گفتگو با یک محکوم به مرگ

کاش ایمانم قوی‌تر بود

قرص اکستازی، مواد مخدر، کراک و هروئین. اینها چیزهایی است که وحید قبل از قتل مصرف کرده بود و هنوز نمی‌تواند به درستی به یاد بیاورد که در روز حادثه چه اتفاقی افتاده است. مواد مخدر نه تنها مقتول را قربانی کرد بلکه وحید نیز قربانی آن شد. چرا که او بعد از محاکمه و به درخواست اولیای دم به قصاص محکوم شده است. وحید 39 سال دارد و با ضربات متعدد چاقو، همسایه شان را به قتل رسانده است. این مرد از زندگی‌اش و این‌که چطور به یک قاتل تبدیل شد برایمان می‌گوید.
کد خبر: ۲۷۹۶۳۶

سابقه داری؟

بله چهار فقره سابقه دارم. مهریه، نفقه و دو فقره هم مواد مخدر. این پنجمین بار است که زندانی می‌شوم.

سوابقت نشان می‌دهد که با همسرت اختلاف داشتی.

بله ما اختلاف شدیدی با هم داشتیم و بالاخره همسرم از من جدا شد و فرزندانم را هم با خودش برد.او زن خوبی بود و این من بودم که لیاقت او را نداشتم.

چرا از همسرت جداشدی؟

به مواد اعتیاد داشتم. بیشتر درآمدم خرج مواد می‌شد. او هم نمی‌توانست این شرایط را تحمل کند و سرانجام هم از من جدا شد. بعد از این‌که همسرم مرا ترک کرد شرایط اعتیادم بدتر شد و روز به روز بیشتر به مواد آلوده شدم.

با مقتول چطور آشنا شدی؟

من از دوران کودکی‌ام او را می‌شناختم. او مرد مهربانی بود و رابطه ما خیلی رابطه صمیمانه‌ای بود. بیشتر از 25 سال بود که با او همسایه بودم. خانه پدری من که البته در آنجا هم زندگی می‌کردم دیوار به دیوار خانه مقتول بود.

خانواده‌اش را هم می‌شناختی؟

بله من به خوبی آنها را می‌شناختم. 14 سال قبل من با نوه مقتول عقد کردم. مدت دو ماه هم نامزد ماندیم، اما بعد از مدتی به دلیل اختلافاتی که با هم داشتیم من از آن دختر جدا شدم. البته این مساله هیچ ربطی به مقتول نداشت ما خودمان با هم اختلاف داشتیم و بعد هم همه چیز تمام شد. هم آن دختر ازدواج کرد و هم من. هر کدام هم صاحب فرزند شدیم. این مساله هم به 14 سال قبل برمی‌گردد و ربطی به این قتل نداشت.

پس چرا آن مرد را کشتی؟

من خیلی مواد مصرف کرده بودم و در حالت عادی نبودم اصلا نمی‌دانستم چه کار می‌کنم. دست خودم هم نبود فقط پشت سر هم ضربه می‌زدم و بعد هم از خانه‌اش خارج شدم و رفتم، قبل از این‌که بخواهم آثار جرم را از بین ببرم.

قبل از قتل چه موادی مصرف کرده بودی ؟

چند ساعت قبل از قتل کراک مصرف کردم. بعد هنگام خروج از خانه قرص اکستازی و بعد از قتل هم دوباره کراک و هروئین مصرف کردم.

توضیح بده چطور مرتکب قتل شدی؟

خودم درست به یاد ندارم. فقط می‌دانم به سمت آشپزخانه رفتم و از آنجا چاقو برداشتم. چند ضربه به مقتول زدم. چاقو شکست. چاقوی دیگری برداشتم و دوباره به سمت مقتول رفتم و درحالی که خون زیادی از او می‌رفت چند ضربه دیگر هم زدم و بعد از خانه خارج شدم.

چطور وارد خانه مقتول شدی؟

زمانی که داشتم از خانه خودم بیرون می‌رفتم جلوی در او را دیدم. به او سلام کردم و احوالپرسی کردیم و بعد هم مرا به خانه‌اش دعوت کرد. نمی‌خواستم وارد شوم، نمی‌دانم چرا قبول کردم. فقط می‌دانم که وارد خانه شدم و بعد هم این اتفاقات افتاد.

چطور شد که بعد از قتل دوباره به خانه مقتول برگشتی؟

من واقعا در حال خودم نبودم و بعد از قتل از خانه مقتول خارج شدم. لباس‌هایم خونی بود اما خودم نمی‌دانستم. به بیابانی که در نزدیکی خانه‌مان بود رفتم و مقداری مواد مصرف کردم. دوباره برگشتم. دیدم آمبولانس و پلیس در آنجا هستند و همانجا هم دستگیر شدم.

چند سال است که به مواد مخدر اعتیاد داری؟

زمان زیادی است. من این اواخر هر نوع موادی را مصرف می‌کردم. حالت خماری‌ام از بین نمی‌رفت. مدت زمان زیادی بود که به مواد اعتیاد داشتم.

هزینه‌اش را چطور تامین می‌کردی؟

کار می‌کردم. البته نه‌ همیشه، فقط به مقداری که بتوانم مواد بخرم و مصرف کنم، پول بیشتر از آن نیاز نداشتم.

هزینه‌های زندگی ات را چطور تامین می‌کردی؟

من با پدر و مادرم زندگی می‌کردم. هزینه زیادی نداشتم. فقط در حدی که بتوانم مواد تهیه کنم کار می‌کردم.

بچه‌هایت چطور؟

آنها پیش مادرشان بودند و من گاهی می‌دیدمشان و کاری با من نداشتند.

در دادگاه جرمت را قبول کردی و گفتی که بدون هیچ‌ انگیزه‌ای مقتول را به قتل رساندی، اما از آنها عذرخواهی یا طلب بخشش نکردی؟

مقتول فرزندان مهربانی داشت و من مدتی با آنها فامیل بودم. می‌دانم که در قتل پدرشان مقصر هستم. پیرمرد بیچاره با من کاری نکرده بود و همیشه به من محبت می‌کرد. در دادگاه هم توضیح دادم که تحت تاثیر مواد مخدر مرتکب این قتل شدم. زندگی برای من و امثال من همیشه سخت است چرا که فرد بیگناهی را به قتل رسانده‌ام. من اول از خداوند طلب بخشش دارم و بعد از اولیای دم می‌خواهم به هر تصمیمی‌که دارند عمل بکنند اما قبلش مرا حلال کنند.

با بچه‌هایت حرفی نداری؟

به آنها می‌گویم همیشه دوستشان داشته و خواهم داشت. آنها همه زندگی من هستند و معذرت می‌خواهم اگر پدر خوبی برایشان نبودم.

به نظر خودت چرا که زندگی‌ات به اینجا کشیده شد؟

من اشتباه کردم و به سمت مواد مخدر رفتم. خودم همسر و فرزندانم را فدای مواد کردم و نتوانستم برای فرزندانم پدر خوبی باشم و علتش این است که ایمانم نسبت به خدا قوی نبود و نمی‌توانستم در برابر حیله‌های شیطان و وسوسه‌هایش خودداری کنم. مدتی است که در زندان نماز می‌خوانم و پیش خود می‌گویم ای‌کاش نماز خواندن را خیلی پیش از این شروع کرده بودم. این طور می‌توانستم خودداری‌ام را نسبت به نفس اماره قوی‌تر کنم. از خدا می‌خواهم مرا ببخشد و فرصتی دوباره برای جبران گذشته‌ام بدهد. از خداوند می‌خواهم توبه‌ام را قبول کند و هر بدی‌ای که کرده‌ام از زندگی‌ام پاک کند و مرا به راه راست هدایت کند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها