصاب قسم خورد که خودش ندیده است و از فروشنده کارت ایرانسلدم بازار شنیده است. مرد پس به سراغ فروشنده کارت تلفن ایرانسل یکی بخر، دوتا ببر رفت؛ اما او هم مرد را به جایی دیگر حوالت داد. و خلاصه آن مرد آنقدر پرسوجو کرد و آنقدر ته و توی ماجرا را زیر و رو کرد که آخر سر دید تمام راهها و حرفها به خادم مسجد محل منتهی میشود و ظاهرا او اولین کسی بوده که مدعی شده ماه را با دو چشم خودش دیده. پس آن مرد به سراغ خادم مسجد رفت. پیرمرد خادم که در را باز کرد، مرد مشاهده کرد که متاسفانه خادم بنده خدا از ناحیه هر دو چشم نابیناست!
رضا رفیع
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: