در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ولی با وجود چندین دیدگاه قابل اتکا در این مورد هنوز جای بحث زیادی وجود دارد. در مقایسه با بیشتر حیوانات دیگر و احتساب نسبت وزن آن به کل بدن، مغز انسان بزرگتر است و در مقایسه با مغز اولین گونههای Homogenus ، حدود 2 میلیون سال پیش، اندازه مغز انسان تقریبا دو برابر شده است. در قیاس با نیاکان اولیهای از جمله Australopithecine در محدوده 42 میلیون سال پیش نیز مغز ما 3 برابر بزرگتر است. برآورد علت چنین افزایش حجمی، چندین سال دانشمندان را در حیرت و بهت فرو برده بود.
در این زمینه 3 فرضیه عمده وجود دارد که به تغییرات آب و هوا، نیازهای بومی و رقابت اجتماعی اشاره دارند. یک تحلیل آماری جدید از اطلاعات به دست آمده از 175 فسیل جمجمه، فرضیه سوم را تایید میکند.
پایه استدلال این فرضیهها
دیدگاه آب و هوا، پیشنهادش این است که بحث تغییرات عمده آب و هوایی و جوی غیرقابل پیشبینی، امکان افزایش توانایی نیاکانمان را بالا برده است، تا این که گام پیش گذاشته و خود را برای این تغییرات محیطی آماده کنند که در نتیجه واکنش به این تغییرات، مغز انسان بزرگتر، ماهرتر و قابلیت ادراک بیشتری پیدا کرده است.
فرضیه مبتنی بر زیست بوم بر این پایه استوار است که هرچه نیاکانمان به مناطق دورتری از استوا کوچ کردند، با تغییرات محیطی ازجمله کمبود غذا و منابع دیگر مواجه شدند. یکی از اساتید دانشگاه میسوری به نام دیوید گری اذعان میدارد: شما باید کمی باهوشتر باشی تا از این تغییرات محیطی سر در بیاوری. همچنین، کمتر در معرض انگلها قرار گرفتن، میتوانست یک نقش مهم در بزرگتر کردن مغز بازی کند.
و نهایت این که، دیگر پژوهشگران استدلالشان این است که رقابت اجتماعی بر سر منابع اندک، اندازه مغز را تحت تاثیر قرار داد.
گری معتقد است: همزمان با رشد جمعیت، افراد بیشتری برای دستیابی به همان تعداد و منابع کم به رقابت میپردازند و فکر کردن نضج میگیرد. افراد متعلق به یک موقعیت اجتماعی برتر که حتی کمی هم نسبت به افراد دیگر جمعیت باهوشتر هستند دسترسی بیشتری به غذا و دیگر کالاها دارند و فرزندانشان از شانس بیشتری برای بقا برخوردار خواهند بود. افرادی که به اندازه کافی از مهارتهای اجتماعی نصیب ندارند، خواهند مرد. در نتیجه میانگین تناسب اجتماعی گروه بالا میرود.
ارزیابی و مقایسه گزینهها
برای محک زدن این که کدام فرضیه احتمال وقوع بیشتری دارد، گری و دانشجوی تازه فارغالتحصیلش به نام Drew Bailey اطلاعات به دست آمده از 175 فسیل جمجمه انسانهای اولیه و نیاکانمان که متعلق به دوره زمانی 2 میلیون تا 10 هزار سال پیش بودند را مورد تحلیل قرار دادند.
این گروه پژوهشی به عواملی ازجمله: بررسی عمر فسیلها، تعیین محل اکتشافشان، مقدار درجه حرارت آن دوره، اندازه تغییر دما در زمان حیات گونههای Homo و بررسی سطح انگلها در آن منطقه، توجه ویژهای کردند.
این دانشمندان برای اندازهگیری رقابت اجتماعی، تراکم جمعیتی آن منطقه را نیز مورد مداقه قرار دادند. گری میافزاید: فرض بر این است که هرچه تعداد فسیلهای اکتشافی در یک منطقه ویژه در زمان خاصی بیشتر باشد، به احتمال زیاد بودن جمعیت گونهها بالاست.
پرسشهای بیپاسخ
رالف هالووی استاد مردمشناسی دانشگاه کلمبیا که به مطالعه تکامل مغز بشر مشغول است، میگوید: فرضیه رقابت اجتماعی به نظر عالی است؛ ولی چطور میتوان حتی به کمک این اطلاعات انعطافناپذیر (عددی و آماری) به محک واقعی دست زد؟
وی خاطرنشان میکند: این اطلاعات پراکنده در مورد جمجمه چیزی در مورد تفاوتهای جمعیتی Homoerectus یا Neanderthal ها به ما ارائه نمیکند. برای مثال، کل تعداد جمجمههای کشف شده Homoerectus در آفریقا، آسیا، اندونزی و بخشهایی از اروپا کمتر از 25 مورد است و همین تعداد جمجمه بعد از صدها هزار سال تنها مشخصهای است که بیانگر جمعیت این گونه از اعقاب بشر است.
فرضیههای جایگزین
هالووی در مورد چگونگی بزرگتر شدن مغزمان فرضیه دیگری هم دارد. او به این فکر است که شاید افزایش زمان بارداری در رحم یا افزایش زمان وابستگی کودکان به بزرگسالان توانسته است در افزایش حجم مغز بشر نقش بازی کند. او میافزاید: دوره بارداری یا زمان وابستگی طولانیتر در ضرورت شرکت همکاریهای اجتماعی و دستیابی به پختگی شناختی، برای والدین زحمت فراهم میکند. آقایان و خانمها نیاز به تفکیک کامل نقشهای اجتماعی زنانه و مردانه از هم دارند تا همزمان به آموزش کودک هم کمکی کرده باشد.
مترجم: محمدنقی عزیزی
منبع: scincedaily
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: