در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به بهانه چنین مراسمی میتوان در صفحات زیادی، خوبیها و موفقیتهای سینما در جشنوارههای خارجی را شرح داد و بعد از آن، از ظرافتها و ظرفیتهای کشف نشده این هنر نام برد و مسوولان را متوجه قابلیتهای سینما برای بیان حرفها و نکات جهانی کرد.
اما این حرفها زمانی که قرار است اندکی واقعبین باشیم، رنگ و بوی دیگری به خود میگیرد. در زمانهای که کمکم سینما جای خود را به تلویزیون میدهد و بیش از نیمی از فعالان این صنف به جای حضور در فیلمهای سینمایی به سراغ آثار تلویزیونی رفتهاند، چگونه میتوان از موفقیتها و آینده روشن سینمای ایران سخن گفت؟ روز ملی سینما روز فیلمهایی است که هیچ گاه رنگ پرده را به خود ندیدند.
روز کارگردانهای پیر و جوانی که هزاران فکر و ایده خوب و بکری که در ذهنهایشان زندگی کرده هیچ گاه رنگ کاغذ و دوربین به خود ندیده است. روزی برای یادآوری دردهای «مصطفی کرمی» فیلمساز جوان سینمای ایران و «اصغر شاهوردی» صدابرداری که این روزها همچنان بر تخت خانه خوابیده و دیگر کسی به یاد او نیست تا برای «تیتر روزنامهها» پول فیزیوتراپی و سایر هزینههای درمانی او را بپردازد.
امروز روزی برای یادآوری همه دردها و مشکلاتی است که سینماگران همواره با آن روبهرو هستند. اینکه در مقابل چنین مشکلاتی، دستگاههای مسوول و نهادهای صنفی برای آنها چه کردهاند تا چشمانداز پیش روی آنها از این حرفه «امیدوار کننده» باشد؟ سوالی است که پاسخ آن به چند گزینه خاص محدود میشود.
گزینههایی مانند بیمه سینماگران که در این چند سال با تلاشهای خانه سینما سرانجام به نتیجه رسید. اما این گزینههای محدود هیچگاه نمیتواند تامینکننده مسالهای به نام «آینده شغلی» دستاندرکاران این حرفه باشد.
به ذهن هر یک از دستاندرکاران این حرفه در چنین روزی سوالهای مختلفی خطور میکند. وضعیت صنفهای فعال در عرصه سینما یکی از این سوالهاست. اینکه در چنین روزی، چند صنف از 27 صنف خانه سینما فعال هستند؟ وضعیت صنفهای «مرده» چگونه است؟ اینکه چرا برخی از صنفهای خانه سینما دچار چنان اختلافهای شدیدی هستند که هیچ گاه نمیتوانند در زیر یک سقف با هم جمع شوند و حتی برخی از آنها حاضر به برگزاری مراسم بزرگداشتی برای درگذشتگان خود نمیشوند و برای بزرگداشت استادان خود پیشقدم نمیشوند، اینکه خانه سینما صنفهایی دارد که همه میتوانند عضو آن شوند و در طرف دیگر صنفهایی هم دارد که برای عضویت در آن باید رقمهای میلیونی پرداخت کرد؛ آیا صنوف به غیر از نمایش فیلم، برگزاری جشن و آیین وظایف دیگر خود درخصوص رسیدگی به زندگی آدمها را رعایت کردهاند؟ در روز ملی سینما انگار باید خودمان را آماده کنیم تا حلوای برخی از صنفها را بخوریم.
سوال دیگر این است که هر یک از مسوولان چقدر وظایف خود را نسبت به سینما ادا کردهاند و در این سالها تا چه حد به زیرساختهای زندگی سینماگران توجه نشان دادهاند؟ اینها همه و همه سوالهایی است که در چنین روزی در ذهن شکل میگیرد. نکته دیگری که درباره تشکیلات سینمای ایران در این روزها به نظر میرسد، این است که در این سالها دستاندرکاران این صنف چقدر به این تشکیلات احترام گذاشته و چقدر اجازه دادهاند تا مسائل این صنف در چارچوب خود این صنف حل و فصل شود؟ این روزها دیگر سینماگران با اختلافی که میانشان ایجاد میشود، راه شکایت و قانون را در پیش میگیرند و برای حرفهای این خانه که قرار است خانه اول و آخر آنها باشد، احترامی قائل نیستند.
شاید روز سینما بهانهای برای یاد آوری این مساله باشد که در این سالها چه فیلمهای خوب و آبرومندی ساخته شده که حالا خاطرات پراکندهای از سینما را در ذهن ما شکل میدهد. اما بخش متناقض ماجرا اینجاست که چنین فیلمسازانی امروز کجا هستند و در چه شرایطی به سر میبرند؟ آیا سازندگان چنین فیلمهایی امروز در سینمای ایران از قدر و شان کافی برخوردار هستند و میتوانند همچنان فیلمهای خوب و پرمخاطب بسازند؟
روز سینما روز یادآوری صنفهای مهجور و فراموش شده است؛ از بدلکاران تا لابراتواریها و زحمتکشان تدارکات. روز سینما بهانهای برای طرح چنین دغدغههایی است؛ با این امیدواری که شاید این نکات بتواند جرقهای در ذهن مسوولی ایجاد کند تا شاید برای این هنر محترم، آینده امیدوارکنندهتری رقم بخورد.
رضا استادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: