فیلم «همه چیز درباره استیو»

زندگی در پشت صحنه فیلم

«همه چیز درباره استیو» کمدی رومانتیک جدید صنعت سینماست که خیلی زود توانست صدرنشین جدول هفتگی فروش تعداد زیادی در کشورهای مختلف جهان شود. فیل ترایل کارگردانی این فیلم را انجام داده است. کار نگارش فیلمنامه فیلم به عهده کیم بارکر بوده و ساندرا بولاک و برادلی کوپر دو نقش اصلی آن را بازی کرده‌اند. تامس هیدن چرچ، کن جونگ، جی دی گوآکس، کیت دیوید، هاوارد هسمن، بت گرانت و کتی میکسن دیگر بازیگران این کمدی هستند. سازندگان فیلم آن را در آخرین روزهای فصل تابستان اکران عمومی کردند تا بتوانند شاهد فروش موفقیت‌آمیز آخرین محصول پرسروصدای این فصل باشند. این فیلم در شرایطی به نمایش عمومی درآمد که بولاک و کوپر دو بازیگر اصلی فیلم، طی 2 ماه گذشته فیلم‌های موفق «پیشنهاد» و «خماری» را (با فروش‌هایی 160 و 250‌میلیون دلاری)‌ روی پرده سینماها داشتند. اهل فن می‌گویند این موفقیت، کمک زیادی به موفقیت «همه چیز درباره استیو» در گیشه نمایش کرده است.
کد خبر: ۲۸۰۳۲۱

قصه

مری هارویچ (با بازی بولاک)‌ جوانی فعال و خوش برخورد است که در یک شرکت صنعتی کار می‌کند. او به شکلی اتفاقی با استیو (با بازی کوپر)‌ آشنا می‌شود که یک فیلمبردار است. اما استیو فقط با دردسر و فاجعه و خبرهای ناخوشایند سروکار دارد. در همان آغاز آشنایی، مری به استیو دل می‌بندد و احساس می‌کند همسر ایده‌آل خود را پیدا کرده است. این در حالی است که او چیز زیادی درباره استیو نمی‌داند. مری تصمیم می‌گیرد همراه با برادرش و چندتن از دوستانش، به مراکزی برود که استیو به آنجاها می‌رود. او می‌خواهد هر کاری که از دستش برمی‌آید برای استیو انجام دهد. بزودی مری در محل کار استیو با هارتمن هیوز (با بازی چرچ)‌ آشنا می‌شود که یک گزارشگر خبری فعال است. هارتمن خیلی زود متوجه علاقه و کنجکاوی زیاد مری نسبت به استیو می‌شود. هارتمن با آن که با استیو رقابت ندارد، ولی از هر فرصتی استفاده می‌کند تا او را آزار و اذیت کند. بزودی یک گروه ویژه خبری مامور می‌شود به نقاط مختلف کشور سفر کند و گزارش‌های متنوعی از این شهرها تهیه و تولید کند. نه‌تنها استیو و هارتمن در این گروه هستند، بلکه مری هم همراه آنهاست. خیلی زود مری تبدیل به سوژه اصلی خبری این گروه در گزارش‌های روزانه آنها می‌شود. زمانی که این اتفاق می‌افتد، استیو و هارتمن او را از دیدگاه متفاوتی نگاه می‌کنند. هارتمن متوجه می‌شود انتقام‌گیری او از استیو، ضربه‌های روحی زیادی نیز به مری وارد کرده است و تصمیم به جبران می‌گیرد. مری در دل اخبار رسانه‌ای و مسائل مربوط به آن غرق می‌شود و خودش را وقف مسائل خبری می‌کند. اخلاق خوب و برخورد مناسب او با اعضای گروه، باعث می‌شود تا آنها کم‌کم اختلافات خود را کنار بگذارند و تبدیل به دوستانی صمیمی شوند. او دوستان خیلی زیادی پیدا می‌کند و بالاخره جایگاه اصلی و واقعی خود در جهان را کسب می‌کند. حالا استیو هم متوجه اشتباهات و کم‌توجهی خود به مری شده است. او هم تصمیم می‌گیرد گذشته‌ها را جبران کند و به مری پیشنهاد ازدواج می‌دهد.

نقد

اولین نکته‌ای که در فیلم «همه‌چیز درباره استیو» توجه منتقدان سینمایی را به خود جلب کرده، قصه و لحن متفاوت آن است. با آن که فیلم در ژانر سینمای کمدی رومانتیک قرار می‌گیرد، ولی حال و هوایی متفاوت از دیگر فیلم‌های این ژانر دارد. فیل ترایل کارگردان فیلم، در اولین ساخته سینمایی خویش با موفقیت عمل کرده و کاری تماشایی ارائه داده که باعث می‌شود تا تماشاچی، چشم‌ انتظار کارهای بعدی او بماند. در عین حال، اهمیت نقش کیم بارکر در مقام فیلمنامه‌نویس را نباید از یاد برد. او فیلمنامه‌ای جذاب نوشته که خیلی دقیق و با رعایت ذکر جزییات، قصه جوانی را تعریف می‌کند که زنده‌دل و عاشق زندگی است و با حضور خودش زندگی و شور و هیجان را وارد زندگی آدم‌های دوروبر خودش می‌کند. فیلم سه‌شخصیت اصلی (مری، استیو و هارتمن)‌ دارد و بقیه آدم‌ها، به گونه‌ای تکمیل‌کننده وضعیتی هستند که این سه تن در آن قرار دارند. کارگردان در دقایق آغازین فیلم، معرفی خوبی از شخصیت‌های اصلی خود می‌دهد. در این بین، کاراکتر استیو کمتر (و دیرتر از بقیه)‌ معرفی می‌شود، زیرا مری دقیقا نمی‌داند او کیست و چه شخصیتی دارد. آشنایی بیننده با استیو به همان اندازه آشنایی مری با اوست و چیزی بیشتر از او درباره این جوان نمی‌داند. به همین دلیل است که استیو به آرامی و بتدریج در طول قصه معرفی می‌شود. اما کاراکتر مری و هارتمن خیلی خیلی سریع معرفی می‌شوند. تماشاچی در همان ابتدای ماجرا متوجه می‌شود مری جوانی است که با وجود سرزندگی و مهربانی، هنوز دارای یک موقعیت خاص کاری و اجتماعی نیست و او سخت در تلاش است تا موقعیت خوبی در این رابطه برای خودش دست و پا کند. در حقیقت استیو هم در بخش مهمی از قصه فیلم (به اشتباه) نسبت به این مساله مشکوک است که مری نه‌‌به‌دنبال تشکیل یک زندگی خانوادگی، بلکه در پی پیدا کردن یک شغل مناسب و یک موقعیت خوب اجتماعی و کاری است. همین موضوع در مورد کاراکتر هارتمن هم صدق می‌کند. بیننده از همان دقایق اول حضور وی روی پرده، متوجه شیطنت‌های این کاراکتر می‌شود و می‌فهمد که او قصد شکنجه و آزار دادن استیو را دارد. برخوردهای کاراکترهای اصلی با هم، سکانس‌های بانمکی را در طول قصه فیلم به وجود می‌آورد. سفر کاری گروه تلویزیونی برای تولید گزارش‌های مختلف اجتماعی و خانوادگی، زمینه را برای بهره‌گیری از لوکیشن‌های متنوع و زیبا فراهم می‌کند. با این حال، بار اصلی قصه فیلم بر دوش سه بازیگر و شخصیت اصلی قصه است. بولاک بازی پخته و خوبی در ارتباط با جوانی که در جستجوی یک آینده بهتر است، ارائه می‌دهد. برادلی کوپر برخلاف بسیاری از کارهای قبلی خود در اینجا حضور فعالی را به نمایش می‌گذارد و تامس هیدن چرچ که چند سال قبل برای «راه‌های میانبر» نامزد دریافت جایزه اسکار شده بود، یک بازی زیرپوستی ارائه می‌دهد. شاید کاراکتر او را بتوان جذاب‌ترین شخصیت قصه فیلم معرفی کرد. او موجودی خاکستری است که نمی‌خواهد ادای آدم‌های خوب و مثبت را درآورد. از این نظر، می‌توان او را تنها کاراکتر جاندار فیلم ارزیابی کرد. نوع قصه فیلم به گونه‌ای است که راه را برای تولید قسمت دوم فراهم می‌کند و باید دید آیا سازندگان آن تصمیم به ساخت قسمت جدیدی از آن می‌گیرند یا خیر.

کیکاووس زیاری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها