تلگرافخانه!

کد خبر: ۲۸۰۸۸۸

جوجه تیغی- بهاره ندیری از کرج (استاد شفیعی کدکنی، یه کتاب داره به نام «صور خیال»، حافظ دستش بند بود نتونست شخصاً بهت بگه، به من گفت بهت بگم: کتابش رو گیر بیار و بدقت بخون تا اشعار قوی‌تری بگی-) امید و سمیه از رشت- عسل شیدایی- علی 25 ساله از یه جای نه چندان دور (هاه‌هاه‌هاه! به طنز بیشتر شبیه بود! ولی خب، لزوماً همه جوونا این‌طور نیستن، چون از قدیم گفتن: هر که بام عقلش کمتر، این‌جور کاراش هم بیشتر!! جوونایی که به خودشون سختی می‌دن تا سطح آگاهی و تعقل و تحلیلشون رو بیشتر کنن، بام عقلشون بیشتره و گل و لای نهایتاً می‌رسه به قوزک پاشون نه تا زانوهاشون! حالا خودمونیم، خودت جزو کدوماشونی؟-)! محبوبه 21 ساله از کرمان (ای کاش کمبود وقت و افزوده گرفتاریهام! فرصتی می‌ذاشت تا بشینم پای کامی و جوابش رو برات ایمیل کنم؛ استثنائاً-) محدثه- شب جنگلبان (آره، معناش همون باباجانه-) آقای معین از ساوه- بدون نام (ای‌ول با! تو چرا تهِ اعصاب معصابی؟! ریلکس داداش! ابراز احساساتت به صفحه خودت سرجاش، خیلی ممنان! ولی یادت باشه، امثال «آتیش» هم، حتی اگه نظرشون مخالف من و تو یا بدون پیشنهادی برای رفع عیب باشه، حقی دارن عزیز من-) فرشته ح. 18 ساله (تبریک تولدت، قابلی نداشت. این متنی که فرستادی و نظرم رو خواسته بودی هم، گوشت رو بیار جلو، چیز دندانگیری نداشت... !دِهَه! من صادقانه گفتم که راه رو کجکی نری، اگه می‌خوای ناراحت بشی، دروغگکی که نمی‌تونم دس‌به‌سرت کنم، بگو تا اصلا نظری ندم-)! نگار، کاکتوسی در حسرت- ستاره دنباله‌دار- اعجوبه- سمانه مالمیر از قم- زهرا فرخی 29 ساله از همدان (1-عیب داره یه 30 حرف رو با یه 30 حرف جواب بدم؟ 2-ایول، خوبه که خودتم تیزی و زود می‌گیری!! هه‌هه‌هه، هم به در گفتم که دیوار بشنوه، هم خواستم بگم فقط بشوک و اینان که...! هه‌هه‌هه! 3-ئوووو...! من این‌جا یه جمله می‌نویسم، چاپ می‌شه می‌بینم یا شده یه کلمه یا اصلا شده یه چی دیگه!! حالا 30 حرفم بشه 31 حرف که چیزی نیس! 4-حق با سرکار است کاملا، باس حواسمو بیشتر جم کنم 5-ناقابلند بزرگوار-) ستاره سهیل- حدیث مطالبی- من، تو، پاییز (انگار صفحه رو نمی‌خونی! این متنت رو قبلا چاپ کردم وسط صفحه-)! مریم ادیبی از اصفهان- فرشته ح 18 ساله (آخه من چطور می‌تونم به درس خوندن علاقه‌مندت کنم! هوم؟ خیلیها معتقدن آگاهی و دانش و توانایی تجزیه و تحلیل بهتره، حالا اگه مدرکی هم باشه، بهترتر! یه سال از عمرت کشک سابیده نشه بره پی کارش-)! شب جنگلبان- رحیم طاهری از حسن‌آباد فشافویه (نکته‌سنجی و ریزبینی؟... هه‌هه‌هه، منظورت از مطلب «زهرا فخار»، نوشته «زینب فرخی» بود دیگه؟ هووووممم!!! خوبه به کاشمر و همدان نگفتی کاشدان و مرهم!! وگرنه دیگه کولاکی بود اساسی! من از این چیزا دلگیر که نمی‌شم، هییییییچ، کلی هم ممنونتم-) شب جنگلبان (نیازی به معذرت نیست، از قدیم گفته‌م: هر چه می‌خواهد دل تنگت...؟ بگو-) دختر کاغذی از محلات- مژگان فرجادی ازبندر انزلی.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها