در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
همه روزه، روزنامهها در شهرهای بزرگ مینویسند که جوانها و در مواقعی کسانی که آن قدرها هم جوان نیستند در میهمانیها، باشگاهها و نقاط دیگر به دیگران حملهور میشوند. این افراد باعث میشوند بسادگی زندگی 2 نفر در یک لحظه نابود شود. شاید بسیاری از زندانیان آرزو کنند که ای کاش وقتی بچه بودند مطالب مربوط به خویشتنداری و کنترل خود به آنها آموزش داده میشد. در حال حاضر بسیاری از زنان و مردان پشت میلههای زندان هستند، زیرا درگیر دوستانی شدند که با آنها، انواع اقدامات خلاف قانون را انجام دادند. در دادگاه هم این حرف که «دوستم مرا به این کار وادار کرد» هرگز عذر موجهی به حساب نمیآید. والدین آگاه باید خود را موظف بدانند و خویشتنداری و چگونگی کنترل خود را به فرزندانشان آموزش دهند.
استفن ساندهایم در یک ترانه این گونه آورده است:
مراقب حرفهایت باش، بچهها گوش میدهند.
مراقب رفتارت باش، بچهها میبینند و یاد میگیرند.
این عبارتی شاعرانه از یک واقعیت مهم است. بچهها ما را نگاه میکنند و از رفتارمان تقلید مینمایند. هر بالغی باید برای کودک خود نمونه و سرمشق خویشتنداری باشد. کودکی که میبیند والدینش با دیگری بدرفتاری میکند، میآموزد او نیز میتواند با دیگران بدرفتاری کند. کودکی که کلمات زشت میشنود، اغلب همان کلمات را به زبان میآورد. رفتار ما به عنوان والد باید با گفتههایمان همخوانی داشته باشد. باید به فرزندان خود بیاموزیم خویشتنداری موضوعی بسیار جدی است. خویشتنداری مجازات نیست و نبود خویشتنداری، ریشه بسیاری از مناقشات و منازعات است. هنری است که مردم در هر سن و سالی میتوانند آن را بیاموزند.
وقتی بچهها خویشتنداری را میآموزند، در واقع یاد میگیرند به کمک این مهارت میتوانند از درگیر شدن با بچههای دیگر اجتناب کنند، نوجوانان و جوانان میآموزند که سیگار نکشند یا مشروبات الکلی ننوشند، از منازعه پرهیز کنند و به حقوق دیگران تجاوز نکنند. همهروزه در اطراف خود میتوانیم بسیاری از بچههایی را ببینیم که براحتی کنترل خود را از دست میدهند و رفتارهای خشونتآمیزی از خود بروز میدهند.
در بسیاری مواقع در اماکن مختلف والدی را میبینیم که بر سر فرزندش فریاد میکشد یا او را مجازات میکند، غافل از اینکه این اعمال در ملا‡ عام بسیار تحقیرکننده است. در مدارس نیز برخی از آموزگاران برای تنبیه دانشآموزانی که خویشتنداری خود را از دست میدهند، تکالیف درسی بیشتری میدهند و در واقع این دانشآموزان را جریمه میکنند، اما از این واقعیت آگاهی ندارند که این عمل سبب بیزاری بچهها از آن درس بخصوص میشود.
امروزه رسانههای گروهی موارد مختلفی را نشان میدهند از کسانی که خویشتنداری کردند یا نکردند. بسیاری از فیلمهای تلویزیونی نشانههایی از خشونت، حسد، حرص، فریب و رفتارهای غیرمسوولانه را به نمایش میگذارند. ما قادر نیستیم دور فرزندان خود را حصار بکشیم تا آنها در معرض نابسامانیهای اجتماعی قرار نگیرند، اما این توانایی را داریم که از طریق همین فیلمها، کنترل خود را به آنان آموزش دهیم. مثلا اگر تلویزیون فیلم جنایی نشان میدهد، میتوانیم به فرزندانمان توضیح دهیم که چگونه عمل خطایی میتوانست اتفاق نیفتد و مواردی از خویشتنداری را از طریق همین فیلمها یا برخی کتابها به آنان آموزش دهیم. خویشتنداری چیزی نیست که بتوان با تهدید و ارعاب و مجازات آن را در اشخاص ایجاد کرد.
بچهها در سنین کودکی به کمک تمریناتی که به آنها آموزش میدهیم میتوانند براحتی خویشتنداری را بیاموزند.
خویشتنداری مهارتی است که به ما ایمنی و موفقیت میدهد، با استفاده از این مهارت میتوانیم به راهنماییها توجه کنیم، حرفها و رفتارمان را کنترل کنیم و در برابر کارهایی که ممکن است به دیگران آسیب بزنند مقاومت نماییم. در حقیقت، خویشتنداری برای بقای اشخاص ضرورت دارد. اگر بتوانیم این مهارت را بیاموزیم، به این نتیجه میرسیم که نتایج به کار بردن آن به مراتب لذتبخشتر از آن است که از این کار خودداری کنیم.
معصومه اسدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: